Logo صفحه‌ی اصلی   اسناد و لیست‌ها   ایجاد   تنظیمات سایت   راهنما    Up to دانشکده علوم
Icon
دانشکده علوم-گروه علوم زیستی
پايان نامه ها
 
 
 
انتخاب نما
همه‌ی آیتم‌ها
استاندارد پايان نامه ها
 
 
اقدامات
  به من اطلاع بده
  Export به صفحه‌گسترده
  تغییر تنظیمات و ستون‌ها
 
 
جدید آیتم جدید
|
فیلتر فیلتر
|
ویرایش در Datasheet ویرایش در Datasheet
 
عنوانتوضيحاتفیلتر
بررسي اثرات نور، دما، pH ، و گونه بر پايداري رنگيزه هاي آنتوسيانين ها در چند گونه زرشک (L. Berberis)
نام ارائه کننده : قدسيه لاله (كارشناسي ارشد علوم گياهي (فيزيولوژي))
نام استاد راهنما : پروفسور رضا حيدري
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1383
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
  زرشک(Berberis ) ،پراکنش عالمگيري دارد و حدوداً داراي 500 گونه مي باشد. اين جنس متعلق به تيره زرشک(Berberidacea) است. ميوه اين گياه به دليل بالا بودن ميزان آنتوسيانين و با توجه به کاربردي که آنتوسيانين در صنايع مختلف غذايي، صنعتي و دارويي دارد, حائز اهميت مي باشد.در تحقيق حاضر اثرات چند فاکتور بر پايداري آنتوسيانين چهار گونه زرشک B . integerrima(زرشک زرافشان)، B . vulgaris(زرشک مـعمولي)، B . khorasanica(زرشک خراساني)، B. orthobotryss(زرشک راست خوشه)، بررسي شده است.براي اين منظور پس از استخراج آنتوسيانين زرشک بروش خيساندن و غوطه ور ساختن نمونه ها در اتانل (1/0درصد اسيدي) و اندازه گيري ميزان آنتوسيانين در هر گونه، در هر كدام از گونه ها, با استفاده ازاسپکترو فتومتر، تاثير عوامل نور، دما، pHو گونه ،مورد مطالعه قرار گرفت. کليه اين اندازه گيري ها طي 12 هفته و در 5 تكرار انجام شد. تاثيرگونه بر روي مقاومت آنتوسيانيني نشان داد که گونه زرشک خراساني بيشترين مقاومت را در ميان ساير گونه ها دارا مي باشد.اثر نور و تاريکي بر روي چهار گونه مذکور مشخص کرد که نور در همه گونه ها باعث تخريب هر چه بيشتر آنتوسيانين ها مي شودولي مقاومت آنتوسيانين هاي چهار گونه در نور و تاريکي با هم اختلاف معني داري ندارند. براي بررسي اثر دمايي از دماهاي ºC5, ºC15, ºC25و ºC35 استفاده شد. نتايج نشان داد که با افزايش دما، سرعت تخريب انتوسيانين ها بيشتر مي شود. گونه زرشک معمولي مقاوم ترين آنتوسيانين ها را در برابر دماي بالا دارا مي باشد. اثرpH هاي 0, 5/1 و 5/3 مشخص کرد که با افزايش pH در همه گونه ها تخريب آنتو سيانيني بيشتر مي شود. ولي اين تخريب شدن در چهار گونه مذکور در pHهاي بالا با هم اختلاف معني داري ندارند. با تاثير pHهاي متفاوت بر روي گونه ها ثابت شد که زرشک خراساني مقاوم ترين آنتوسيانين ها را در pHهاي بالا را دارا مي باشند.
 
بررسي اثرات فيزيولوژيكي و بيوشيميايي تنشهاي ناشی از وانيلين و سرما روی رشد دانه رستهاي ذرت (سينگل کراس 704) و فعاليت آنزيمهاي آنتي اكسيدان و پاسخ گیاه به سرما با حضور اسيد آبسيسيك و كلسيم.

نام ارائه کننده : مهدی خورشیدی ( دکتری تخصصی زیست شناسی- علوم گیاهی (گرایش فیزیولوژی گیاهی))

نام استاد راهنما : دکتر مجید نوجوان

اسامی اساتید مشاور :

تاریخ ارائه : 26/11/1384
 
 
 

کلمات کلیدی :
چکیده:

  هدف از اين تحقيق بررسی اثرات فيزيولوژيکی وانيلين و تنش سرما (دمای 5 درجه سانتيگراد در شرايط تاريکی و نور) بر روی گياهچه های ذرت (سينگل كراس704) بود. وانيلين يکی از متابوليتهای ثانويه است که در بسياری از گونه های گياهی توليد می شود. در اين تحقيق از غلظتهای 0، 5/0، 1، 2، 4 و 8 ميلی مولار وانيلين برای تيمارها استفاده گرديد. وانيلين بر جوانه زنی ذرت بعد از 72 ساعت در انکوباتور 25 درجه تاثير معنی داری نداشت. اما وانيلين باعث کاهش رشد طولی ساقه و ريشه و همچنين باعث کاهش وزن خشک آنها گرديد. اندازه گيری مالون دی آلدئيد، قندهاي محلول، پروتئين كل، پرولين، فعاليت اکسين اکسيداز، جذب پتاسيم و غيره در ساقه ها و ريشه ها انجام گرفت. افزايش مقدار مالون دی آلدئيد با افزايش غلظت وانيلن همبستگی داشته و همسو بود. اين مسئله دلالت برآن دارد كه وانيلين سبب تنش اکسيداتيو در گياهچه های ذرت شده است و در پی آن باعث القاء و افزايش فعاليت آنزيمهای آنتی اکسيدان گرديده است. در اثر تنش تحميل شده توسط وانيلين فعاليت نسبی سوپر اکسيد ديسميوتاز ((SOD، آسکوربات پراکسيداز(APX)، كاتالاز (CAT)بمقدار قابل توجهي افزايش يافت، اگرچه فعاليت نسبی گلوتاتيون ردوکتاز(GR) و گاياکل پراکسيداز (GPX) تغييرات معنی داری را نشان نداد. مکانيسم احتمالی تاثير وانيلين نيز بحث شده است. در بخش تنش سرما، اثر اسيد آبسيسيک، کلريد کلسيم و دمای 15 درجه (دمای خوگيری) بر فعاليت آنزيمهای آنتی اکسيدان در تنش سرما مورد بررسی قرار گرفت. هنگامی که گياهچه های ذرت تحت تنش سرما در 5 درجه سانتيگراد به مدت يک هفته در تاريکی قرار می گيرند، سيستم آنتی اکسيدانی آنها القاء شده و با افزايش فعاليت آنها از گياهچه ها محافظت می نمايد. در ابتدا مقادير مالون دی آلدئيد که حاصل از پراکسيداسيون ليپيدی است، اندازه گيری شد. برای اسيد آبسيسيک از غلظت M 13-10 و برای کلريد کلسيم از غلظت mM 75/0 استفاده گرديد. اين تيمارها به طور معنی داری سبب کاهش مقدار مالون دی آلدئيد شدند. از طرفی ديگر باعث شده تا آنزيمهای آنتی اکسيدان تحريک و فعال شوند و از زيانهای سرما به گياهچه ها جلوگيری کنند. اندازه گيری فعاليت سوپر اکسيد ديسميوتاز، آسکوربات پراکسيداز، کاتالاز، گلوتاتيون ردوکتاز و گاياکل پراکسيداز نشان می دهد که اسيد آبسيسيک و کلريد کلسيم تاثير قابل توجه ای در فعال شدن آنزيمهای آنتی اکسيدان دارند. افزايش فعاليت آنزيمهای آنتي اكسيدان در اثر اسيد آبسيسيک بيشتر از تيمارهای کلريد کلسيم و دمای 15 درجه سانتی گراد بود و از لحاظ اهميت، كلريد كلسيم در مرتبه دوم قرار داشت. اين تغييرات در تنش سرما در نور نيز مشابه بوده ولی ميزان افزايش فعاليت آنزيمهای آنتی اکسيدان، بيشتر از تنش سرما در تاريکی است. علاوه بر اين اندازه گيريها، مقادير پروتئين، پرولين، نشت يون پتاسيم و اسيدهای چرب نيز اندازه گيری شده اند. نقش يون کلسيم و اسيد آبسيسيک در خاتمه بحث شده است.
 
 
 
 

 

بررسي اثرات كادميوم بر رشد, برخي فرايندهاي فيزيولوژيكي و القاء تنش اكسيداتيو در دانه رستهاي عدس (Lens miller)
نام ارائه کننده : گيتی کريمی ( کارشناسی ارشد علوم گياهی(فيزيولوژی) )
نام استاد راهنما : دکتر مجيد نوجوان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه :
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 كادميوم (Cd) يكي از فلزات سنگين غير ضروري و سمي براي گياهان است كه غلظتهاي سمي آن منجر به بروز پاسخهاي متعددي در گياه ميشود. در اين تحقيق اثرات كادميوم بر رشد, فعاليت آنزيمهاي آنتي اكسيدان, جذب عناصر Znو Cu, مقدار كلروفيل و برخي فرايندهاي فيزيولوژيكي و بيوشيميايي ديگر دردانه رستهاي عدس (Lens miller) مورد بررسي قرار گرفتند. كادميوم باعث كاهش طول ريشه, تعداد ريشه هاي فرعي و وزن خشك ريشه و اندام هوايي گرديد, در حالي كه طول اندام هوايي در غلظت كم از آن (µM20) افزايش و در غلظت هاي بالاتر كاهش يافت. اثر كادميوم بر رشد ريشه بيشتر از اندام هوايي بود و و رشد طولي بيشتر از وزن خشك اندامها تحت تاثير قرارگرفت. كادميوم سبب افزايش محتواي پرولين, قندها و پروتئينهاي محلول شد كه اين موارد ميتواند آثاري از مكانيسمهاي مقاومت گياهان در برابر تنش كادميوم باشد. از طرف ديگر, تغييراتي در فعاليت سه آنزيم آنتي اكسيدان (آسكوربات پراكسيداز, كاتالاز و گاياكول پراكسيداز) در ريشه و اندام هوايي دانه رستهاي عدس تيمار شده با كادميوم مشاهده گرديد. كادميوم فعاليت هر سه آنزيم را در اندام هوايي افزايش داد, اما اثر آن بر فعاليت اين آنزيم ها در ريشه متفاوت بود. يافته هاي ما نشان داد كه Ca , اثر مخرب كادميوم بر غشاها را كه به صورت افزايش نشت پتاسيم بروز ميكند, كاهش داده و باعث افزايش رشد طولي و وزن تر و در نتيجه بهتر شدن رشد دانه رستها گرديد. هم چنين وجود كادميوم در محيط كشت, جذب Zn و Cu توسط گياهان را كاهش داد, كه نشان دهنده حالت آنتاگونيستي Cd با اين دو فلز ميباشد. درخاتمه نتايج كشت گلداني گياهان عدس كه با غلظتهاي كم كادميوم تيمار داده شده بودند نشان داد, غلظتهاي پايين كادميوم سنتز كلروفيل و شاخه زايي در دانه رستهاي عدس را ترغيب نموده است. Abstract Cadmium (Cd) is one of the non-essential and phytotoxic heavy metals, and its toxic concentrations cause numerous responses in plant. In this study, effects of Cd on growth, antioxidant enzyme activities, Zn and Cu uptake, chlorophyll content and some other physiological and biochemical processes in lentil seedlings were investigated. The results showed that, Cd treatment caused a reduction of root longitudinal growth, the number of lateral roots and dry weights of roots and shoots, while the shoot length increased at low concentration (20µM) and then decreased. Cd effects on root growth was more than shoot growth and longitudinal growth was impressed more than dry weight of tissues. Cd increased prolin, soluble sugar and protein contents, which could be resulted from mechanisms of plant tolerance against Cd imposed stresses. On the other hand, the activities of three antioxidant enzymes (APX, CAT, GUPX) changed in roots and shoots of Cd treated lentil seedlings. Cd increased the activities of these enzymes in shoots, but its effect on their activities was different in roots. Our findings showed that, Ca application decreased the Cd-imposed damage on membranes as shown by K+ leakage and increased longitudinal growth and fresh weights of seedlings. Meanwhile Cd presence in culture medium decreased Zn and Cu uptake, which is an indication of an antagonistic effect of Cd with the absorption of these metals. Finally, results indicated that, low concentrations of Cd promoted chlorophyll synthesis and stem branching in lentil seedlings.
 
 
 
 
 
نقش روي در كاهش اثرات تنش شوري در ارقام برنج ( Oryza sativa L. )
نام ارائه کننده : معصومه جمال اميدي (دكتري تخصصي زيست شناسي – فيزيولوژي گياهي )
نام استاد راهنما : دكتر ژيراير كاراپتيان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه :
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 روی (Zn) یکی از عناصر ضروری برای رشد و نمو گیاهان است و کاهش آن یکی از شایع ترین موارد کمبود ریزمغذی ها در گیاهان می باشد.کمبود روی بر فرآیند های فیزیولوژیکی متعددی در گیاه از جمله متابولیسم پروتئین ها و آنزیم ها، بیان ژن، تمامیت ساختمانی و عملکردی غشاهای زیستی، متابولیسم کربن فتوسنتزی و متابولیسم اکسین اثر گذارده و باعث اختلال در آنها می گردد. از سوی دیگر، تنش شوری تاثیر اجتناب ناپذیری بر روند تولید محصولات زراعی، چه از طریق صرفه اقتصادی و چه از نظر ظرفیت معیشتی کشاورزان در سطح جهانی دارد. با توجه به این که مزارع برنج در بعضی مناطق شمال کشور به دلیل پیشروی آب دریای خزر به سمت شور شدن پیش می رود، بررسی اثرات این تنش که اثر اکسیداسیونی بر روی فعالیت های حیاتی سلول دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بررسی ها نشان داده است که در خاک های شور، مصرف مقادیر بالاتر عنصر روی موجب افزایش تحمل گیاه به شوری و بهبود عملکرد آن می شود و اثر متقابل مثبتی بین شوری خاک و مصرف روی در افزایش عملکرد گیاهان وجود دارد. در ابتدا یک آزمایش آبکشت برای تعیین کارایی روی در ارقام ایرانی انجام گردید. ارقام پوکالی، IR9764 و IR9884 به عنوان رقم کارا و رقم IR26 به عنوان رقم ناکارا از IRRI (فیلیپین) تهیه و به عنوان شاهد استفاده شدند. ارقام محلی هاشمی و دمسیاه و ارقام اصلاح شده شفق و کادوس، براساس صفات مورفولوژیک گیاهچه های برنج و مقدار تجمع اسیدهای آلی مالات و سیترات در ریشه ها، برای کارایی روی غربال شدند. نتایج بررسی صفات مورفولوژیک نشان داد که ارقام هاشمی، دمسیاه و کادوس از نظر صفات طول ریشه، تعداد ریشه، وزن تر و خشک ریشه و وزن تر و خشک اندام هوایی مشابه رقم ناکارا (IR26) و رقم شفق مشابه ارقام کارا به روی رفتار نمودند. تیمار بی کربنات به عنوان عامل کمبود روی در محیط کشت به طور قابل توجهی تجمع مالات و سیترات را در ریشه های هر دو رقم کارا و ناکارا افزایش داد، اما این افزایش در ارقام ناکارا نسبت به ارقام کارا بیشتر بود. بر اساس نتایج به دست آمده در بخش آبکشت رقم شفق به عنوان کارا و ارقام هاشمی، دمسیاه و کادوس به عنوان ارقام ناکارا تعیین شدند. در ادامه برای بررسی اثر عنصر روی بر میزان مقاومت به شوری ارقام برنج، یک آزمایش گلدانی در شرایط گلخانه و در سال زراعی 1383 انجام شد. در این آزمایش تیمار شوری در دو سطح صفر و 6 دسی زیمنس بر متر در مرحله پنجه دهی و تیمار روی در سه سطح صفر، 10 و 20 میلی گرم بر کیلوگرم خاک بر روی هشت رقم برنج در گلدان های پلاستیکی با چهار تکرار به صورت یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک کامل تصادفی اعمال شدند. نتایج اثر سطوح مختلف روی بر فعالیت آنزیمی و مقدار روی در مرحله پنجه دهی قبل از اعمال تیمار شوری نشان داد که از نظر میزان فعالیت چهار آنزیم SOD، APX، CAT و POD در ارقام برنج تفاوت معنی داری با احتمال 1 درصد وجود داشت. اما ارقام از نظر میزان روی در گیاهچه های برنج تفاوت معنی داری نداشتند. نتایج اثر سطوح مختلف روی و تیمار شوری بر فعالیت آنزیمی، مقدار روی و پرولین در مرحله آبستنی نشان داد که بین ارقام مورد مطالعه از نظر کلیه آنزیم های مذکور، مقدار روی و نیز میزان اسید آمینه پرولین اختلاف معنی داری در سطح احتمال 1 درصد وجود داشت. بررسی مقدار فعالیت آنزیم ها در مرحله آبستنی نشان داد که تیمار شوری فعالیت آنزیم های SOD و APX رادر سطح صفر روی در ارقام کارا (پوکالی، IR9764، IR9884 و شفق) افزایش و در ارقام ناکارا (IR26، هاشمی، دمسیاه و کادوس) کاهش داد که نشان دهنده افزایش مقاومت به شوری در ارقام کارا است. اعمال روی در محیط کشت باعث افزایش فعالیت آنزیم های SOD و APX در ارقام ناکارا گردید. میزان فعالیت CAT بر اثر تیمار شوری در همه ارقام کاهش یافت، اما میزان کاهش آن در ارقام ناکارا به مراتب بیشتر از ارقام کارا بود. میزان فعالیت POD نیز در همه ارقام بر اثر تیمار شوری افزایش یافت، اما میزان افزایش آن در ارقام کارا کمتر بود. اندازه گیری مقدار روی در ارقام برنج در این مرحله نشان داد که تیمار شوری باعث کاهش معنی دار روی در ارقام ناکارا (هاشمی، دمسیاه و کادوس) و افزایش مقدار روی در ارقام کارا (شفق، IR9764 و IR9884 ) در تمامی سطوح روی گردید. نتایج نشان داد که مقدار پرولین در ارقام برنج تحت تیمار شوری و در تمام سطوح روی افزایش یافت، اما میزان افزایش آن در ارقام کارا به مراتب کمتر از ارقام ناکارا بود. ازآن جائیکه در برنج افزایش پرولین در اثر تنش شوری نشان دهنده خسارت به گیاه است تا مکانیسمی برای مقابله با آن، در نتیجه ارقام کارا نسبت به ارقام ناکارا به تنش شوری مقاوم تر بودند. نتایج اثر سطوح مختلف روی و تیمار شوری بر صفات زراعی گیاهان برنج و مقدار روی انباشته شده در دانه نشان داد که بین ارقام مورد آزمایش برای کلیه صفات به جز تعداد پانیکول اختلاف معنی دار وجود داشت و اعمال تیمار روی سبب افزایش صفات زراعی در تمام ارقام گردید. تیمار شوری در ارقام کارا نسبت به ارقام ناکارا سبب کاهش کمتر صفات زراعی گردید. اندازه گیری مقدار روی دانه های ارقام برنج نشان داد که تیمار شوری مقدار روی را در همه سطوح روی کاهش داد و ارقام کارا و ناکارا از این نظر تفاوتی نداشتند، که نشان می دهد اندازه گیری مقدار روی در دانه شاخص مناسبی برای تعیین کارایی روی در ارقام برنج نیست. نتایج بررسی کلیه خصوصیات مورد مطالعه نشان داد که ارقام کارا با داشتن سیستم دفاعی اکسیداتیو بهتر مانند آنزیم های زداینده رادیکال های آزاد از تحمل بیشتری در مقابل تنش شوری برخوردارند. The role of zinc element for decreasing of salinity stress in rice cultivars (Oryza sativa L.) Abstract Zinc is an essential element for plant growth and development, and zinc deficiency is one of the most widespread micronutrient deficiencies in crop production. Several physiological processes are impaired in plants suffering from Zn deficiency. Zinc plays a fundamental role in several critical cellular functions such as protein metabolism, gene expression, structural and functional integrity of biomembranes, photosynthetic carbon metabolism and IAA biosynthesis. Zinc deficiency one of the major problems in rice fields at the north of Iran. The reason of this problem referred to flooding conditions in rice field. On the other hand, salinity stress negatively impacts agricultural yield throughout the world affecting production whether it is for subsistence or economic gain. Some of the rice fields at the north of Iran are going to be salinized due to khazar sea water elevation; therefore this oxidative stress is a special case for researchers. For determination of Zn efficiency in rice cultivars, one hydroponic experiment was carried out. Three Zn efficient cultivars (Pokkali, IR9764, IR9884) and one Zn-inefficient rice cultivar provided by IRRI, and they used as controls. Also, two local rice varieties (Hashemi , Domsiah) with two improved rice cultivars (Shafagh, Kados) from Iran , selected by morphological traits and accumulation of organic acids in roots. Investigation of morphological traits showed that three rice cultivars (Hashemi, Domsiah, Kados) were similar to IR26 (Zn inefficient), and Shafagh was similar to Zn-efficient cultivars. The results of hydroponic experiment showed that bicarbonate treatment dramatically increased malate and citrate accumulation in roots of Zn inefficient cultivars. The second experiment for investigation of zinc and salinity stress interaction was carried out in green house. In this experiment, two level of salinity stress (0, 6 dSm-1) applied in tillering stage. Also, zinc treatments were applied with three levels (0, 10, 20 mg kg-1). Statical design for pot experiment was conducted as a factorial on randomized complete block design with four replicates. Investigation of four enzymes (SOD, APX, CAT, POD) were studied in tillering (before of salt stress) and booting (after salt stress) stages. The results showed that the salinity treatment at Zn=0, increased the SOD and APX activities in Zn-efficient cultivars and decreased that in Zn-inefficient cultivars. Also, CAT activity decreased by salinity stress. But this decreased was more in Zn-inefficient cultivars. Pod activity increased by salinity, but this increase was more in Zn-inefficient cultivars. The measurement of Zn in rice showed that salt stress could decrease in Zn-inefficient cultivars and increased in Zn-efficient cultivars. Proline content was increased in all of the rice cultivars by zinc and salinity treatments. But, this increase in Zn-efficient cultivars was less than Zn-inefficient rice plants. The effect of different levels of two treatment (Zn and salinity stress) on agronomical traits showed that, there were significant differences between cultivars for all of traits expect panicle number. Zinc levels caused to increasing of all traits. But, salinity stress decreased the traits values in Zn-inefficient cultivars more than Zn-efficient cultivars. All of cultivars did not have any significant differences for Zn content in seeds. In general, Zn efficient rice cultivars were more tolerant to salinity stress.
 
 
 
 
 
بررسي تاثير سطوح مختلف شوري بر برخي خصوصيات فيزيولوژيكي و بيوشيميائي ارقام كلزا
نام ارائه کننده : مينا ضرغامي مقدم (كارشناسي ارشد علوم گياهي – فيزيولوژي گياهي)
نام استاد راهنما : دكتر ژيراير كاراپتيان و دكتر مهدي عزيزي
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1383
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 با توجه به اهميت مرحله جوانه زني در تعيين نهائي تراكم بوته در واحد سطح ، ابتدا تأثير شوري بر شاخص هاي جوانه زني 12 رقم كلزا در آزمايشگاه مورد بررسي قرار گرفت . چهار سطح شوري : كمتر از 2 ، 3 ، 6 و 9 دسي زيمنس بر متر تهيه شده از CaCl2 , NaCl ، تيمارهاي شوري بودند . شمارش جوانه زني از روز سوم تا نهم انجام شد . پس از آناليز داده ها توسط نرم افزار كامپيوتري mstatc و مقايسه ميانگين ها با آزمون چند دامنه اي دانكن ، مشخص گرديد كه فاكتور شوري باعث كاهش درصد جوانه زني كل گرديد ولي بر سرعت جوانه زني تأثير منفي نداشت . رقم Fornax نيز داراي بيشترين سرعت جوانه زني و درصد جوانه زني كل بود و رقم Olara كمترين ميزان جوانه زني را نشان داد . سپس سه رقم Okapi ، Fornax و SLM046 كه در مرحله قبل از درصد جوانه زني بالايي برخوردار بودند جهت كشت گلخانه اي انتخاب و همان سطوح شوري تا پايان مرحله روزت بر آنها اعمال گرديد . اين آزمايش فاكتوريل در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي و با سه تكرار انجام شد . از روز اول كاشت تا پانزدهم ميزان سبز شدن بذور شمارش گرديد و نهايتاً درصد بقا براي آن ها محاسبه شد . نتايج نشان داد كه با افزايش شوري درصد بقا همه ارقام كاهش يافت و در شوري ds.m-1 9 رقم Okapi بيشترين درصد بقا را به خود اختصاص داد ، پس از گذشت 6 ماه و برداشت بوته ها ، فاكتورهاي مختلف فيزيولوژيك نظير مقدار كلروفيل ، سطح برگ ، وزن تر و خشك ريشه و ساقه و طول ريشه اندازه گيري شد . همچنين ميزان Na+ وK+ ريشه و برگ و نسبت آنها در سطوح مختلف شوري مقايسه شد . آناليز داده ها و مقايسه ميانگين ها نشان داد كه با افزايش شوري ميزان كلروفيل برداشت ، شاخص سطح برگ ، وزن تر و خشك ريشه و ساقه و طول ريشه كاهش يافت ولي مقدار Na+ وK+ سير صعودي نشان داد در ميان ارقام ، رقم Okapi در كل داراي كلروفيل بيشتر در زمان برداشت و نسبت كمتر K+ / Na+ بود كه اين امر نشان دهنده سازگاري بيشتر اين رقم با تنش شوري است و بنظر مي رسد جهت كشت در زمينهاي شور مناسب ، و عملكرد و محصول خوبي توليد نمايد .
 
 
 
 
 
مطالعه فلوریستیک کوه دالامپر در استان آذربایجان غربی
نام ارائه کننده : باقر شيخي ديداني (کارشناسی ارشد علوم گياهي (تاكسونومي- اكولوژي) )
نام استاد راهنما :
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1384
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 فلور غني ايران يكي از جذاب ترين پوشش هاي گياهي در بين كشورهاي جنوب غربي آسيا است و اين مهم به دليل وسعت زياد ، تفاوتهاي اقليمي و توپوگرافي است. شناسايي پوشش گياهي و بررسي جغرافياي گياهي يك ناحيه مشخص ضمن اينكه اساس بررسي ها و تحقيقات بوم شناختي است، راهكاري مناسب براي تعيين قابليت هاي منطقه از جنبه هاي مختلف است و در عين حال عامل موثري در سنجش و ارزيابي وضعيت كنوني و پيش بيني وضعيت آينده به شمار مي رود و براي اعمال مديريت در منطقه نقش بسزايي دارد. فلور منحصر به فرد كوه دالامپر در استان آذربايجان غربي و ايران بسيار جالب و با اهميت است زيرا خصوصيات اقليمي و پتانسيل بالاي عوامل اكولوژيك و ژئومورفولوژيك باعث ايجاد پوشش گياهي انبوه در منطقه شده است. تحقیق حاضر مربوط به یک مطالعه فلورستیکی از کوه دالامپر در غرب استان آذربایجان غربی (بین طول هاي جغرافيايي شرقي 44 درجه و 48 دقیقه تا 44 درجه و 52 دقیقه و عرض هاي جغرافیایی شمالی 37 درجه و 8 دقیقه تا 37 درجه و 11 دقیقه) می باشد که مساحت منطقه مورد مطالعه بیش از 2700 هکتار است. این بررسی از اردیبهشت سال 1383 تا اردیبهشت سال 1384 صورت گرفت. جمع آوری و تهیه نمونه های هرباریومی طبق روش های علمی مرسوم در علم تاکسونومی گیاهی انجام شد و سپس شناسایی آنها با استفاده از فلورهای ایرانیکا، فلور ترکیه، فلور ایران و فلورهای رنگی صورت گرفت. هم اکنون نمونه های تهیه شده در هرباریوم گروه زیست شناسی دانشگاه ارومیه نگهداری می شود . براساس نتایج 241 گونه گیاهی متعلق به 50 تیره و 178 جنس جمع آوری و شناسایی گردید. شش تیره بزرگ از نظر تعداد گونه، در این منطقه به ترتیب Asteraceae (با 36 گونه)، Fabaceae (با 20 گونه)، Poaceae (با 19 گونه)، Lamiaceae (با 17 گونه)، Brassicaceae (با 14 گونه) و Rosaceae (با 14 گونه) می باشد. از نظر شکل زیستی گیاهان این منطقه در حدود 8/54 درصد همی کریپتوفیت، 2/23 درصد تروفیت، 2/13 درصد ژئوفیت، 9/2 درصد کامفیت و 8/5 درصد فانروفیت هستند. بیش از 67 درصد گونه های منطقه از عناصر رویشی ایرانی- تورانی می باشند و بررسي ميزان آندميسمي نشان داد كه از ميان 241 تاكسون 7 گونه آندميك ايران و آذربايجان غربي مي باشد.
 
بررسي فلورستيك كوه كلار واقع در استان چهار محال وبختياري
نام ارائه کننده : اصغر شاهرخي (كارشناسي ارشد علوم گياهي- سيستماتيك)
نام استاد راهنما : دكتر محمد علي رجا مند
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 11/2/84
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
  كوه كلاريكي از كوه هاي مرتفع زاگرس مركزي است كه در استان چهار محال وبختياري واقع شده است. اين كوه با مساحت حدود پا نصدوهشت كيلومتر مربع ،درطول جغرافياي شرقي 31 درجه و45دقيقه و29/46ثانيه تا 31 درجه و59دقيقه و28/57 ثانيه و عرض جغرافيايي شمالي 50 درجه و44دقيقه و28/38 ثانيه تا51 درجه و6دقيقه و79/25ثانيه قرار دارد.از اين كوه در فلور ايرانيكا باعنوان Kukular، بيش از پنجاه بار ياد شده ،همينطور در فلور هاي فارسي نيز از آن به فراواني نام برده شده است. ازنظر اقليم شناسي براساس رده بندي گوسن اين كوه داراي سه خورده اقليم به شرح زير است:استپي سرد ارتفاعات پائين ،خشك سرد واقع درارتفاعات واقليم برف هاي دائمي مي باشد. از نظر زمين شناسي داراي 18 سازند يا واحد زمين شناسي متفاوت ا ست كه قديمي ترين آن ها مربوط به كامبرين مياني – پسين و آخرين آن ها مربوط به دوران كواتر نري است. شيب هاي كوه كلار حوزه هاي آبريز كارون هستند . در طي اين تحقيق ،با 30 مورد مراجعه به منطقه نمونه ها ي گياهي را از ارتفاعات مختلف با ذكر نام محل جمع آوري،ارتفاع ، جهت شيب و.. جمع آوري كرده و پس از انجام مراحل معمول گياه شناسي، با كمك فلور هاي معتبربه شنا سايي آنها اقدام گرديد . نتيجه آنكه از كوه كلار 497 گونه از 296 جنس كه در 74 تيره قرار گرفتند، جمع آوري و شناسايي شدند. بيشترين تعداد گونه متعلق به تيره كاسني Compositae با 60 گونه و تير ه شب بو Cruciferae با 47گونه بودند. فرم هاي رويشي آن:8/24% تروفيت،2/8% فانروفيت،8/54% همي كريپتوفيت،9/8% ژئوفيت،9/3 % كاموفيت بودند. از نظر پراكنش جهاني86% نمونه ها ايرانو- توراني ،13% مشترك ايران – توراني و اُرو- سيبرين و1% مشترك ايران- توراني و صحارا – سندي بودند. 68% اين گونه ها ، گياهان علفي چند ساله ،9/22% گياهان علفي يك ساله ،2/5 درصد درختچه اي و 9/3% گياهاني درختي هستند. Abstract: One of the most high central Zagros Mts. is Kallar that situated in Chaharmahal va Bakhtiari provence.This mountain is situated nearly in 31.45 46.29″to31,59′,57.28″E latitude and 50.6′,25.79″N longitudey with 508 km areas.This mountain has mentioned as Kukular many times in Flora Iranica also it has mentioned in Flora of Iran(Persion) plentifully .Territorially on the basis of Gusan’s classification this mountain has three micro climates:1)Cold stepe in low higts 2) cold xeric in hights and 3)Frequant snows climate. Geologically Kukular has eighteen different geological units or formtion that oldest of them is related to middle-late combrian and latest of them is related to quaternery ages. Slants of Kukular are Karon water shed .During this project we collected plant species from different hights with mention with mention name of collected places,high ,direction of slants and ect. with thirty refering to area and identifing them after doing of usual botanical stages with helping standard flora. In conclusion we collected and identified 497 species in 296 genus and 74 family from Kukular. Most species were belonged to Compositae family, with 60 species, and Cruciferae family, with 47 species. It’s life form: were%24.2 Therophyte ,%8/2 Phanerophyte ,%54.8 Hemicryptophyt, %8.9 Geophyte,and %3.9 Chamaephyte.with Global distribution were %86 Irano –Turane species, %13 Europa-siberian and Irana –Turane and 1% Irano –Turane,Sahara-Sindian common species.% 68 of these species are perennial herbit plants %22/9 of these are anuual herbite plants %5/2 of these are shurbs and %3/9 are arboreal plants.
 
 
 
 
 
بررسي خصوصيات مهم کمي وکيفي در 27 توده زراعي بزرک وبررسي خصوصيات
نام ارائه کننده : افسانه صمدي ( كارشناسي ارشد علوم گیاهی – اکولوژی)
نام استاد راهنما : دکتر احمد محمود زاده و دکتر عبداله حسن زاده
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 14/12/1384
 
 
 
کلمات کلیدی : كتان ، كميت ، كيفيت ، كاريوتيپ ، كروموزوم و ايران.
چکیده:
 تحقيق حاضرشامل دو بخش : الف) مربوط به بررسي خصوصيات كمي وكيفي 27 واريته از بزرك و ب) بخش مربوط به مطالعات كاريولوژيك از چهار گونه كتان مي باشد. خصوصيات غذايي كتان آنرا به عنوان يك ماده غذايي كارآمد در سطح جهان معرفي مي كند. غذاهاي كار آمد ، سلامتي ويژه اي راعرضه مي كنند كه فراتر از محتواي غذايي آنها مي باشد. به دليل اينكه كتان غني از اسيد لينولنيك (ALA) ، اسيد هاي چرب ضروري امگا 3 ، مواد شيميايي گياهي ، همچنين فيبر و پروتيين است. در بخش اول تعدادي از خصوصيات كيفي وكمي بزرك در27 واريته ، كه از مناطق مختلف اكولوژيكي كشور جمع آوري شده بودند، بررسي شدند. بذر ها در ايستگاه تحقيقات كشاورزي دكتر نخجواني واقع در كيلومتر 42 شهرستان اروميه كشت شدند. هر يك از صفات مورد بررسي با 3 تكرار اندازه گيري شدند. دامنه تغييرات وزن صد دانه بين 21/0 تا 54/0 گرم و ميانگين آن 42/0گرم بود. اختلاف معني داري بين نمونه براي وزن صد دانه وعملكرد دانه ، تعداد كپسولها در گياه ، وزن برگ وميزان روغن در سطح آماري 1% وجود داشت . محتواي روغن با استفاده از وزن خشك دانه ها و با دستگاه سوكسله اندازه گيري شد و يك اختلاف معني داري بين نمونه ها براي اين صفت وجود داشت.ميانگين محتواي روغن 54/37 درصد بود و دامنه تغييرات آن بين 83/29 تا 19/45 درصد بود. ميانگين عملكرد دانه 49/796 كيلوگرم در هكتار و دامنه تغييرات آن بين 8/30 الي 2376 كيلوگرم در هكتار بود. عملكرد دانه همبستگي مثبت ومعني داري با وزن بوته ، وزن ساقه هاي اصلي و فرعي ، شمار انشعاب در گياه ، وزن كپسول در گياه و وزن برگ در سطح آماري 1% داشت. وزن صد دانه همبستگي مثبت ومعني داري با محتواي روغن در سطح احتمال 1 % داشت .همچنين عملكرد بيولوژيكي همبستگي منفي و معني داري با وزن دانه در كپسول در سطح آماري 5 % نشان داد. طبق نتايج به دست آمده از تجزيه خوشه اي ، واريته هاي 11-97، 12-97 ، 13-97 و28-97 عملكرد دانه و فاصله ژنتيكي بالايي را با ديگر واريته ها نشان دادند كه از اين امر مي توان در برنامه هاي به نژادي كتان استفاده نمود. در كل ، طبق نتايج اين مطالعه ، از بين 27 واريته ، واريته هاي11-97 ، 12-97 ، 13 -97 و28-97 كه از استان هاي مركزي ،چهار محال بختياري وكرمان جمع آوري شده بودند، بيشترين عملكرد را در بين ژنوتيپ ها داشتند و براي كشت در اين منطقه(استان آ.غ) و ساير مناطق با اقليم مشابه مناسب مي باشند . در بخش دوم پايان نامه ، كه به مطالعات كاريولوژيك از چهار گونه كتان مربوط مي شود، نمونه هاي گياهي و بذر از مناطق مختلف اکولوژيکي در استان آذربايجان غربي جمع آوري و شناسائي گرديد. سپس مريستم هاي نوک ريشه اي حا صل از بذور جوانه دار در محلول اشباع آلفا برومو نفتالين تيمار و در محلول لويتسکي تثبيت شده و با Aceto –Iron – Hematoxylin رنگ آميزي گرديدند. اسلايدهاي رنگ آميزي شده به وسيله ميكروسكوب دوربين دار عكسبرداري شده و پنج صفحه متافازي مناسب جهت آناليز پارامترهاي کاريوتيپ مورد استفاده قرار گرفت. تيپ كروموزوم ها به روش لوان و همكاران بر اساس محل قرار گيري سانترومر تعيين گرديد . همچنين تعدادي از پارامتر هاي سنجش تقارن نيز براي گونه هاي مورد مطالعه محاسبه گرديدند. طبق نتايــج اين مطالعه گونــــهL.austeriacum داراي 18کرومـــوزوم و ديپلوئيد(18=x2=n2) مي باشد. همچنين اندازه كروموزوم هاي اين گونه بين 246/2-447/3 ميكرون مي باشدكه كروموزوم شماره يك داراي ساتلايت مي باشد وتيپ همه كروموزوم ها متاسانتريك بودند. نتايج حاصل از بررسي و مطالعه گونه L.nervosum نشا ن داد که اين گونه داراي 18 کروموزوم، ديپلوئيد (18n=2x=2) و اندازه كروموزوم ها مابين 95/2-291/ 4 ميكرون مي با شد. تيــــپ همه کروموزومها از نوع متــا سانتريک مي باشد. همچنين طبق نتايج اين مطالعه گونه L. usitatissimum داراي 30 کرومــوزوم ديپــــلوئيد(30n=2x=2) مي باشـــد که اندازه كرومـــوزوم هاي اين گونه ما بيـــن 292/1- 133/ 2ميكـــرون مي باشد .تيپ همه كروموزوم ها عمدتاَ از نوع متاسانتريك مي باشد به استثناء كروموزوم شـماره 4 كه ساب متا سانــــتريك مي باشد و اندازه نسبت بازوهــاي اين كروموزوم برابر 88/1 ميــكرون مي باشد. همچنين بر اساس مطالعه اي كه بر روي گونه ناشناخته .spp L انجام شده ، اين گونه داراي 1+30 كروموزوم وآنيوپلوئيد مي باشد كه اندازه كروموزوم هاي اين گونه بين224/1 -992/1ميكرون مي باشد. تيپ اكثر كروموزوم ها از نوع متاسانتريك بوده به استثناء كروموزوم هاي شماره 1 و2 كه ساب متاسانتريك بودند. اندازه متوسط طول كروموزوم در اين گونه 545/1 ميكرون بوده وطول كل ژنوم در اين گونه 727 /24 ميكرون بود. همچنين براساس نتايج حاصل از محاسبه سنجش تقارن گونه ها، احتمال مي رود كه گونه L.austeriacum.L دربين سه گونه مطالعه شده ، از نظر سير تكاملي پيشرفته ترين گونه باشد كه اثبات اين موضوع به تحقيقات بيشتري در اين زمينه نيازمند است.
 
 
 
بررسی اثر تیمارهای مختلف فیزیکی و شیمیایی در شکستن خواب دانه چند گونه گیاهی و کنترل انتخابی گیاه انگلی سس ریز با علف کشها و مواد آللوپاتیک در بادرنجبویه و مرزه
نام ارائه کننده : میشا پیمانفر ( کارشناسی ارشد فیزیولوژی گیاهی)
نام استاد راهنما : پروفسور مجید نوجوان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 7/12/1384
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 گیاهان تلخه Acroptilon repens , ،تلخ بیان Sophora pachycarpa و سس ریز cuscuta planiflora به صورت علف هرز در مزارع و مراتع آذربایجان غربی یافت می شوند . بذور گیاهان فوق از زیستگاه آنها واقع در ،منطقه نازلو جمع آوری گردید. مطالعات اولیه نشان داد که دانه ها دارای خواب اولیه می باشند . خواب دانه در مبارزه با علف های هرز مشکلاتی را فراهم می کند. که پژوهش حاضر سعی در یافتن روشهای موثر در شکستن خواب دانه ها و تحریک جوانه زنی آنها دارد. تیمار چینه سرمایی و هورمون اسید جیبرلیک که برای شکستن خواب جنین دانه ها بکار می روند ،اثری در شکستن خواب بذور تلخه وتلخ بیان نداشتند. پس خواب اولیه آنها از نوع خواب جنینی نبوده است. تیمار اسید نیتریک ، سدیم آزاید و بیهوش کننده هایی مانند اتانل ،استن و پراکسید هیدروژن نیز نتوانستند جوانه زنی بذور آنها را ترغیب نمایند. از طرف دیگر تیمار اسید سولفوریک غلیظ (98%) به مدت 30 دقیقه ، چینه سرمایی همراه اسید سولفوریک غلیظ ، تیمار 10 دقیقه آب جوش ،یکسال انبارداری وسپس پیش آبدهی به مدت 48 ساعت ، آتش زدن الکلی بذور تلخه و شستشو با آب روان موجب شکستن خواب بذور تلخه و افزایش درصد جوانه زنی دانه ها ی آنها شد .بنابر این خواب بذور آنها از نوع خواب فیزیکی بوده و از مقاومت پوسته ناشی می شود. در مورد تلخ بیان ، تیمار کشت جنین موجب بیشترین تاثیر در شکستن خواب بذور تلخ بیان و افزایش درصد جوانه زنی (100% جوانه زنی) شد. تیمار اسيد سولفوريك غليظ ( 98% ) در مدت 30 دقيقه درصد جوانه زني دانه هاي سس ريزرا به 6/99% رسانيد در حالي كه در تيمار شاهد صفر درصد جوانه زدند که نشان دهنده وجود خواب فیزیکی ناشی از پوسته بذر می باشد . مطالعات اولیه به منظور شناسایی میزبانهای سس ریز در اطراف شهرستان ارومیه ، واقع در بین گردنه قوشچی تا دیزج دول نشان داد که این انگل گونه های چغندر قند ، هویج ، یونجه، بادمجان، شنبلیله ، بادرنجبویه و مرزه را پارازیته می کند. از طرفی سس دانه ریز روی 17 گونه از گیاهان وحشی زندگی میکند که غا لبترین آنها خارشتر، کاهوی وحشی و توق می باشد. . بنابر این پژوهش حاضر سعی در یافتن کنترل انتخابی انگل سس ریز با علف کشها و مواد آللوپاتیک در مزارع بادرنجبویه و مرزه را دارد. بررسی خواص آللوپاتیکی گیاهان نشان داد که عصاره آبی ریزوم گیاهان مرغ ، قیاق ، بید گیاه ، ریشه تلخه و عصاره آبی برگ گیاهان سلمک ، ترشک و تلخه دارای خاصیت آللوپاتیکی می باشند. بنابراین عصاره آبی گیاهان فوق در غلظتهای 5/2 و25/1 گرم ماده خشک در 100 میلی لیتر آب مقطر تهیه شد. عصاره این گیاهان در شرایط آزمایشگاهی از جوانه زنی بذور سس ریز جلوگیری نمود . بیشترین تاثیر مربوط به عصاره آبی ریزوم بید گیاه و تلخه و برگ تلخه در غلظت 5 گرم در 100 میلی لیتر آب مقطر بود . که درصد جوانه زنی بذور سس را به صفر کاهش دادند. اثر عصاره برگ گیاهان سلمک، ترشک، تلخه و ریشه تلخه بر میزان رشد طولی هیپو کوتیل نشان داد که غلظتهای 5/2 و 5 گرم در 100 میلی لیتر عصاره آبی ریشه تلخه بیشترین تاثیر را در منع رشد هیپوکوتیل دارند. یافته ها نشان داد که علف کشهای ترفلان ، سونالان و داکتال در غلظتهای 4،2،1 در هزار جوانه زنی بذور سس ریز و رشد هیپوکوتیل را کاهش دادند و موثر ترین آنها علف کش سونالان با غلظت 4 در هزار بود که جوانه زنی را به 6% کاهش داد و میزان رشد هیپوکوتیل در این تیمار به 6 /6 میلی متر رسید. بررسی فیزیولوژیکی نشان داد که پاشیدن ترفلان به میزان 5 لیتر بر هکتار بر سطح خاک گلدانهای حاوی سس ریز و بادرنجبویه در مرحله بعد از رویش، انگل سس ریز کنترل شده و ارتفاع بوته های میزبان به حد شاهد یعنی گلدانهای حاوی میزبان و بدون سس ریز رسیده است. پاشیدن ترفلان به میزان 10 لیتر بر هکتار موجب کنترل سس ریز شده و از طرفی رشد طولی میزبان را نیز کاهش داده است. مطالعه اثر انگل سس ریز در زمان گلدهی بادرنجبویه مشخص کرد که سس ریز زمان گلدهی بادرنجبویه را به مدت 10 روز نسبت به شاهد به تاخیر انداخت. پاشیدن ترفلان به میزان 10 لیتر بر هکتار موجب کنترل سس ریز شده و گلدهی میزبان را 6 روز به تاخیر انداخت. بنابراین مناسب ترین غلظت ترفلان بر کنترل انتخابی سس به طوریکه به میزبان نیز آسیب نرسد غلظت 5 لیتر بر هکتار ترفلان می باشد. انگل سس ریز موجب کاهش کلروفیل a و b برگهای بادرنجبویه شد که بیشترین اثر آن در ارتباط با کلروفیل b می باشد.در حالیکه گیاهان تیمار شده با ترفلان چنین کاهشی را نشان ندادند و میزان کلروفیل a و b و کلروفیل کل آنها برابر گیاهان شاهد بود. و اثر 5 گرم در 100 میلی لیتر،عصاره آبی برگ گیاهان تلخه ،سلمک، ترشک بر کنترل انتخابی سس ریز در روی مرزه بررسی شد. بذور در خاک گلدانهایی که عصاره آبی 5 گرم در 100 میلی لیتر برگ یکی از گیاهان تلخه، سلمک، ترشک پاشیده شده بود ، از جوانه زنی منع شدند.در حالیکه گیاهان میزبان با سلامتی روئیدند و هیچگونه علائم صدمه در آنها دیده نشد. مطالعات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی مشخص کرد که انگل سس ریز موجب کاهش رشد طولی ، میزان گلدهی ، قند محلول و محتوای کلروفیل b و a موجود در برگهای مرزه گردید و هنگامیکه عصاره آبی مواد آللوپات با غلظت 5 گرم در میلی لیتر، هر یک از گیاهان سلمک ،ترشک و تلخه به میزان 100 میلی لیتر بر سطح خاک گلدانهای حاوی میزبان و سس ریز پاشیده شد ، جوانه زنی بذور سس ریز منع گردید.در این بررسی غلظت 5 لیتر بر هکتار ترفلان و 5 گرم در 100 میلی لیتر عصاره گیاهان فوق برای کنترل انتخابی سس در بادرنجبویه و مرزه توصیه می شود. Abstract Knapweed ( Acroptilon repens ( L)D.C) , Sophora pachycarpa C.M.May and small seeded dodder (Cuscuta planiflora Ten.) are found as weeds in the fields of western Azarbaidjan . Three seeds were gathered from their habitat in the area of Nazloo. The preliminary studies showed that their seed have primary dormancy . Seed dormancy imposes some problems for weed control in fields and rangelands .In this study effective methods for breaking the dormancy of seeds and promotion of germination is interded.Treatmwnts of low temperatures and gibberellic acid were not effective in breaking the dormancy of Knapweed and Sophora . So, their dormancy is not embryonic . Treatment of nitric acid , sodium azide and anaesthetics such as ethanol , acetone and hydrogen peroxide also were not able to promote the germination of their seed . On the other hand , treatment with concentrated sulfuric acid (98%) fot 30 minutes , low temperatures plus concentrated sulfuric acid (98%) fot 30 minutes , boiling water for 10 minutes , one year storage plus sucking in water for 48 hours , alcoholic flaming and washing with flowing water for 21 hours were effective in breaking the dormancy and promoting the germination of their seeds.So , the dormancy of their seeds is physical and imposed by seed coat. Embryo culture of sophora seeds were the most effective and increased the germination up to100 percent. Concentrated sulfuric acid treatment for 30 minutes increasd the germination of the seeds of small seeded dodder to 99.6 percent, while the control treatment showed 0 percent germination. This shows that dodder seeds have coat imposed dormancy . The preliminary studies for identification of the host plants of dodder between Goshchi grave and Disadge dol was carried out. This study showed that , small seeded dodder parasitize the sugerbeets , carrot , alfalfa , egg plant , fenugreek , moldavic calamint and sweet fennel. On the other hand , dodder lives on 17 wild species amony which camels thorn, milkweed and cocklebur are the most dominant species .So , The present study trys to selectively control the small seeded dodder with herbicides and allelochemicals in moldavic calamint and sweet fennel fields. Investigation of allelopathic characteristics of plants showed that water extracts of the rhizomes of Bermuda grass , Johnson grass , quack grass and knapweed and water extracts of the leaves of orache , sorrel and knapweed were allelopathic . So , the water extracts of above mentioned plants with 0.0 ,1/25, 2/5 , and 5.0 grams dried mater in 100 ml of distilled water were prepared. The extracts of these plants inhibited the germination of dodder seeds under laboratory conditions . The most effective extracts were the water extract of the rhizomes of quack grass and knapweed and leaves of knapweed at the concentration of 5.0 gram per litre . These extracts reduced the germination of dodder to zero. These extracts also inhibited the radicle growth of dodder seeds among which knapweed was the most effective of 2/5 and 5.0 gram dried mater in 100 ml distilled water. Our data showed that treflan , sonalan and dacthal at concentration of 1,2 and 4 per 1000 reduced the germination and radicle growth of dodder seeds in Petri dishes . Sonalan was the most effective herbicide at 4 per 1000 that reduced the germination to 6 % and radicle grew only 6.6 mm .Treflan , at the rate of 5 litre per hectar selectively controlled dodder in moldavic calamint when applied to the surface of soil in the pots at after emergence when the crop was at 5 leaf stage . Treflan did not reduce the height of calamint at 5 litre per hectar but it did so at 10 liter per hectar . Dodder retarded the flowering time of calamint about 10 days in comparison to control plants . Treflan at the rate of 10 litre per ha ,. selectively controlled the dodder but retarded the flowering of calamint about 6 days . Therefore , the 5 litre per ha. That controlled dodder without any injury to host plant ( calamint). The parasitic plant dodder , reduced the chlorophyll a and b in calamint leaves . The reduction of chlorophyll b was more significant . But , plants treated with treflan , did not show such a reduction and the chlorophyll a and b in their leaves were equal to control plants . The effect of 5 gram per 100 ml water extracts of the leaves of knapweed , orache and sorrel for selective control of dodder in sweet fennel were investigated . The seeds of the pots that received 100 ml of the above mentioned extracts , did not germinate, while the host plants grew safely without any symptoms of injury . Physiological and biochemical studies showed that parasitic dodder reduces longitudinal growth , flowering amount , soluble sugars and chlorophyll a and b in sweet fennel leaves . But the extracts of the above mentioned allelopathic plants inhibites dodder growth selectively without any injury to host plant . In this study , the 5 liter per ha of treflan and 5 gram per 100 ml of the allelopathic plants for selective dodder control in calamint and sweet fennel is recommended.
 
 
 
 
 
اثر داروهای ضد التهاب غیراستروئیدی (NSAIDs ) منتخب ، فلونیکسین و کتوپروفن ،بر التهاب و درد حاصل از پراُکسی نیتریت و سطح سرمی کورتیزول و قند خون
نام ارائه کننده : ایرج مقدمی (كارشناسي ارشد زيست شناسي- فيزيولوژي جانوري )
نام استاد راهنما : دكتر مينو ايلخاني پور- دكتر گودرز صادقي هشجين
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 4/5/85
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 داروهای ضدالتهاب غیر استروئیدی (NSAIDs ) به طور وسیع در درمان التهاب ، درد و تب مورد استفاده قرار می گیرند. این پژوهش با هدف ایجاد التهاب تجربی با یک ماده بیوژنیک با خاصیت اکسیداتیو قوی به نام پراُکسی نیتریت(ONOO-) و درمان با دو داروی NSAIDs (فلونیکسن مگلومین و کتوپروفن) ومطالعه اثر عوامل فوق بر سطوح سرمی کورتیزول(به عنوان یکی از شاخص های التهاب) و قند خون( به عنوان یک فاکتور جانبی) انجام گردید. بدین منظور،24 قطعه خوکچه هندی در 4 گروه 6 تایی تقسیم شدند.به سه گروه پروکسی نیتریت و به گروه چهارم (شاهد منفی) سرم فیزیولوژی به طریق زیر جلدی در کف پا تزریق شد.پس از ایجاد وحصول یقین از بروز التهاب ، دوداروی فلونیکسن مگلومین و کتوپروفن (به میزان 0.5mg در0.5mL ) به ترتیب در گروههای دو و سه به تعداد 5 بار با فواصل 12 ساعت و به گروههای یک و چهار نیز به همان ترتیب سرم فیزیولوژی تزریق شد.یک ساعت قبل و بعد از هر تزریق میزان مقاومت در برابر درد فشاری در کف پای مربوطه اندازه گیری شد. نتایج مطالعه نشان داد که حساسیت پا به درد فشاری در کلیه گروههایی که پروکسی نیتریت دریافت کرده بودند با افزایش همراه بود(P<0.05 ).تزریق اول و دوم هر دوداروی NSAIDs به صورت معنی داری حساسیت به درد کاهش داد. ولی چنین اثری بعد از تزریقات سوم ،چهارم و پنجم مشاهده نگردید.سپس حیوان ها با استفاده از تیو پنتال سدیم بیهوش و به طور مستقیم از قلب آن ها خون گیری شد. میزان قند و کورتیزول در خون کلیه حیوان ها اندازه گیری گردید. میزان قند خون در گروهی که فقط پراُکسی نیتریت دریافت کرده بودند از گروه کنترل پایین تر و در گروههای که دارو دریافت نمودند ،به طور معنی داری بالاتر بود.میزان کورتیزول در گروههای آزمون نسبتاًپایین تر بود،لیکن اختلاف موجود از نظر آماری به سطح معنی داری نرسید. بر اساس مشاهدات انجام شده، به نظر می رسد که اثر داروهای NSAIDs در ساعات اولیه درمان دردهای حاصل از فشار بسیار بالاست ،لیکن رفته رفته در ساعات پایانی درمان اثر داروها کاهش یافته و خوکچه هندی با فشار اندکی در پنچه پای خود واکنش نشان می دهد.این موضوع در بیمارانی که به صورت طولانی مدت از داروهایNSAIDs استفاده می کنند حائز اهمیت است، زیرا ممکن است در طول دوره درمان اثر داروها کاهش یابد.
 
 
 
بيوسيستماتيك گونه هايي از گل ماهور اطراف اروميه
نام ارائه کننده : سميه خيري ( كارشناسي ارشد زيست شناسي_ گرايش اكولوژي تاكسونومي گياهي)
نام استاد راهنما : آقاي دكتر مسعود خيامي
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1384
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 در این تحقیق بیو سیستما تیک جنس ماهور با استفاده از داده های سیتو لوژی مورفولوژی و آناتومی پوسته بذر بوسیله LM وSEM و مورفولوژی دانه گرده بوسيله SEM وآناتومی پوسته میوه و برگ بوسیله LM مطالعه شد. نتایج حاصل از مطالعه سیستو لوژی نشان می دهد که عدد پایه کروموزومی گونهVerbascum cheirantifolium 14 =n می باشد . با مطالعه پوسته بذر هفت گونه از جنس ماهور توسط SEM نشان داد که بذرها دارای اختلاف کمی از لحاظ آراستار هستند که بدین گونه آراستارهای مشبک ریز، مشبک جوانه دار، مشبک منقوط و مشبک چروکیده شناسایی شد و نتایج حاصل از LM و SEM دانه گرده هفت گونه از جنس ماهور نشان داد که همه دارای آراستار مشبک هستند . مطالعه آناتومی پوسته بذر نشان داد که هفت گونه ماهور از لحاظ آناتومی پوسته بذر عینا" شبیه هم بوده و همگی دارای یک لایه سلول اپیدرمی سلولزی چند وجهی و لایه اندوتیلومی بصورت فیبری بوده و اندوسپرم لوب دار دارند . مطالعه آناتومی پوسته میوه گونه ها هم نشان داد اپیکارپ و مزوکارپ سلولزی و اندوکار پ لیگنینی می باشد . اندازه سلولهای مزوکارپ اختلاف جزئی ما بین گونه های ما هور نشان می دهد و نیز ضخامت لایه مزوکارپ بین گونه های ماهور متفاوت از هم است. با مطالعه گونه های بیشتر، نسبت ضخامت لایه مزوکارپ به اندوکارپ و اندازه سلولهای مزوکارپیک می تواند صفاوت مفیدی در شنا سائی گونه ها به شمار رود. مطالعه آناتومی برگ گونه ها هم اختلافاتی را بین گونه ها نشان می دهد به این صورت که وجود سلولهای ایدیوپلاستیک موجود در مزوفیل برگ و وجود غلاف آوندی در اطراف آوندها و نیز وجود بافت تمام نردبانی در مزوفیل برگ در بعضی گونه ها می تواند صفات متمایز کننده ای از لحاظ تاکسونومیکی با شد . از طرف دیگر تعداد دانه های گرده و تخمک در گونه های مختلف شمارش شدوبا اندازه گيري نسبت گرده به تخمک میزان دگر لقاحی گونه ها اندازه گیری شد .
 
اثر تنش خشکی بر برخی از خصوصیات مورفولوژیکی و بیو شیمیایی ریحان بنفش
نام ارائه کننده : حمیده معینی علیشاه (کارشناسی ارشد زیست شناسی گیاهی- گرایش فیزیولوژی)
نام استاد راهنما : پروفسور رضا حیدری- دکتر عباس حسنی
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 20/3/85
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 
 
بررسي اثرات فيزيولوژيكي و بيوشيميايي ساليسيليك اسيد بر رشد دانه رست هاي تربچه و
نام ارائه کننده : لطيفه پوراكبر( کارشناس ارشد علوم گياهی گرايش فيزيولوژی گياهی)
نام استاد راهنما : پروفسور مجيد نوجوان اصغري
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1382
 
 
 
کلمات کلیدی : ABA ,GA ,IAA ,SA ، سيتوكينين، تربچه،‌ تحمل سرما، آنزيم هاي آنتي اكسيدان.
چکیده:
  در اين بررســي، اثر ســاليسيــليــك اسيـــد (SA ) بر جوانـــه زني و رشــد دانـــه رست هاي تربچــه (Raphanus sativus L. )، اثر متقابل آن با هورمون هاي گياهي و تاثير آن در ايجاد تحمل به سرما در اين گياه مورد بررسي قرار گرفت. نتايج آزمايشات نشان مي دهد كه SA در غلظت هاي بالا از جوانه زني جلوگيري نموده و عملاً در mM 4 درصد آن را به صفر رسانيد. همچنين با افزايش غلظت SA طول ريشه چه دانه رست ها، فعاليت آنزيم آلفا - آميلاز و ميزان تنفس بذرها كاهش ولي ميزان قندهاي محلول، پرولين، فعاليت آنزيم اكسين اكسيداز دانه رست ها افزايش يافت. براي بررسي علل كاهنده طول ريشه چه، اثر متقابل SA با هورمون هاي ABA ,GA ,IAA و سيتوكينين بررسي گرديد. GA به تنهايي محدود كننده رشد ريشه نبوده ولي با SA سينرجيسم نشــان داده و طول ريشه چه دانـه رست ها را بيشتر كاهش داد. IAA در غلــظت هاي 8-10، 7-10 و 6-10 ميلي مولار موجب تحريك رشد طولي ريشه نسبت به شاهد شد و در غلظت هاي 8-10 و 7-10 ميلي مولار همراه SA (5/0 و 1 ميلي مولار) رشد طولي ريشه چه را افزايش داد ولي نتوانست بر اثر غلظت هاي بالاي SA (2 ميلي مولار) غلبه نمايد. ABA به تنهايي محدود كننده رشد ريشه چه بود و در غلظت 1 ميلي مولار جوانه زني رابه طور كامل مهار نمود. جالب توجه اين كه ABA در غلظت هاي 4-10 و 6-10 با اثر كاهنده SA آنتاگونيسم نشان داده و سبب افزايش رشد طولي ريشه چه شد. سيتوكينين در غلظت هاي 4-10 و 6-10 ميلي مولار اثري بر رشد طولي ريشه چه نداشت ولي در غلظت 1 ميلي مولار طول ريشه چه را به ميزان قابل توجهي كاهش داد. سيتوكينين در غلظت هاي 4-10 و 6-10 ميلي مولار به صورت آنتاگونيست با SA عمل نموده و رشد ريشه چه را افزايش داد. اثر SA در افزايش تحمل به سرما در تربچه نيز مورد بررسي قرار گرفت. وقتي دانه رست هاي دو روزه تربچه ابتدا 24 ساعت با محلول هاي مختلف الغلظت SA پيش تيمار شده و سپس به مدت 48 ساعت تحت تنش سرماي پايين (C º 5/2) قرار گرفتند، مقاومت به سرما در آنها افزايش يافت. اين پديده از طريق كاهش نشت K+ و قندهاي محلول به محيط كشت و افزايش طول ريشه چه دانه رست ها بخصوص در غلظت 5/0 ميلي مولار نشان داده شد. مطالعات ما نشان داد كه مقاومت SA القايي به سرما با افزايش فعاليت آنزيم هاي آنتي اكسيداني آسكوربات پراكسيداز (APX)، گاياكول پراكسيداز(GPX) و كاتالاز(CAT) در اندام هوايي و ريشه چه دانه رست هاي تربچه همراه است.
 
 
 
مطالعات كاريولوژيك گونه اندميك Ungernia flava Boiss. (تيره نرگس) و جداسازي و بررسي پلي ساكاريدهاي موسيلاژي سه گونه از پيازداران مهم ايران
نام ارائه کننده : محمد پير قارنايي( کارشناس ارشد علوم گياهی گرايش سيستماتيک)
نام استاد راهنما : دكتر عباس صيامي ـ دكتر محمدعلي رجامند
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 28/3/1382
 
 
 
کلمات کلیدی : تعداد وطول كروموزوم ،موسيلاژ، پلي ساكاريد،برگ،پياز،TLC,GLC,Ungernia,Allium.
چکیده:
 اين پايان نامه شامل دوبخش است. بخش اول به مطالعات كاريولوژيك گونه ي اندميك Ungernia flava (تيره ي نرگس) مربوط مي شود وبخش دوم اين پايان نامه به جداسازي وبررسي پلي ساكاريدهاي موسيلاژي برگ وپياز سه گونه ازگياهان پيازدار مهم ايران: Ungernia flava, Allium schoenoprasum، Allium chrysantherum مربوط مي شود. گونه هاي جنس Ungernia داراي پراكنش جغرافيايي از ايران تا آسياي مركزي مي باشند. كه داراي 7-6 گونه بوده وفقط دوگونه آن متعلق به ايران ميباشد كه گونه U. flava گونه ي بومي وانحصاري ايران مي باشد. دراين تحقيق ، كروموزومهاي گونه ي مذكور از نظر تعداد،طول و محل سانترومر براي نخستين بار بررسي وگزارش مي شود (22=x2=n2). ازمجموعه ي 11 جفت كروموزوم اين گونه ،4جفت آن متاسانتريك، 3جفت آن ساب متاسانتريك،3جفت آن ساب تلوسانتريك و 1 جفت آن تلوسانتريك مي باشند. ميانگين طول كروموزوم ها از 63/0 تا48/1 ميكرومتر متغيربوده و طول كل كروموزومهاي هاپلوئيد آن (11=x )، 77/10 ميكرومتر مي باشد. پلي ساكاريدهاي موسيلاژي از نظرساختماني يك گروه متنوع از درشت مولكولهاي زيستي بادامنه ي وسيعي ازخواص فيزيكوشيميايي را تشكيل مي دهند كه پايه واساس براي كاربردهاي متفاوت در زمينه ي گسترده ي دارويي وداروسازي مي باشند. در كناركاربردهاي كلاسيك اين پليمرهاي زيستي در زمينه هاي صنعت ودارويي،بطور نسبي زمينه ي جديد فعاليت فيزيولوژيكي اين پليمر ها موردبحث مي باشد. بعضي ازنمونه ها كه به اصطلاح به پلي ساكاريدهاي ضد سرطاني باخواص تنظيم كننده ي ايمني معروف هستند، نشان داده اند كه نامزدهاي آشكاري براي كمك به معالجه ي تومورها مي باشند. دراين تحقيق ،موسيلاژهاي گياهي،از برگها وپيازهاي سه گونه از گياهان پيازدار مهم ايران جداسازي شده اند.هراندام گياهي جهت از بين بردن مواد مداخله كننده تيمار داده شد و موسيلاژ استخراج شد (بوسيله ي روشهاي سرد وگرم) وهمچنين از آلاينده هاخالص شد.تركيب شيميايي موسيلاژ از نظر كمي و كيفي بوسيله ي TLCعصاره هاي موسيلاژي هيدروليزشده و GLC مشتقات استات آلديتول آنها مطالعه شد. پلي ساكاريد موسيلاژي برگ U.flava ازرامنوز(12/15%) ، آرابينوز(4/19%) ، گزيلوز (77/5%) ، مـانوز (15%)، گلـوكـز(86/14 %) تشكيل شده و گالاكتوز قند غالب مي باشد(30 %). موسيلاژ پياز U .f lava، يك پلي ساكاريد اسيدي را نشان داد،كه حاوي گلوكز(49%)، مانوز(22%)، گالاكتوز(28%)بود و اسيدگالاكتورونيك نيز حضور داشت . موسيلاژخالص استخراج شده ازبرگهاي A.schoenoprasum ،يك پلي ساكاريد خنثي مشتمل برگالاكتوز (51%)، گزيلوز (4%) ، آرابينوز (30 %) و رامنوز (15 %) را نشان داد. موسيلاژ پياز گياه مذكور نيز يك پلي ساكاريد اسيدي را نشان داد كه درآن (گلوكز+گالاكتوز) قند عمده بودند(64 % )وقندهاي رامنوز (8 %)،آرابينوز (23%)، گزيلوز(5 %) نيز در آن وجود داشتند و علاوه بر آنها قند اسيد گالاكتورونيك نيز حضور داشت . موسيلاژهاي خالص استخراج شده از برگها وپيازهاي A.chrysantherum يك پلي ساكاريد كاملاً اسيدي را نشان دادند كه حاوي گلوكز (65%)،مانوز (22%)، گالاكتوز (12%) و همچنين اسيد گلوكورونيك نيز درموسيلاژ برگ گياه مذكور وجود داشت و موسيلاژ پياز اينگونه ازرامنوز(10%)، مانوز(12%)،گلوكز(29%) و قـند غـالب گالاكتـوز (5/48%) تشكيل شده است واسيد گلوكورونيك واسيد گالاكتورونيك هردو درموسيلاژ پياز گياه مـذكور حضور داشتند.
 
 
 
 
 
مطالعه شيميوتاكسونومي و آمپلوگرافي بر روي 50 رقم انگور هسته‌دار و بدون‌هسته آذربايجان‌غربي
نام ارائه کننده : مليحه نظام‌دوست( کارشناس ارشد اکولوژی و سيستماتيک گياهی)
نام استاد راهنما : دكتر احمد محمودزاده
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 31/4/1382
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 ذخاير توارثي را يكي از باارزش‌ترين منابع و ثروت‌هاي ملي هر كشور مي‌دانند. كوشش‌هاي فراواني توسط سازمان‌هاي مختلف از جمله ، سازمان خواروبار جهاني ( F.A.O. ) ، سازمان حفاظت محيط زيست (E.P.O.) ، سازمان جهاني ذخاير توارثي (I.B.P.G.R.) و در كشور ما توسط بانك ژن گياهي ملي ايران4 (N.P.G.B.I.) به‌منظور حفظ و شناسايي ذخاير توارثي صورت گرفته است. در اين تحقيق نيز در راستاي تحقق اين اهداف و به‌منظور اصلاح تاكداري به شناسايي ارقام انگور ( Vitis vinifera L. ) استان آذربايجان‌غربي براساس دو فاكتور بيوشيميايي و مورفولوژيكي اقدام شد. ازآنجايي‌كه علم آمپلوگرافي5 ( تاك‌نگاري ) با در اختيار قراردادن مشخصات مورفولوژيكي ارقام ، راه را براي گزينش بهينة آن‌ها هموار و تأثير مثبتي در اقتصاد كشور از نظر توليد و صادرات انگور دارد ، سنجش و بررسي 20 صفت كمي و كيفي در بين 50 رقم انگور ( هسته‌دار و بدون‌هسته ) با استفاده از ديسكريپتور (I.B.P.G.R.) انجام شد. اين ارقام از كلكسيوني واقع در ايستگاه تحقيقات كشاورزي كهريز جمع‌آوري شده بودند. به‌منظور طبقه‌بندي ارقام از روش آماري تجزية خوشه‌اي ( UPGMA 6 ) استفاده و دندروگرام بر اساس ماتريس تشابه به وسيلة برنامة كامپيوتري SPSS رسم شد. ارقام در 10 كلاستر مختلف گروه‌بندي شدند. فاكتور بيوشيميايي نيز با بررسي پروفيل پروتئين‌هاي ذخيره‌اي بذر 48 رقم انگور هسته‌دار به روش (SDS-PAGE) بر روي ژل پلي‌آكريل‌آميد ( 5/12 درصد ) مورد سنجش قرار گرفت و 17 باند پلي‌پپتيدي واضح را در محدودة وزن مولكولي KDa60- KDa12 و حركت نسبي 97/0 < Rm < 34/0 به‌تصوير كشيد. از نظر تنوع ژنتيكي موجود در 4 مكان ژني ( A و B و C و D ) ، پروتئين‌هاي ذخيره‌اي بذر پلي‌مورفيسم نسبتاً بالايي را نشان دادند. بررسي الكتروفوروگرام ارقام مورد مطالعه نشان داد ، مكان ژني A منومورف ( يك‌شكل ) و 3 مكان ژني B و C و D پلي‌مورف ( چند شكل ) است. در اينجا نيز به‌منظور گروه‌بندي ارقام از روش تجزية خوشه‌اي ( UPGMA ) استفاده و ارقام در 8 كلاستر مختلف قرار گرفتند. بررسي ميزان تطابق داده‌هاي مورفولوژيكي و بيوشيميايي در اكثر موارد عدم‌پيوستگي بين ارقام را نشان داد. گرچه در بعضي موارد نيز گروه‌هايي از ارقام تطابق‌هائي را از نظر اين‌دو پارامتر به نمايش گذاشتند.
 
 
 
 
 
نام ارائه کننده : زهرا نصر( کارشناس ارشد فزيوا
نام ارائه کننده : زهرا نصر( کارشناس ارشد فزيوا
نام استاد راهنما :
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه :
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 
 
بررسي خواص ضد ميكروبي و تركيبات شيميايي مهم عصاره و اسانس گياهان مرزنجوش، پونه و نعناع فلفلي از خانواده نعناع
نام ارائه کننده : ليلا جودي( کارشناس ارشد علوم گياهی و تاکسونومی گياهی)
نام استاد راهنما : دكتر مسعود خيامي
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1382
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 با توجه به خواص ضد ميكروبي كه در عصاره و اسانس بعضي از گياهان وجود دارد مي توان از اين فراورده ها بعنوان جايگزين طبيعي براي آنتي بيوتيكها استفاده نمود. همجنين براي حفاظت مواد داروئي وغذايي در برابر فساد ميكروبي از آنها بهره گرفت. گياهان خانواده نعناع جزو گياهان آروماتيك مي باشند كه از نظر روغنهاي اسانسي غني بوده و اغلب خاصيت ضد ميكروبي از خود نشان مي دهند.در اين پژوهش، خاصيت ضد ميكروبي عصاره آبي، 3 نوع عصاره الكلي (اتانولي، متانولي واتانولي+متانولي) و اسانس گياهان مرزنجوش، پونه ونعناع فلفلي از خانواده نعناع در غلظتهاي مختلف بر روي باكتريهاي Staphylococcus aureusوEscherchia coli ومخمر Candida albicans به روش انتشار ديسك مورد بررسي قرار گرفت وحداقل غلضت مهار كنندگي MIC گياهان مذكور بر روي ميكروارگانيسمها بروش رقيق كردن متوالي كشت محيط مايع اندازه گيري گرديد وسپس جهت ارزيابي بهتر ،تاثير اسانس گياهان با آنتي بيوتيكهاي موثر بر باكتريها مورد مقايسه قرار گرفت. در مرحله بعد تركيبات شيميايي مهم اسانس گياهان به روش T.L.Cشناسايي شد. نتايج آزمايشات ميكروبي نشان داد، عصاره آبي هيچكدام از گياهان خاصيت ضد ميكروبي نداشت ولي عصاره الكلي واسانس گياهان خاصيت ضد باكتريايي و ضد قارچي خوبي از خود نشان دادند. در بين عصاره هاي الكلي، عصاره اتانولي موثرترين عصاره بود ودر مقايسه عصاره واسانس، اسانس گياهان قويتر بود. در مقايسه بين تاثير عصاره واسانس هر يك از گياهان با همديگر بر ميكروبهاي مورد آزمايش گياه مرزنجوش از نظر فعاليت ضد باكتريايي قويترين اثر را از خود نشان داد. تاثير نعناع فلفلي ضعيفتر از مرزنجوش ولي قويتر از پونه بوده است. همچنين در مقايسه تاثير هر كدام از گياهان بر روي تك تك ميكروارگانيسمها، هر 3 گياه بر روي Sta.aureusتاثير بيشترو قويتري داشته است. همچنين تاثير گياهان بر روي C.albicans بيشتر از E.coli بوده است وE.coli بيشترين مقاومت را براي هر 3 گياه نشان داده است. در اندازه گيري MIC،مقدار MIC مرزنجوش و نعناع فلفلي وپونه بر روي Sta.aureusبترتيب 25/1 ،5و20 ميكروليتر بر ميلي ليتر و اين مقدار براي E.coli وC.albicans با هم برابر وبترتيب 5،20و40 ميكروليتر بر ميلي ليتر بدست آمد. در مقايسه بين گياهان با آنتي بيوتيكهاي موثر بر Sta.aureusو E.coliوCTX,GM,AM,TOB)وTE ) تاثير اسانس مرزنجوش برروي Sta.aureusبيشتراز تمام آنتي بيوتيكها وبرروي E.coliنيزبغير از TOB ،مرزنجوش موثرتر بوده است. تاثير اسانس گياه نعناع فلفلي برروي Sta.aureus در اكثر موارد برابر ويا بيشتر از آنتي بيوتيكها بوده ولي برروي E.coli تاثير اين گياه نسبت به AM بيشتر، با CTX برابر ولي اين اثر كمتر از GM ،TOBوTE بوده است. در مقايسه پونه با آنتي بيوتيكها برروي Sta.aureus اين اثر بيشتر از AM و CTX وبا TOB ،GM وTE برابر بوده وبرروي coli E. بغير از AM بقيه آنتي بيوتيكها تاثير بيشتري داشته اند. نتايج حاصل از آناليز T.L.C نشان داد كه عمده ترين تركيبات شيميايي مرزنجوش،لينالول، سينئول، تيمول،α پينن، كارواكرول وميرسن ومهمترين تركيبات نعناع فلفلي، منتول وسينئول بوده است. همچنين تركيبات شيميايي مهم پونه، منتول، منتون، سينئول،تيمول، ميرسن، پولگون وكارون گزارش شد.
 
 
 
تعيين فاصله ژنتيكي بين ده رقم از ارقام كلزا(Brasica napus) براساس بررسي هاي بيوشيميايي دانه
نام ارائه کننده : نسرين نصر( کارشناس ارشد علوم گياهی گرايش اکولوژی و تاکسوئومی)
نام استاد راهنما : دكتر مسعود خيامي و پروفسور حيدري
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 30/10/1383
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
  تحقيق حاضر مطالعه شيميوتاكسونومي برخي ارقام كلزا مي‌باشد. در اين بررسي 2 هدف عمده در نظر گرفته شده است. نخست برخي از تركيبات شيميايي شامل چربي‌ كل ، اسيدهاي چرب ، پروتئين كل و پروتئين‌هاي ذخيره‌اي بذر مورد بررسي قرار گرفت. سپس با توجه به نتايج به‌ دست آمده و با استفاده از روش‌هاي آماري، ارقام مورد مطالعه ، از لحاظ شيميوتاكسونومي بررسي و مقايسه شدند. در بررسي بيوشيميايي انجام شده درصد چربي كل با روش سوكسله ، پروتئين كل به روش كجلدال اندازه‌گيري شد. همچنين تركيب اسيدهاي چرب موجود در روغن‌ دانه گياهان مورد بررسي از طريق گازكروماتوگرافي تعيين گرديد. نتايج نشان مي‌دهد كه رقم Vdh8001 داراي بيشترين درصد پروتئين ( 4/29 درصد ) و رقم Rigent X Cobra داراي بيشترين درصد چربي ( 36/44 درصد ) در بين ارقام مورد مطالعه در كلزا مي‌باشد. همچنين 5 نوع اسيد چرب اصلي بطور مشترك در 8 رقم كلزا مشاهده شد كه شامل اسيد پالميتيك ، اسيد استئاريك ، اسيد اولئيك ، اسيد لينولئيك ، اسيد لينولنيك مي‌باشد. 2 اسيد چرب غيراشباع مهم يعني اولئيك و لينولئيك به ترتيب در رقم Ebonit 51/59 و 79/20 درصد ، در رقم Bristol 58 و 28/22 درصد ، در رقم Vdh8001 39/56 و09/18 درصد ، در رقمOption 62/61 و 18/23 درصد ، در رقم P.f 80/57 و 50/24 درصد ، در رقم Colvert 23/61 و 97/31 درصد ، در رقم Orient 61/59 و 60/20 درصد و در رقم Cobra 32/51 و 25/25 درصد ، در رقم Ira 45/55 و 59/21 درصد و در رقم Rigent X Cobra 33/62 و 58/18 درصد اندازه‌گيري گرديد. نتايج حاصل از الكتروفورز پروتئين‌هاي ذخيره‌اي بذر نشان داد كه تعداد پروتئين‌هاي موجود در دانه و بعضي از انواع آنها در دانة ارقام كلزا با هم متفاوت مي‌باشد. واريته هاي 5، 4 و 1 (Ebonit, Option, P.f) بيشترين تعداد باند (19) و واريته هاي 7 و 6 (Colvert, Orient) كمترين تعداد باند (12) را دارند. دندروگرام به دست آمده واريته ها را در 5 كلاس دسته بندي مي كند. ازفام 2 و 10 و 8 و 3 (Vdh8001, Cobra, Rigent X Cobra, Bristol) در كلاس يك و ارقام 5 و 4 و 1 (Ebonit, Option , P,f) در كلاس 2 ، رقم 6 (Colvert) در كلاس 3 ، رقم 7 (Orient) در كلاس 4 و رقم 9 (Ira) در كلاس 5 قرار مي گيرند.
 
 
 
مطالعه شيميوتاكسونومي و آمپلوگرافي بر روي 50 رقم انگور هسته‌دار و بدون‌هسته آذربايجان‌غربي
نام ارائه کننده : مليحه نظام‌دوست(اکولوژی و سيستماتيک گياهس)
نام استاد راهنما : دكتر احمد محمودزاده
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 31/4/1382
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
  ذخاير توارثي را يكي از باارزش‌ترين منابع و ثروت‌هاي ملي هر كشور مي‌دانند. كوشش‌هاي فراواني توسط سازمان‌هاي مختلف از جمله ، سازمان خواروبار جهاني ( F.A.O. ) ، سازمان حفاظت محيط زيست (E.P.O.) ، سازمان جهاني ذخاير توارثي (I.B.P.G.R.) و در كشور ما توسط بانك ژن گياهي ملي ايران4 (N.P.G.B.I.) به‌منظور حفظ و شناسايي ذخاير توارثي صورت گرفته است. در اين تحقيق نيز در راستاي تحقق اين اهداف و به‌منظور اصلاح تاكداري به شناسايي ارقام انگور ( Vitis vinifera L. ) استان آذربايجان‌غربي براساس دو فاكتور بيوشيميايي و مورفولوژيكي اقدام شد. ازآنجايي‌كه علم آمپلوگرافي5 ( تاك‌نگاري ) با در اختيار قراردادن مشخصات مورفولوژيكي ارقام ، راه را براي گزينش بهينة آن‌ها هموار و تأثير مثبتي در اقتصاد كشور از نظر توليد و صادرات انگور دارد ، سنجش و بررسي 20 صفت كمي و كيفي در بين 50 رقم انگور ( هسته‌دار و بدون‌هسته ) با استفاده از ديسكريپتور (I.B.P.G.R.) انجام شد. اين ارقام از كلكسيوني واقع در ايستگاه تحقيقات كشاورزي كهريز جمع‌آوري شده بودند. به‌منظور طبقه‌بندي ارقام از روش آماري تجزية خوشه‌اي ( UPGMA 6 ) استفاده و دندروگرام بر اساس ماتريس تشابه به وسيلة برنامة كامپيوتري SPSS رسم شد. ارقام در 10 كلاستر مختلف گروه‌بندي شدند. فاكتور بيوشيميايي نيز با بررسي پروفيل پروتئين‌هاي ذخيره‌اي بذر 48 رقم انگور هسته‌دار به روش (SDS-PAGE) بر روي ژل پلي‌آكريل‌آميد ( 5/12 درصد ) مورد سنجش قرار گرفت و 17 باند پلي‌پپتيدي واضح را در محدودة وزن مولكولي KDa60- KDa12 و حركت نسبي 97/0 < Rm < 34/0 به‌تصوير كشيد. از نظر تنوع ژنتيكي موجود در 4 مكان ژني ( A و B و C و D ) ، پروتئين‌هاي ذخيره‌اي بذر پلي‌مورفيسم نسبتاً بالايي را نشان دادند. بررسي الكتروفوروگرام ارقام مورد مطالعه نشان داد ، مكان ژني A منومورف ( يك‌شكل ) و 3 مكان ژني B و C و D پلي‌مورف ( چند شكل ) است. در اينجا نيز به‌منظور گروه‌بندي ارقام از روش تجزية خوشه‌اي ( UPGMA ) استفاده و ارقام در 8 كلاستر مختلف قرار گرفتند. بررسي ميزان تطابق داده‌هاي مورفولوژيكي و بيوشيميايي در اكثر موارد عدم‌پيوستگي بين ارقام را نشان داد. گرچه در بعضي موارد نيز گروه‌هايي از ارقام تطابق‌هائي را از نظر اين‌دو پارامتر به نمايش گذاشتند.
 
 
 
بررسي اثرات آللوپاتيكي ، فيزيولوژيكي و بيوشيميايي گياه گل آفتاب پرست (Heliotropium europaeum L.) و شكستن خواب دانه هاي آن
نام ارائه کننده : عبدالقادر كلانتر( کارشناسی ارشد زيست شناسی گرايش فيزيولوژِيکی گياهی)
نام استاد راهنما : پروفسور مجيد نوجوان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1383
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 مواد آللوشيميايي متابوليت هاي ثانويه توليد شده در بعضي گياهان ، جلبكها ، باكتري ها و قارچ ها مي باشند كه بر رشد و نمو گياهان ديگر تأثير منفي مي گذارند . در اين بررسي ، اثر مواد آللوشيميايي موجود در اندامهاي مختلف گل آفتاب پرست روي جوانه زني بذورسس و تربچه و رشد طولي ريشه و ساقه آنها و درك مكانيسم عمل ماده مؤثره موجود درآن ازنظر فيزيولوژيكي و شيميايي بررسي گرديد . گل آفتاب پرست به صورت علف هرز در مزارع و مراتع آذربايجان غربي يافت مي شود . بذور آن از يك زيستگاه طبيعي آن در اشنويه در شهريور 81 جمع آوري گرديد . ابتدا جنس و گونه آن بنام . L europaeum Heliotropium شناسايي گرديد كه جورنام (synonym) Mey . lasiocarpum Fisch.& Heliotropium مي باشد . مطالعات اوليه ما نشان داد كه دانه هاي آن داراي خواب اوليه مي باشند . تيمارهاي سرماي خشك ، اتانول ، متانول ، استون ، پراكسيد هيدروژن ، نيترات پتاسيم ، آب جوش ، خراشاندن پوسته و اسيد سولفوريك غليظ كه براي نرم كردن پوسته دانه و قابل نفوذ كردن آن به آب و گازها به كار مي روند ، اثري در شكستن خواب دانه هاي گل آفتاب پرست نداشتند . پس خواب اوليه آن از نوع فيزيكي و مكانيكي نبود . هورمونهاي اتيلن و سيتوكينين نيز نتوانستند جوانه زني دانه هاي آن را ترغيب نمايند . از طرف ديگر سرماي مرطوب به مدت 90 روز سبب جوانه زني تا حد 65% شد . در ضمن ، جيبرالين توانست جانشين سرما شده و در غلظت هاي mM 5/1 ـ 25/0 سبب جوانه زني تا حد 80% دانه ها گرديد. قابل توجه آنكه ، تيمار توأم سرماي مرطوب و جيبرالين در محلول mM 5/1 جيبرالين به مدت 32 روز اثر ترغيبي و سينرجيستي نشان داده و جوانه زني را تا حد 3/98 درصد افزايش داد . در حالي كه ABA اگزوژن با اثرات ترغيبي GA3 حالت آنتا گونيستي نشان داده و درصد جوانه زني را كاهش داد . اين يافته ها نشان مي دهند كه GA3 اثر ABA داخلي را خنثي نموده و جوانه زني را ترغيب مي نمايد . در ضمن تيمار سرماي مرطوب سبب سنتز GA مي گردد كه اثر ABA داخلي را خنثي نموده و درصد جوانه زني را افزايش مي دهد . بنابر اين خواب اوليه دانه هاي گل آفتاب پرست از نوع فيزيولوژيكي بوده و از خواب جنين ناشي مي شود . بررسي خواص آللوپاتيكي گل آفتاب پرست نشان داد كه برگها ، گل ها و دانه هاي اين گياه داراي مواد آللو شيميايي مي باشند . در اين بررسي ها از غلظت هاي 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 گرم ماده خشك در 100 ميلي ليتر آب مقطر استفاده گرديد. عصاره برگ اين گياه از جوانه زني بذور سس و تربچه جلوگيري نمود، در حالي كه عصاره ريشه آن اثر معني داري نداشت . از طرف ديگر ، عصاره برگ و ريشه مو كه يك گياه غير آللوپاتيك مي باشد، در همان غلظت ها اثري نداشت . بنابر اين ، اثر عصاره گل آفتاب پرست اثر اسمزي نيست بلكه اثر آللوپاتيكي است . اين يافته ها ، وجود مواد آللوشيميايي در برگها ، گلها و دانه هاي اين گياه را نشان مي دهند . جالب توجه آنكه ، عصاره آبي برگ و دانه اين گياه ، خاصيت كنه كشي و باكتري كشي از خود نشان داد و توانست كنه قرمز سيب را كه يكي از آفات دردسر آفرين باغات سيب منطقه مي باشد كنترل نموده و از تكثير باكتري استافيلوكوكوس اورئوس ( گرم مثبت ) جلوگيري نمايد . در حالي كه اثري بر رشد باكتري اشرشيا كولي ( گرم منفي ) نداشت . اين يافته ها اثر انتخابي آن را در آفت كشي و باكتري كشي نشان مي دهد . بنابراين از عصاره هاي اين گياه مي توان به صورت چند منظوره براي كنترل علفهاي هرز و آفات استفاده نمود . بررسي هاي فيزيولوژيكي و بيوشيميايي نشان داد كه عصاره آبي برگ گل آفتاب پرست سبب كاهش ميزان پروتئين هاي محلول در شيره سلولي و افزايش ميزان اسيد آمينه پرولين گرديد . ولي ، سبب كاهش فعاليت آلفا آميلاز و افزايش ميزان قندهاي محلول شد . اين يافته هـا نشان مي دهنـد كه مواد آللوشيميايـي موجـود در ايـن گيـاه از پـروتئين سازي جلوگيري مي نمايند . زيرا كاهش فعاليت آنزيم مي تواند از كاهش سنتز پروتئين ناشي گردد كه يافته هاي ما ان را نشان مي دهند . جالب توجه آنكه عصاره برگ گل آفتاب پرست افزايش فعاليت آنزيم اكسين اكسيداز را القا كرد . در اثر فعاليت اين آنزيم از مقدار اكسين فعال كاسته مي شود و كاهش ميزان اكسين ، كاهش رشد طولي ريشه و ساقه را به دنبال دارد، كه داده هاي ما آن را به درستي نشان مي دهند . اضافه كردن اكسين اگزوژن از اثر باز دارند عصاره اين گياه كاست . اين يافته فعال شدن آنزيم اكسين اكسيداز و كاهش سطح اكسين آندوژن را به اثبات مي رساند . در ضمن ، عصاره برگ گل آفتاب پرست سبب افزايش فعاليت آنزيم هاي پلي فنل اكسيداز ، گاياكول پراكسيداز و كاتالاز گرديد . اين داده ها نشان مي دهند كه مواد آللوشيميايي موجود در عصاره تنش شيميايي ايجاد نموده و آن نيز به نوبه خود سبب توليد گونه هاي فعال اكسيژن مي شود، كه آنزيمهاي فوق فعال شده و گونه هاي فعال اكسيژن را از بين مي برند .
 
رنگيزه هاي آنتوسيانيني انگور سياه سردشت
نام ارائه کننده : ناصر دولت آبادزاده( کارشناس ارشد علوم گياهی گرايش فيزيولوژيکی)
نام استاد راهنما : دكتر رضا حيدري
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1382
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 |رنگ بيشتر گلها و ميوه ها به رنگيزه هاي فلاونوئيدي از نوع آنتوسيانين مربوط مي باشد. آنتوسيانين ها به طور معمولي گليكوزيله و محلول در آب هستند. آنها در صنايع غذايي(به عنوان رنگ دهندة مواد غذايي و بهبود كيفيت غذاها)، صنابع پلاستيك سازي(تهية پلاستيك هاي رنگين قابل تجزيه)، صنايع الكترونيك(تهية فتوسل)، پزشكي، شيميوتاكسونومي و اكولوژي كاربرد گسترده اي دارند. در اين كار تحقيقاتي، براي نخستين بار آنتوسيانين هاي انگور واريتة سياه سردشت (Vitis vinifera L. var. Siahe Sardasht) كه هم به صورت وحشي در كوه هاي اطراف سردشت مي رويد و هم توسط افراد بومي مناطق شمال كردستان و جنوب آذربايجان غربي كشت و پرورش داده- مي شود، جهت شناسايي(از نظر كيفي) و تعيين مقدار آنتوسيانين هاي منومري(از نظر كمي)، مورد مطالعه قرار گرفت. بدين منظور ابتدا رنگيزه هاي موجود در ميوة انگور با استفاده از كروماتوگرافي ستوني تعويض يوني(كاتيوني) و TLC سلولزي تفكيك و سپس براي شناسايي و اندازه گيري هاي كيفي و كمي از روش هاي طيف سنجي IR، UV-Visible و H-NMR استفاده گرديد. طي نتايج به دست آمده از اين تحقيق پنج نوع آنتوسيانين تفكيك و شناسايي گرديد كه در آن رنگيزة غالب، مالويدين 3- گلوكز مي باشد. در آزمايشات كمي، مقدار آنتوسيانين مونومري كل 58/3 ± 1740 ميلي گرم در ليتر تعيين گرديد.
 
بررسی های فیزیولوژی و بیوشیمیایی اثر متیل جاسمونات بر جوانه رشد دانه رست های ذرت و نقش بهبود دهنده آن در رشد آنها تحت تنش اکسیداتیو القا شده توسط پاراکوات
نام ارائه کننده : اکبر نورسته نیا (دکتری فیزیولوژی گیاهی)
نام استاد راهنما : پروفسور مجید نوجوان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 15\12\1384
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 بررسی های این پایان نامه در دو بخش انجام شد. در بخش اول اثر غلظت های بالای متیل جاسمونات بر درصد جوانه زنی بذور ذرت و طول ریشه در بذور جوانه زده اندازه گیری شد. در این رابطه تغییرات کمی و کیفی مربوط به آنزیم آلفا آمیلاز اندازه کیری شد و سپس تغییرات مربوط به اتیلن و همچنین آنزیم اکسین اکسیداز مورد بررسی قرار کرفت. در بخس دوم اثر غلظت های کم متیل جاسمونات در بهبود شرایط رشد برای گیاهچه هایی که در معرض تنش اکسیداتیو ناشی از اعمال پاراکوات قرار داشته اند بررسی شد. در این مطالعه غلظت های 100-20 میکرومولار متیل جاسمونات در دو حالت بصورت پیش تیمار (استفاده از متیل جاسمونات قبل از کاربرد پاراکوات) و یا پس تیمار (استفاده از متیل جاسمونات بعد از کاربرد پاراکوات)مورد استفاده قرار کرفت. در هر دو حالت فعالیت گروهی از آنزیم های دست اندرکار در زدودن رادیکال های آزاد حاصل از تنش اکسیداتیو (کاتالاز, سوپراکسید دیسموتاز, آسکوربات پراکسیداز, گلوتاتیون ردوکتاز و گایاکل پراکسیداز) اندازه گیری شد. همچنین شدت فعالیت واکنش هیل و مقدار کلروفیل کل در هر یک از دو حالت بصورت جداگانه بعنوان دو فاکتور زیستی دیگر مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت غلظت های 50 و 100 میکرومولار متیل جاسمونات در شرایطی که بلافاصله پس از شروع تنش اکسیداتیو اعمال گردد, کاراتر تشخیص داده شد.
 
تخليص وبررسي برخي ويژگيهاي بيوشيميايي مهاركنندة پروتئيني آلفا آميلازومطالعه برخي شاخصهاي فيزيولوژيك در مرحله تشكيل وتكوين دانه گندم رقم زرين درشرايط مزرعه ايي
نام ارائه کننده : مسعود حيدري زاده (دكتري تخصصي فيزيولوژي گياهي)
نام استاد راهنما : دكتر رضا حيدري
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 25/4/1384
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 بازدارندگان آنزيمي با منشا گياهي گروه مهمي از پروتئينهاي ذخيره ايي بوده، كه در بذر برخي از گياهان يافت مي شوند. در اين پايان نامه مهاركننده آلفا آميلاز در بذر گندم مورد مطالعه وبررسي قرارگرفت. جداسازي وتخليص آن با استفاده از كروماتوگرافي تعويض يوني وسيستم FPLC انجام گرديد.ويژگيهاي الكتروفورتيك اين پروتئين نيز مطالعه شد.ميزان كاهش فعاليت هيدروليتيك آميلازي بزاق انساني وآلفا آميلاز باكتريايي در اثر افزودن اين مهاركننده به محيط واكنش آنزيمي نيز اندازه گيري گرديد.با توجه به اينكه مهاركننده آلفا آميلاز جزو پروتئينهاي شبه آلبوميني محلول درآب بذر ميباشند، الگوي الكتروفورزي اين پروتئينها در شش رقم گندم زراعي ايران، دو رقم جو ويك رقم ذرت مطالعه گرديد.. نتايج شناسايي يك پروتئين با فرم Rm 0/66 0/68 ,و وزن مولكولي تقريبي 16KD را تائيد نمود.اين پروتئين از نظر ساختاري دايمريك مي باشد. ژل الكترو فورز وجود 2 باند پروتئين را بطور واضح نشان مي دهد. تفسير ما اينست كه دو باند مشاهده شده در حقيقت نشان دهندة ديمر بودن اين پروتئين ويژه مي باشد. فعاليت هيدروليتيك آلفا آميلاز استاندارد (با منشأ باكتريايي) به ميزان 89/ 97% توسط مهار كننده كاهش نشان داد. همچنين فعاليت هيدروليتيك بزاق انساني (با لحاظ كردن مقدار رقيق نمودن نمونه ها) توسط مهار كننده آلفا آميلاز استخراج شده و خالص سازي شده از بذر گندم (زرين) به ميزان 97/ 07 % كاهش يافت. الگوي الكتروفورزي پروتئينهاي شبه آلبوميني بذر در شش رقم گندم زراعي ايران، دو رقم جو ويك رقم ذرت بطور كلي نشان داد كه مي توان از آلبومين ها هم در مطالعات تاكسونوميكي و سيستماتيكي براي ارزيابي موقعيت تاكسونهاي مختلف به عنوان شاخص تاكسونوميكي و هم در ارزيابي هاي ژنتيكي به منظور ارزيابي فاصله ژنتيكي و قرابت و دوري گونه ها و ارقام نسبت به همديگر استفاده نمود. مطالعه تغييرات چهار فاكتور ،وزن تر ، محتواي پروتئين ، قند محلول و پرولين آزاد در دانه در حال تكامل در طي 8 هفته از ابتدا زمان تشكيل بروي سنبله تا يك هفته بعد از برداشت، به خوبي دو مرحله اصلي را كه در منابع براي دوره تشكيل و رسيدن بذر در نظر گرفته مي شوند و به آنها اشاره گرديد، نشان مي دهد مرحله اول تقريباً تا هفته چهارم ادامه مي يابد در اين مرحله تقسيمات سلول ، جنين زايي ، رشد و نمو جنيني دانه و تشكيل بافت اندوسيرم و بخش ها و بافت هاي ديگر دانه صورت مي پذيرد . مرحله دوم يعني مرحله دهيدراسيون و از دست دادن آب ، تجمع ذخاير اندوسپرمي شامل نشاسته و پروتئين و ... از هفته چهارم با كاهش وزن تر دانه آغاز و در نمونه هشتم يعني يك هفته بعد از برداشت تغييرات وزني تثبيت شده است. بيشترين محتواي پروتئيني را دانه ايي كه 6 هفته از تشكيل آن گذشته دارد . تغييرات پروتئيني با داده هاي گزارش شده توسط ساير محققين همخواني دارد . تجمع تركيبات ذخيره اي از جمله پروتئين در مرحله دوم نمو دانه يعني مرحله دهيدراسيون صورت مي پذيرد كه تقريباً از هفته چهارم آغاز مي شود . با آغاز مرحله دهيدراسيون كه همزمان با آن افزايش غلظت هورمون ABA نيز گزارش شده است . منحني تغييرات يك افزايش در غلظت پروتئين ها را نشان مي دهد، اين افزايش مرتبط با پروتئينهاي سه گانه LEA ، RAB ، DHN مي باشد كه القاء و شروع بيوسنتز آنها با ABA تحريك شده و مرتبط با مرحله دهيدراسيون انتهائي رسيد گي و بلوغ بذر مي باشند. اين سه گروه پروتئيني در اثر ABA بيان شده و جنين بالغ را در حالت خواب نگه داشته و از جوانه زني آني بروي پايه مادر جلوگيري مي نمايند . محتواي پرولين همزمان با شروع و افزايش خشكي و دهيدراسيون دانه و بذر گندم در مرحله انتهايي نمو هماهنگ با آن افزايش نيافته، ميزان پرولين در هفته هاي آخر بطور نسبي كاهش نشان مي دهد. نتايج نشان داد دو شاخص پرولين آزاد و منوساكاريدهاي محلول كه در پاسخ به شرايط تنش خشكي ، شوري ... به عنوان يك مكانيسم حفاظتي و به منظور جبران آسيبهاي تنشي در گياهان در معرض تنش بطور معني دار افزايش غلظت نشان مي دهند ، در مرحله دهيدراسيون و از دست دادن آب كه دانه در اين مرحله تا 90% آب خود را از دست مي دهد افزايش غلظت نشان نمي دهند . و دانه در حال تشكيل و رسيدن عليرغم كاهش شديد محتواي آبي بر اساس ايندو پارامتر خشكي شرايط تنشي را نشان نمي دهد.
 
 
 
بررسی اکولویکی و فلورستیکی پوشش گیاهی حوضه آبخیز رود خانه محموداباد
نام ارائه کننده : توران جعفرپور (کارشناسی ارشد اکولوژی_تاکسونومی)
نام استاد راهنما : دکتر امد محمود زاده و دکتر عبدالله حسن زاده قورت تپه
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : اسفند 1383
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 زيستي و‌آب و خاك مناطق آسيب پذير را حفاظت نمود. در اين شناخت درك و آگاهي از تأثير متقابل عوامل زنده و غيرزنده اكولوژيك بر گياهان به عنوان ابزاري كارآمد در مديريت و برنامه‌ريزي ضروري است. حوضه با شناخت و مراقبت درست از اكوسيستمهاي مناطق كوهستاني مرتفع، بهتر مي‌توان زيستگاههاي طبيعي و تنوع رودخانه محمود آباد در 5 كيلومتري شمال شهرستان شاهين دژ با موقعيت جغرافيايي َ42 ْ36 تا َ51 ْ36 عرض شمالي و َ30 ْ46 تا َ49 ْ46 طول شرقي و با وسعت 95/26826 هكتار واقع شده است. تيپهاي گياهي منطقه براساس معيار فلورستيك ـ فيزيونوميك تفكيك، شباهتهاي اكولوژيك بين تيپها به روش رسته بندي قطبي ]بري ـ كورتيس[ با به كارگيري شاخص سورنسون و تنوع تيپها با شاخص تنوع شانون وينر مشخص شد. براي تفسير و درك بهتر الگوي پراكنش گياهان، غير از بكارگيري نقشه‌هاي شيب، جهت و … در هر اجتماع گياهي نسبت به شناخت خصوصيات فيزيكي ـ شيميايي خاك اقدام شد. طي مطالعات فلورستيك 412 گونه گياهي متعلق به 246 جنس و 60 خانواده گياهي جمع‌آوري و شناسايي شد و نه فرماسيون گياهي در منطقه تشخيص داده شد كه در بر گيرنده 29 تيپ گياهي بود. بيشترين درصد تشابه بين تيپ Amygdalus-Astragalus با تيپ Amygdalus-Daphne و تيپ Astragalus-Daphne با تيپ Daphne-Astragalus مي‌باشد. تنوع گياهي با افزايش ارتفاع تا 2200 متر افزايش يافته و از اين ارتفاع به بالا كاهش مي‌يابد. مهمترين عوامل اكولوژيك مؤثر در تغيير پوشش گياهي منطقه مورد مطالعه ارتفاع، درصد شيب، جهت شيب، بافت خاك و عوامل بيولوژيك مي‌باشد.
 
ارزیابی میکوریزای آربوسکولار در مزارع سبزیجات اطراف شهرستان ارومیه

نام ارائه کننده : نسرین فلاح قوی بنیه (کارشناسی ارشد: فیزیولوژی گیاهی)
نام استاد راهنما : دکتر جلیل خارا
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 8/12/84
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
  سبزيجات از هزاران سال پيش به خاطر مصارف تغذيه اي و دارويي که دارند به طور وسيعي در سراسر جهان کشت مي شوند; بنابراين لازم است که ضمن کشت انبوه اين گياهان از تيمارهايي استفاده شود که تا حد امکان طبيعي باشند و ضمن بازده فراوان اثرات زيست محيطي مثبتي به دنبال داشته باشند.تلقيح با قارچ هاي ميکوريز آربوسکولار يکي از بهترين عمليات زراعي است که مي تواند اين اهداف را برآورده سازد. در اين مطالعه ميزان آلودگي ميکوريزي ريشه تعدادي از سبزيجات شامل تره، جعفري، نعناع و ترخون و تعداد اسپور بر گرم خاک ريزوسفري آنها و نيز ميزان فسفر، اسيديته و هدايت الکتريکي خاک تعيين شد و اثر فاکتورهاي خاک بر آلودگي و تعداد اسپور بررسي شد. به اين منظور دو مزرعه پرورش سبزيجات در جنوب شرقي اروميه به نامهاي صداقه و ديگاله انتخاب و از خاک ريزوسفري و ريشه هاي گياهان نامبرده در دو نوبت ارديبهشت و تير ماه نمونه برداري شد. نتايج نشان داد که از نظر درصد همزيستي ميکوريزي در مزرعه صداقه در ارديبهشت ماه، بيشترين و کمترين درصد به ترتيب در ترخون و جعفري ودر تير ماه در نعناع و تره مشاهده شد. از نظر اين فاکتور در مزرعه ديگاله در ارديبهشت اين کمينه و بيشينه در دو گياه نعناع و ترخون و در تير ماه در تره و نعناع ثبت شد. از نظر تعداد اسپور بر گرم خاک ريزوسفري در مزرعه صداقه بيشترين و کمترين مقدار در ارديبهشت ماه در خاک ريزوسفري نعناع و تره و در تير ماه در تره و جعفري مشاهده شد. در مزرعه ديگاله نيز بيشترين و کمترين تعداد اسپور بر گرم خاک ريزوسفري گياهان ترخون و جعفري و در تير ماه در جعفري و تره مشاهده شد. بررسي ارتباط همبستگي دو فاکتور فوق با پارامترهاي خاک وجود هيچ ارتبلاط معني داري را نشان نمي دهد که شايد علت آن عمليات کشاورزي متعدد بر روي خاک، تناوب کشت و دوره کوتاه مدت رشدي اين گياهان باشد. در نهايت از اسپور هاي خاک ريزوسفري لام تهيه و رنگ آميزي شد و گونه هاي قارچي زير شناسايي شدند. در ريزوسفرتره Glomus cf etunicatum Glomus cf mosseae Glomus cf macrocarpum Glomus cf geosporum Glomus cf intraradices Cf.Acaulospora sp. درريزوسفر جعفري Glomus cf geosporum Glomus cf fasciculatum Glomus etunicatum Cf.Acaulospora sp. درريزوسفر نعناع Glomus cf macrocarpum Glomus cf intraradices Glomus cf fasciculatum Glomus cf geosporum درريزوسفر ترخون Glomus cf geosporum Glomus cf fasciculatum Glomus cf etunicatum Glomus cf macrocarpum Cf. Entrophospora sp. Cf.Acaulospora sp.
 
 
 
 
 
بررسي اثرات نور، دماي نگهداري، pH و واريته روي پايداري رنگيزه هاي آنتوسيانيني چهار واريته سيب اروميه
نام ارائه کننده : محمد علي بخشايشي ( كارشناسي ارشد علوم گياهی (اكولوژي- تاكسونومي))
نام استاد راهنما : آقاي دكتر خيامي، آقاي دكتر حيدري
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1/9/84
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 سيب(Malus ) يكي ازمهمترين ميوه هاي مناطق سردسيري، معتدله و نيمه حاره اي است و متعلق به خانواده Rosaceae مي باشد. از خصوصيات ميوه سيب قرمزي رنگ پوست آن است كه عمدتا" به علت وجود ماده اي از رده ي فلاونوئيد ها تحت عنوان آنتوسيانين مي باشد. به علت اهميت آنتوسيانين در صنايع مختلف، در تحقيق حاضر اثرات چند فاكتور محيطي بر پايداري آنتوسيانين چهار نوع واريته سيب اروميه به نام هاي سيب جوناتان(M. domestica c.v jonathan) ، سيب رد دليشيز( M. domestica c.v red delicious)، سيب رد استاركينگ( M. domestica c.v red starking) و سيب عباسي مشهد( M. domestica c.v abbasi mashhad) مورد بررسي قرار گرفت. براي استخراج آنتوسيانين سيب از محلول اتانل اسيدي 1/ درصد به عنوان حلال استفاده شد. غلظت آنتوسيانين هر واريته با استفاده از دستگاه اسپكتروفتومتر در طول موج nm520 اندازه گيري شد و تاثير عوامل محيطي نور،دما، نوع واريته و pH در هر كدام از واريته ها مورد مطالعه قرار گرفت. اثر نور و تاريكي بر روي چهار واريته مذكور نشان داد كه نور در همه واريته ها باعث تخريب هرچه بيشتر آنتوسيانين ها شده، ولي مقاومت آنتوسيانين هاي چهار واريته در نور و تاريكي با هم اختلاف معني داري دارند. درصد تخريب آنتوسيانين براي اين واريته ها در نور و تاريكي در مدت 90 روز نگهداري به ترتيب در سيب رد استاركينگ 33/38% ، سيب رد دليشيز 38/40% ، سيب جوناتان 16/49% و سيب عباسي مشهد 13/83% بوده است. بنابراين در بين واريته هاي مطالعه شده رد استاركينگ مقاومترين واريته نسبت به نور شناخته شد براي بررسي اثر دمايي از دماهاي 5، 20،30 و40 درجه سانتيگراد استفاده شد. نتايج نشان داد كه با افزايش دما سرعت تخريب آنتوسيانين بيشتر مي شود، بطوريكه واريته هاي رد استاركينگ با 46/63%، رد دليشيز با67/73% ، جوناتان با 38/87% و عباسي مشهد با11/91%تخريب به ترتيب مقاومترين آنتوسيانين ها را در دما هاي بالا دارا مي باشند. اثر pHهاي 1، 5/2 و 4 مشخص كرد كه با افزايش pH در همه واريته ها تخريب آنتوسيانين بيشتر مي شود در pH هاي اسيدي آنتوسيانين ها مقاومت بيشتري نشان دادند. اثر pH هاي مختلف بر روي اين واريته ها مشخص كرد كه رد استاركينگ رددليشيز، جوناتان و عباسي مشهد به ترتيب مقاومترين آنتوسيانين ها را در pH هاي بالا نشان دادند. تاثير واريته بر روي پايداري آنتوسيانين در چهار واريته سيب نشان داد كه رد استاركينگ با 93/51% ، رد دليشيز با 67/64% جوناتان با 77/68% و عباسي مشهد با 49/94% تخريب به ترتيب بيشترين مقاومت آنتوسيانين ها را دارا ميباشند.
 
 
 
 
 
تغييرات هورموني،آنزيمي و بافتي تحت تأثير ميدانهاي الکترومغناطيسي در خوکچه هندي نر
نام ارائه کننده : ساناز علی وندی فرخاد - کارشناسی ارشد علوم جانوری
نام استاد راهنما : آقای دکتر صمد زارع – آقای دکتر حسین حیات غیبی
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : بهار 1385
 
 
 
کلمات کلیدی : میدان الکترومغناطیسی، هورمون، آنزیم، بافت،خوکچه هندی
چکیده:
 ميدانهاي الكترومغناطيسي اثرات متفاوتي روي موجودات زنده دارند براي مثال تركيبات خوني و تغييرات هورموني و آنزيمي از اين جمله اثرات مي‌باشند. اين اثرات به شدت، ميدان الكترومغناطيسي و زمان قرارگيري بستگي دارد. در اين تحقيق تغييرات هورموني، آنزيمي و بافتي تحت تاثير ميدان‌هاي الكترومغناطيسي در 36 خوكچه هندي نر بالغ كه به 6 گروه تقسيم شده مورد بررسي قرار گرفت. گروه A به عنوان گروه كنترل در ميدان الكترومغناطيسي خاموش براي پنج روز هر روز دو ساعت، گروه B در ميداني با شدت 013/0 ميكروتسلا با فركانس 5 هرتز در مدت مشابه، گروه C در ميداني با شدت 207/0 ميكروتسلا با فركانس 50 هرتز در شرايط زماني مشابه، گروه D چهار ساعت در روز براي پنج روز در ميداني با شدت 013/0 ميكروتسلا با فركانس 5 هرتز، گروه E در ميداني با شدت 207/0 ميكروتسلا مشابه شرايط زماني گروه D و گروه F به عنوان گروه كنترل چهار ساعت در روز براي پنج روز در ميدان خاموش قرار گرفتند. خون خوكچه‌هاي هندي بعد از پنج روز آزمايش شد و آناليز داده‌ها با تست تشخيصي دانت و واريانس يك طرفه نشان داد تفاوت معني‌داري بين گروه كنترل و گروه آزمايش در ميزان هورمونها، آنزيم هاي کبدي و تغييرات بافتي وجود دارد.
 
بررسي و ارزيابي برخي خصوصيات فيزيكي و شيميايي دانة ارقام
نام ارائه کننده : زهرا نصر( کارشناس ارشد فزيولوژيکی گياهی)
نام استاد راهنما : دكتر ژيراير كاراپتيان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 5/7/1382
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 سويا [ Glycin max (L.) Merr ] به علت محتوي زياد روغن و پروتئين دانه به‌عنوان يك منبع تغذيه‌اي مهم انساني و حيواني مطرح است. روغن سويا از فرآورده‌هاي اصلي آن و يك محصول مهم اقتصادي به حساب مي‌آيد كه غني از اسيدهاي چرب ضروري به ويژه اسيد لينولئيك ( C18:2 ) است. پروتئين‌ سويا نيز يكي از منابع تأمين پروتئين‌هاي گياهي در دنياست. بطوريكه 4/1 روغن خوراكي و 3/2 كنجالة پروتئيني دنيا را در سال 2001 تأمين كرده است. از اين رو تلاش محققان در جهت بهبود كمي و كيفي ميزان پروتئين و روغن آن است. در تحقيق حاضر برخي خصوصيات فيزيكي و شيميائي مهم دانه در ده رقم سويا بررسي شده است. اين ارقام شامل Bonus Ronak , Hill , Hatson , Hack , Habbit , Elf , Columbus , Century و Williams مي‌باشند. به منظور اطمينان از تازه و سالم بودن دانه‌هاي مورد آزمايش ، بذر ارقام طي 72-24 ساعت جوانه زده و درصد جوانه‌زني در محدوده 100-84% مي‌باشد. كليه پارامترهاي مورد اندازه‌گيري با سه تكرار به اجرا درآمد. ميانگين وزن صددانه 43/15 گرم كه ارقام Williams و Columbus به‌ترتيب با 66/16 و 71/13 گرم بيشترين و كمترين ميزان را دارا مي‌باشند. آناليز واريانس نشان ميدهد كه بين ميزان وزن صددانه در ارقام ، اختلاف معني‌داري در سطح احتمال 5% = وجود دارد. ميزان روغن دانه بر مبناي وزن خشك به روش سوكسله اندازه‌گيري شد. ميانگين روغن ارقام 15/21 درصد كه ارقام Hack و Century به‌ترتيب با 3/22 و 8/19 درصد بيشترين و كمترين ميزان را به خود اختصاص دادند. آناليز واريانس نشان ميدهد كه بين ميزان روغن ارقام ، اختلاف معني‌داري وجود دارد. هم‌چنين تركيب پنج اسيد چرب مهم ، شامل اسيد پالمتيك ، استئاريك ، اولئيك و لينولئيك به‌ترتيب به ميزان 34/12 ، 99/3 ، 46/23 ، 52/53 ، 69/6 درصد توسط گازكروماتوگرافي شناسايي و اندازه‌گيري شدند. طي روش سنجش پروتئين كل به روش كلدال ميانگين پروتئين ارقام بر مبناي وزن خشك 06/37 درصد كه رقم Century با 82/38 درصد بيشترين و رقم Hack با 54/35 درصد كمترين ميزان را دارا مي‌باشند. محاسبات آماري اختلاف معني‌داري در سطح 5% را بين ميزان پروتئين ارقام نشان ميدهد. طي الكتروفورز پروتئين‌هاي ذخيره‌اي بذر ، به‌روش SDS-PAGE برروي ژل پلي‌آكريل‌آميد ( 10% ) يازده باند پلي‌پپتيدي واضح در محدوده وزن ملكولي KD4/21 – 133 و حركت نسبي 942/0 < Rm < 172/0 در سه منطقه مشخص و به صورت مونومورف به تصوير كشيده شد.
 
 
 
 
 
نام ارائه کننده : ليلا جودي( کارشناس ارشد علوم گياهی گ
نام ارائه کننده : ليلا جودي( کارشناس ارشد علوم گياهی گ
نام استاد راهنما :
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه :
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 
شناسایی گونه های گياهی تيره اسفناج در شوره زارهای اطراف درياچه اروميه
نام ارائه کننده : پریسا فیضی ( کارشناس ارشد علوم گياهی گرايش تاکسونومی)
نام استاد راهنما : دکتر محمد علی رجامند
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1383
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
  تحقيق حاضر مربوط به شناسايی گياهان خانواده اسفناج در شوره زارهای حاشيه درياچه اروميه میباشد. درياچه اروميه از نظر وسعت، مقام بيستم و از نظر غلظت املاح، رتبه دوم را در بين درياچه های جهان داراست. دريـــاچه اروميه بين´ 5 º37 الی´16 º38 عرض شمالی و ´6 º45 الــــی´ 54 º45 طول شرقی واقع شده است. مساحت شوره زار های آن در حدود 225800 هکتار است. بعضی از گونه های تيره اسفناج، جهان شمول هستند وليکن اغلب انها بطور گسترده ای در مناطق خشک و اکثرا" بر روی خاکهای شور ميرويند. از آنجائکه اغلب خاکهای بيابانهای خاور ميانه شور هستند، تيره اسفناج بطور قابل توجهی در اين منطقه پراکنش دارد. نمونه برداری از 23 منطقه در پائيز سال 82 صورت گرفت. جمع آوری و تهيه نمونه های هرباريومي طبق روشهای علمی تاکسونومی گياهی انجام شد و سپس شنا سايی آنها با استفاده از فلورهای معتبر موجود صورت گرفت. نمونه های جمع اوری شده در هرباريوم گروه زيست شناسی دانشگاه اروميه نگهداری ميشود. بر اساس اين تحقيق 50 گونه گيا هی متعلق به 23 جنس شنا سائی گرديد. بزرگترين جنسها از نظر تعداد گونه، جنس Salsola با 12 گونه،Atriplex با 6 گونه، Suaeda با 5 گونه، ميباشد. فرم رويشی اين گونه ها حدود 66% تروفيت، 26% کامفيت، 4% همی کريپتو فيت، 4% نانو فانروفيت، میباشد. تمامی گونه ها متعلق به ناحيه ايران و تورانی می باشند.
 
ارزيابي مقاومت به شوري و خشكي با بررسي برخي صفات فيزيولوژيكي و بيوشميايي در مرحله دانه رستي چهار رقم جو .
نام ارائه کننده : مهناز حيدري ريكان ( کارشناس ارشد علوم گياهی (فيزيولوژی))
نام استاد راهنما : پورفسور حيدري
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1382
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 وزن هزار دانه ، در صد رطوبت ، مقدار نشاسته ، مقدار قند هاي محلول و ميزان پروتئين در بذور ارقام سهند ، ماكويي ، و نقده و CB اندازه گيري گرديد . درصد اين تركيبات شيميائي در بذور ارقام با هم متفاوت است . به منظورمطالعه شاخص هاي رشد چهار رقم تحت شرايط بهينه در گلدان كاشته شده و پس از 8 روز رقم نقده بالاترين وزن كل و سرعت رشد نسبي RGR و R/S را نشان ميداد در حاليكه رقم ماكوئي كمترين وزن كل و R/S را داشته و رقم سهند RGR كمتر را در بين ارقام داشت . جوانه زني مرحله مهم وحساس در تنشهاي محيطي بوده و ما براي انتخاب دو رقم مقاوم وحساس ، درصد جوانه زني چهار رقم مورد مطالعه را در شرايط استرس شوري و خشكي مورد آزمايش قرار داديم . رقم سهند در سطح بالايي از شوري يعني ( 20 گرم در ليتر NaCl ) 80 درصد جوانه زني داشته در حالي كه رقم CB در همين سطح فقط 27 درصد جوانه زده بود وضعيت اين دو رقم در سطح خشكي بالا ( 96/1- مگا پاسكال ) نيز تقريباً به همين ترتيب بود با توجه به نتايج حاصل رقم سهند به عنوان مقاوم ترين و رقم CB به عنوان رقم حساس براي انجام مراحل بعدي آزمايشات انتخاب شدند . دو رقم سهند و CB به طور گلداني با طرح آزمايشي پايه بلوك هايي كامل تصادفي و به طور فاكتوريل ( فاكتور رقم× فاكتور سطح تنشي ) در سطح تنش خشكي بر حسب ظرفيت مزرعه ( F.C. ) كاشته شدند . بعد از ده روز غلظت اسمورگولاتورها ، يعني پرولين و قند هاي محلول در ريشه ها و برگ گياهچه اندازه گيري گرديد. قند هاي محلول ساقه دو رقم در سطح FC ¼ با هم اختلاف معني دار دارند قند هاي محلول ريشه آنها نيز با هم اختلاف داشته و ميزان قند ريشه در هر دو رقم با شيب تندي افزايش مي يابد و به طور كلي رقم CB در تحمل خشكي با افزودن به مقادير قند هاي محلول مخصوصاً در ريشه به عنوان يك متابوليت تنظيم كننده اسمزي موفق تر است مقدار پرولين در ساقه سهند كنترل بيشتر از ساقه CB بوده اما در ريشه اين اختلاف معكوس مي شود و مقدار ميانگين پرولين در ريشه CB دو برابر مقدار آن در ريشه سهند است . در حالت كلي سهند در شرايط خشكي مقادير پرولين را در ساقه و ريشه خود بسيار بيشتر از رقم CB افزايش مي دهد در حالي كه در مورد توليد قند هاي محلول رقم CB موفق تر است و به نظر مي رسد كه قند هاي محلول متابوليت هاي مهم تري در تنظيم اسمزي در ارقام گونه جو باشند . در مطالعه چگونگي تغييرات شاخص هاي فيزيولوژيكي در شاخص طول برگ دو رقم اختلاف معني دار داشته اما در بررسي طول ريشه اختلاف معني دار ندارند بيوماس توليد شده توسط CB در سطح خشكي FC ¼ در حدود 9/1 برابر رقم سهند است شاخص R/S رقم CB بيشتر بوده و اين رقم در مقابله با خشكي سطح ريشه اي خود را بهتر از رقم سهند افزايش مي دهد . بررسي فعاليت آلفاآميلاز بر اساس مقدار نشاسته تجزيه شونده ، در گياهچه هاي چهار روزه تحت استرس شوري و خشكي انجام گرفت . دو رقم از نظر فعاليت آميلازي با هم اختلاف معني دار داشته و مقدار آن در رقم سهند تقريباً دو برابر CB بود . اين نتيجه مي تواند قدرت جوانه زني بالا در سهند را توجيه كند . شيب كاهش فعاليت آميلازي در استرس شوري در هر دو رقم مشابه بود ه اما ميزان فعاليت آنزيم در استرس خشكي با شيب تندي كاهش مي يابد . در الكتروفورز پروتيين هاي قسمت بذري گياهچه هاي 4 روزه تحت استرس شوري و خشكي دو رقم سهند (مقاوم ) و CB (حساس ) با روش SDS-PAGE ، عمده اختلاف نمونه ها در باندهاي با جرم ملكولي 7/62 ، 35/43 و 68/28 بود .
 
 
 
 
 
بررسي اثر عوامل نور , دما PH و ارقام انگور بر پايداري رنگيزه هاي آنتوسيانين
نام ارائه کننده : محمود قرباني( کارشناس ارشد فيزيولوژی گياهی )
نام استاد راهنما : پروفسور حيدري
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1383
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 چهار رقم انگور به نامهاي قزل (Vitis vinifera ghezel)، توبره قره (tobrehghhareh)، تبرزه (V.v.tabarrzeh) و ريش بابا قرمز (V.v.rishbada ghermez) از باغات اروميه جمع‌آوري شد و رنگيزه هاي آنتوسيانين آنها اتانل اسيدي استخراج گرديد. حلال اتانلي آن به كمك دستگاه تبخير در خلاء جدا شد و پودر حاصل در آب مقطر حل گرديد. محلول آبي سانتريفوژ شد و قسمت بالايي محلول جهت ازمايشها مورد استفاده قرار گرفت. غلظت آنتوسيانين‌ها به كمك روش ارائه شده به وسيله‌ي Fuleki و Francis تعيين گرديد. اين روش مبتني بر اختلاف جذب رنگيزه‌هاي آنتوسانين در PHهاي متفاوت است. در اين روش اندازه‌گيري ، دو محلول تامپون، يكي محلول كلريد پتاسيم با 1=PH و ديگري محلول استات سديم با 5=PH مورد استفاده قرار گرفت. در اين تحقيق، از چهار عامل يعني دماي نگهداري (5،15،25و35)، PH (2،4و6)، نور و ارقام انگر بر پايداري رنگيزه هاي آنتوسيانين استفاده شد. نتايج نشان داد كه رنگيزه هاي آنتوسيانين در دماهاي بالاتر تخيب را نشان مي‌دهند. در مورد بررسي اثرات PH مشخص گرديد كه رنگيزه هاي آنتوسيانين در PH اسيدي نسبت به PHهاي قلياييپايداري بيشتري را نشان مي‌دهند. همچنين تخريب آنتوسيانين ها در مقابل نور 400 لوكس سريعتر از تاريكي بود. مقايسه آنتوسيانين ارقام مختلف انگور نشان داد كه رنگيزه‌هاي رقم قزل پايدارترين و رنگيزه هاي رقم توبه قره ناپايدارترين رنگيزه‌ها هستند.
 
بررسی تاثیر تغییر عوامل اکولوژیک بر چگونگی پراکنش و تنوع ژنتیکی ریواس Rheum ribes L.

نام ارائه کننده : قدیر طاهری (کارشناسی ارشد- علوم گياهی گراطش سيستماتيک )
نام استاد راهنما : دکتر محمد علی رجامند و دکتر رضا حیدری
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1379
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 به منظور بررسی تاثیر عوامل متغیر اکولوژیک بر چگونگی انتشار و فاصلة ژنتیکی توده‌های محلی ریواس، آزمایشی در سال 79-1378 در مناطق خرو و میرآباد نیشابور و دره‌سلوک ارومیه انجام شد. مطالعات بوم شناختی گونه گیاهی ریواس Rheum ribes L. در مناطق خرو و میرآباد انجام گرفت و از نمونه‌های مربوط به دره‌سلوک برای بررسیهای بیوشیمیایی و تعیین میزان فاصلة ژنتیکی استفاده شد. به منظور اجرای بررسی‌های بوم شناختی، دو منطقه در خرو ( کوههای با جهت شیب رو به شمال و جنوب) و یک منطقه از میرآباد (جهت شیب رو به شمال) مورد مطالعه قرار گرفت. در هر منطقه بر اساس اختلاف ارتفاع و جهت شیب تعدادی قطعه نمونه (2متر × 2متر = 4 متر) انتخاب و اندازه‌گیری مشخصه‌های لازم انجام شد. تجزیه و تحلیل نتایج نشان داد که تغییر ارتفاع علاوه بر تغییر فهرست گونه‌های گیاهی همراه بر تعداد و درصد پوشش بوته‌های ریواس نیز تاثیر معنی داری داشته است. حداقل و حداکثر ارتفاع رویش ریواس در منطقه مورد بررسی در میرآباد به ترتیب 1600 و 2500 متر است. میانگین تعداد بوته و درصد پوشش بوته‌های ریواس در ارتفاع 1900 متری بیشترین مقدار است و اختلاف معنی داری با سایر طبقات ارتفاعی دارد. در دامنه‌های با شیب رو به شمال در خرو (حداقل و حداکثر ارتفاع رویش ریواس به ترتیب 2200 و 2800 متر) بیشترین تعداد و درصد پوشش در طبقة ارتفاعی 2500 متر مشاهده شد و اختلاف آن با سایر طبقات ارتفاعی معنی دار است. در دامنه‌های با شیب جنوبی خرو (حداقل وحداکثر ارتفاع رویش ریواس به ترتیب 2200 و3100 متر) بیشترین تعداد و درصد پوشش در طبقة ارتفاعی 2800 متری مشاهده شد و اختلاف این ارتفاع با سایر طبقات ارتفاعی معنی دار است. جهت‌های جغرافیایی مختلف باعث تغییر تعداد و درصد پوشش بوته‌های ریواس شدند. اما میزان این تغییرات از نظر آماری معنی دار نیست. مطالعات بیوشیمیایی با جمع‌آوری نمونه‌های بذر ارتفاعات و جهت‌های مختلف شیب مناطق خرو (6نمونه)، میرآباد (3نمونه)، و دره سلوک (2 نمونه) انجام شد. پس از استخراج پروتئین‌های محلول در نمک (گلوبولین ها) و محلول در الکل (پرولامین ها) نمونه‌ها به روش SDS-PAGE مورد بررسی قرار گرفت. باندهای پروتئینی بدست آمده از پروتئین‌های محلول در نمک دارای تنوع بسیار کمی بود، لذا برای بررسی تنوع ژنتیکی مورد استفاده قرار نگرفت ولی تجزیة SDS-PAGE پرولامین‌های بذر تفاوت‌های آشکاری را در جمعیت‌های ریواس نشان داد. این اختلافات بر اساس حضور و یا عدم حضور باندهای با Rm مشابه تعیین گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که تغییر در ارتفاع از سطح دریا و جهت‌های مختلف شیب در مناطق مورد بررسی بر تنوع ژنتیکی توده‌های ریواس مؤثر است و میتوان با تجزیه پروتئین‌های محلول در الکل (پرولامین ها) به روش SDS-PAGE بعنوان روشی سریع و قابل قبول نسبت به شناسایی تنوع در توده‌های ریواس اقدام نمود.
 
 
 
 
 
بررسی مورفولوژیک و شیمیوتاکسونومیک چند گونه بادام وحشی

نام ارائه کننده : مهدیه محسنی شهری (کارشناسی ارشد - علوم گياهی گرايش سيستماتيک )

نام استاد راهنما : دکتر عباس صیامی و دكتر رضا حیدری

اسامی اساتید مشاور :

تاریخ ارائه : 2/8/1379
 
 
 

کلمات کلیدی :
چکیده:

 کشت و کار بادام از دیرباز در دنیا و ایران رایج بوده است. ایران به عنوان یکی از قدیمی‌ترین کشورهای تولیدکنندة بادام و زیستگاه بادامهای وحشی شناخته شده است. (4) درخت بادام به عنوان یکی از مقاوم‌ترین درختان به خشکی و گرما در میان میوه‌جات مناطق معتدله شناخته می‌شود. با توجه به اینکه کشور ما یکی از کشورهای دارای آب و هوای خشک بوده و کمبود آب در کشاورزی و باغبانی مطرح می‌باشد توسعة کشت و کار گونه‌های مختلف بادام در مناطق مناسب ضروری می‌نماید. (4) به علاوه ایران یکی از موطن‌های چند گونه بادام از جمله بادام منقا Amygdalus communis var.fragilis (اکثر نواحی خشک کشور)، بادام کوهی Amygdalus lycioides (نواحی کوهستانی اطراف تهران، اصفهان، دامغان و آذربایجان) و بادام وامچک Amygdalus arabica (ارتفاعات 1400 متری در کوههای کرج، پشند و سیاه کوه) است. در این پروژه چند گونة بادام وحشی را ابتدا بر اساس خصوصیات مورفولوژیک و سپس بر اساس ترکیبات شیمیایی مورد بررسی و مقایسه قرار دادیم. در بخش اول خصوصیات مورفولوژیک را بر اساس شکل ظاهری شاخه، برگ و میوه بررسی کردیم. در بخش دوم به مقایسه ترکیبات شیمیایی پرداختیم. در اولین مرحله با استفاده از کاغذ پیکریک به این نتیجه رسیدیم که: - آمیگدالین در همة گونه‌های مورد مطالعه وجود داشت و همة گونه‌ها تلخ بودند. از طرف دیگر میزان آمیگدالین موجود در بادامها از طریق روش TLC و اسپکتروفتومتری مورد مقایسه قرار گرفت و نتیجه گرفتیم که گونة A.urmiensis دارای بیشترین میزان آمیگدالین (mg/l 68/10) و گونة A.kotschyi دارای کمترین میزان آمیگدان (mg/l 9/7) بوده است. - چربی موجود در دانه‌های بادام از طریق روش سوکسله اندازه‌گیری شد و مشخص شد که گونة A.trichamygdalus دارای بیشترین درصد چربی 36/55% و گونة A.lycioides var.lycioides دارای کمترین درصد چربی 61/46% است. - درصد پروتئین موجود در دانه‌های بادام با استفاده از روش کجلدال تعیین شد و مشخص گردید که گونة A.lycioides var.lycioides دارای بیشترین درصد پروتئین 55/32% و گونة A.trichamygdalus دارای کمترین درصد پروتئین 86/16% است. - در نهایت با استفاده از روش الکتروفورز ترکیبات پروتئینی نمونه‌های مورد آزمایش مقایسه گردید و نتیجه گرفتیم که گونة A.kotschyi دارای بیشترین تعداد باند پروتئینی و پهن‌ترین باندهای پروتئینی است. آنالیز واریانس نتایج حاصل از اندازه‌گیری مقادیر آمیگدالین، چربی و پروتئین نشان میدهد که اختلاف معنی داری در سطح 05/0 بین گونه‌های مورد مطالعه وجود دارد. همچنین با استفاده از آزمون دانکن میانگین اعداد به دست آمده را مقایسه نمودیم و گونه‌ها را از نظر مقادیر آمیگدالین، چربی و پروتئین به صورت جداگانه گروه‌بندی کردیم. در پایان با استفاده از نتایج حاصل از الکتروفورز پروتئین و رسم نمودار استاندارد، وزن مولکولی پلی پپتیدهای موجود را معین کردیم و درجة قرابت بین تاکسونها را مشخص نموده، دندروگرام مربوطه را رسم نمودیم.
 
 
 
 

 

اثر تنش خشکی بر روی برخی صفات بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی در گیاه آفتابگردان (رقم رکورد)
نام ارائه کننده : جمیل حمودی (کارشناسی ارشد - علوم گياهی )
نام استاد راهنما : دکتر رضا حیدری ، دكتر مجید نوجوان و دکتر صمد زارع
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : مهر 1379
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 در این بررسی تنش خشکی در مرحله رشد زایشی بر روی برخی صفات بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی گیاه آفتابگردان (رقم رکود) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی مورد مطالعه قرار گرفت و داده‌ها مورد آنالیز واریانس قرار گرفت. تیمارهای مورد آزمایش شامل 5 تیمار، که به ترتیب، تیمار شاهد T1 (با دور آبیاری کامل تا مرحله برداشت) و تیمارهای T2، T3، T4، که در مرحله رشد زایشی تحت تاثیر تنش قرار گرفته‌اند، به ترتیب با دورهای آبیاری 9، 13، 17، روز و تیمار T5 که در مرحله رشد زایشی، از آبیاری آن جلوگیری شد، می‌باشند. در قسمت نخست اثر تنش خشکی برروی برخی تغییرات بیوشیمیایی از جمله تغییرات میزان پروتئین کل (برگ– دانه)، الکتروفورز پروتئین‌ها، تغییرات قندهای محلول دانه، محتوای پرولین اندام هوایی و میزان روغن دانه مورد ارزیابی قرار گرفت. میزان پروتئین کل متناسب با افزایش سطح تنش کاهش یافته و الکتروفورز پروتئین‌ها نشان داد که چند پلی پپتید بعد از اعمال تنش از بین رفته است. از طرفی میزان قندهای محلول در اثر تنش خشکی افزایش یافته و میزان افزایش این صفت، متناسب با سطع تنش بوده است. در مورد محتوای پرولین برگها آزمایشات نشان داد که با افزایش سطوح تنشی، مقدار پرولین در اندام‌های هوایی افزایش می‌یابد و در سطح چهارم تنش ) T5= تیمار بدون آبیاری در مرحله زایشی( افزایش چشمگیری در مقدار پرولین دیده شده است. در مورد روغن نیز اعمال تنش باعث کاهش معنی‌دار این صفت در سطح 1% شده است. در قسمت دوم این تحقیق، برخی از صفات فیزیولوژیکی از جمله محتوای سدیم و پتانسیم گیاه(اندام هوایی)، قطر طبق، وزن طبق، وزن هزار دانه، ارتفاع گیاه و قطر ساقه مورد بررسی و داده‌ها مورد آنالیز آماری قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که محتوای سدیم گیاه در اثر تنش خشکی اختلاف معنی‌داری بین تیمارها وجود ندارد ولی در مورد پتاسیم با افزایش سطوح تنشی، باعث افزایش معنی‌دار این صفت در سطح 1% شده است. در مورد صفات قطر طبق، وزن طبق، وزن هزار دانه، ارتفاع گیاه و قطر ساقه نتایج نشان داد که در اثر اعمال تنش باعث کاهش معنی‌دار این صفات در سطح 1% شده است، که میزان کاهش با شدت تنش متناسب بوده است. نتیجه‌گیری و پیشنهادات: آزمایشاتی که بر روی محتوای پرولین برگها، میزان قندهای محلول دانه‌ها صورت گرفت، نشان داد که همبستگی مثبتی بین محتوای پرولین و نیز قندهای محلول با سطوح تنشی داشته است، نظرات مختلفی در رابطه با پرولین به عنوان یک عامل جهت ایجاد مقاومت به خشکی و سازگاری مطرح شده است. (Blum, A., & A.Ebercon 1976; Handa et al 1986; levitt 1980) که بر روی گیاهان ذرت خوشه‌ای، و کشت بافت سلولی صورت گرفت حاکی از آن است که پرولین به عنوان یک عامل مثبت در رابطه با سازگاری مطرح می‌باشد. در این رابطه شاید افزایش سریع پرولین را به عنوان عاملی جهت تنظیم اسمزی بتوان تلقی کرد که با کاهش زیاد پتانسیل آب، پرولین شروع به افزایش کرده است (23، 25، 27، 28، 45، 69). اگر بپذیریم که افزایش میزان پرولین و یا افزایش قندهای محلول در سطح سلولها به عنوان عاملی جهت سازگاری یا مقاومت به خشکی مطرح می‌باشد، آیا افزودن مقادیری از پرولین خارجی به گیاهانی که میزان مقاومت آنها نسبت به گیاهان مقاوم کمتر بوده و پرولین را به اندازه کافی نمی‌توانند در مقایسه با گیاهان مقاوم بسازند، می‌تواند شرایط رشد آنها را به گونه‌ای که در گیاهان مقاوم دیده می‌شود، تضمین نموده و آنها را از اثرات زیان‌آور کمبود آب محافظت نماید، اینها سوالاتی است که امید است در آینده مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. از طرفی پیشنهاد می‌شود که با دستگاههای پیشرفته نظیر اسید آمینه آنالایزر، پروتئین‌هایی که ساختمان آنها غنی از پرولین یا هیدروکسی پرولین می‌باشد مورد بررسی قرار داد و آنها را با نمونه شاهد مقایسه کرده و اثر کمبود آب را در این رابطه جویا شد که آیا در اثر کمبود آب در ساخت آن پروتئین‌ها تغییری حاصل شده است یا نه؟
 
 
 
 
 
تعیین قرابت و بررسی شیمیوتاکسونومی چند رقم کدو (Cucurbita)
نام ارائه کننده : آرزو دست پاک (کارشناسی ارشد - علوم گياهی گرایش سیستماتیک)
نام استاد راهنما : دکتر عباس صیامی و دكتر رضا حیدری
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : پاييز 1380
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 تحقیق حاضر مطالعه شیمیوتاکسونومی برخی ارقام کدو می‌باشد. در این بررسی دو هدف عمده در نظر گرفته شده است: نخست، چند خصوصیت شیمیایی (از قبیل چربی کل، پروتئین کل، ترکیب اسیدهای چرب و ...)، الکتروفورز پروتئین‌های ذخیره‌ای بذر در دانه چند رقم از جنس کدو (Cucrbita) مورد شناسایی و اندازه‌گیری قرار گرفت. سپس با توجه به نتایج به دست آمده و با استفاده از روش‌های آماری چند متغیره، ارقام مورد مطالعه، از لحاظ شیمیوتاکسونومی بررسی و مقایسه شدند. در برسی بیوشیمیایی انجام شده درصد چربی کل با روش سوکسله، پروتئین کل به روش کجلدان و پروتئین محلول به روش لوری اندازه‌گیری شد. همچنین ترکیب اسیدهای چرب موجود در روغن دانه گیاهان مورد بررسی از طریق گاز کروماتوگرافی تعیین گردید. نتایج نشان می‌دهد کدو مسمایی (رقم کاغذی) دارای بیشترین درصد پروتئین (49/37 درصد) و کدو مسمایی (رقم مشهدی) دارای بیشترین درصد چربی است (04/56 درصد). همچنین چهار نوع اسید چرب اصلی بطور مشترک در چهار گیاه مشاهده شد که شامل اسید پالمیتیک، اسید استئاریک، اسد اولئیک و اسید لینولئیک می‌باشد. دو اسید چرب غیراشباع مهم یعنی اولئیک و لینولئیک به ترتیب در کدو مسمایی (رقم قلمی) 98/75 و 54/16 درصد، در کدوتنبل 18/78 و 24/13 درصد، در کدو مسمایی (رقم کاغذی) 63/76 و 07/12 درصد و در کدو مسمایی (رقم مشهدی) 84/81 و 1/12 درصد اندازه‌گیری گردید. علاوه براین، یک اسید چرب دیگر نیز در روغن دانه کدو مسمایی (رقم کاغذی) مشاهده شد که عبارت است از اسید میریستیک (88/3 درصد) که در سایر نمونه‌ها به چشم نمی‌خورد. در بررسی خصوصیات شیمیایی روغن دانه‌ها، اندیس صابونی با روش تیترمتری و اندیس ید با روش هانوس نیز اندازه‌گیری شدند. کدو تنبل با عدد صابونی 06/273 و کدو مسمایی (رقم قلمی) با اندیس ید 28/119 به ترتیب بالاترین مقادیر اندیس صابونی و اندیس ید را به خود اختصاص دادند. نتایج حاصل از الکتروفورز پروتئین‌های ذخیره‌ای بذر نشان داد که نوع و تعداد پروتئین‌های موجود در دانه گیاهان مورد بررسی با هم متفاوت هستند. کلاستربندی ارقام براساس باندهای پروتئینی حاصل از الکتروفورز با استفاده از ضریب جور شدن ساده (Simple matching) انجام شد و ارقام در فاصله 0 تا 25 خوشه‌بندی شدند. برش دندروگرام از نقطه‌ای نزدیک به میانگین ارقام را به دو کلاس گروه بندی نمود. 3 رقم مربوط به گونه کدو مسمایی (C.pepo) در کلاس 1 و کدو تنبل (C.maxima) به تنهایی در کلاس 2 قرار گرفت. همچنین از نظر کمیت، خواص بیوشیمیایی مورد آنالیز قرار گرفتند. آنالیز جامع اندازه‌گیری تمام فاکتورهای بیوشیمیایی در کنار یکدیگر، نشان می‌دهد که این فاکتورها قادرند گیاهان مورد مطالعه را بطور 100% تفکیک نموده و آنها را در 4 گروه مختلف قرار دهند.
 
 
 
 
 
اثر حرارت مرطوب بر روی برخی شاخص‌های کیفی پروتئین (پروتئین کل و پروتئین محلول در نمک و الکل) و مهارکننده‌های تریپسین (Trypsin inhibitors) در 3 گونه از لگوم‌ها: نخود (Cicer arietinum L.) ، باقلا (Vicia faba L.)، لوبيا (Phaseolus vulgaris L)
نام ارائه کننده : عبدالغفار عبادی (کارشناسی ارشد - علوم گياهی )
نام استاد راهنما : دكتر رضا حیدری و دكتر صمد زارع
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1380
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 گیاهان خانوادۀ لگومینوزه، بخاطر ترکیبات پروتئینی‌شان، بطور وسیع، در اغلب کشورهای جهان مصرف می‌شوند. اما این گیاهان حاوی تعدادی از عوامل ضد تغذیه‌ای‌اند، که مهارکننده‌های تریپسین از مهمترین آنها است و روی قابلیت هضم و جذب پروتئین تأثیر گذاشته و در نتیجه، ارزش غذایی آنها را پایین می‌آورند. در این مطالعه، اثر حرارت مرطوب بر روی مهارکننده‌های تریپسین، پروتئین کل و پروتئین محلول در نمک و محلول در الکل در آرد 3 رقم از حبوبات (نخود، لوبیا و باقلا)، بررسی شد. الکتروفورز SDS – PAGE پروتئین کل در نمونه‌های حرارت دیده و حرارت ندیده بعد از تیمار آنزیمی، در 3 رقم فوق، صورت گرفت. آرد نمونه‌ها (نخود، لوبیا و باقلا) از بذور پوست شده، بدست آمد که تحت شرایط مختلف، شامل تیمار حرارتی و آنزیمی، عمل آورده شدند. تیمار حرارتی درc ْ100 برای زمان‌های متفاوت (3، 6 و 24 ساعت) مهارکننده‌های تریپسین را غیرفعال کرده، کاهش شدیدی را در مورد پروتئین‌های محلول در نمک و الکل، در زمان‌های طولانی‌تر از 6 ساعت، نشان داد. اما اختلاف معنی‌داری در میزان پروتئین کل در 3 رقم مورد مطالعه بعد از تیمار حرارت مرطوب مشاهده نگردید. الگوهای SDS – PAGE، نشان دادند که تیمار آنزیمی با تریپسین (در7=PHوc ْ37)، هضم پروتئین موجود در آرد نمونه‌ها (نخود، لوبیا و باقلا) را با شکستن زنجیرهای پروتئینی به زنجیره‌های پتیدی کوتاه، افزایش داد، که آثار آن در الگوهای الکتروفوزی، بصورت باندهای کم رنگ‌تر، دیده شد.
 
ارزیابی مقاومت به خشکی، شوری، سرما، گرما و تغییرات PH و بررسی تغییرات برخی از شاخصهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی در رابطه با تنش‌های اعمال شده در مرحله Seedling در چهار رقم گندم ایرانی
نام ارائه کننده : مسعود حیدری‌زاده (کارشناسی ارشد - فيزيولوژی گياهی)
نام استاد راهنما : دکتر رضا حيدری
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1380
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 وزن هزار دانه، درصد رطوبت، مقدار نشاسته، مقدار قندهای محلول و میزان پروتئین در بذر ارقام سرداری، زرین، سبلان و الموت اندازه‌گیری گردید. درصد این ترکیبات شیمیایی در بذر ارقام مورد مطالعه با هم متفاوت است. دو رقم سرداری و زرین به صورت گلدانی با طرح آزمایشی پایه بلوکهای کامل تصادفی و به صورت فاکتوریل (فاکتور رقم × فاکتور سطح تنشی) در سه سطح تنشی خشکی بر حسب ظرفیت زراعی (F.C) کاشته شدند.بعد از ده روز غلظت اسمورگولاتورها یعنی پرولین آزاد و قندهای محلول در ریشه و برگ گیاهچه‌ها اندازه‌گیری گردید. میزان پرولین و میزان قندهای محلول با افزایش شدت خشکی در ریشه و برگ هر دو رقم به صورت معنی‌دار افزایش نشان می‌دهند. افزایش پرولین در برگ و افزایش قندهای محلول در ریشه بیشتر است. شاخص فیزیولوژیک GR با افزایش شدت خشکی به طور معنی‌دار کاهش نشان می‌دهد. شاخص فیزیولوژیک وزنی R/S با افزایش شدت خشکی به طور معنی‌دار افزایش نشان می‌دهد. رشد رویشی اولیه و پاسخهای فیزیولوژیک و بیوشیمیایی دو رقم آبی و دیم مورد مطالعه در شرایط تنشی اعمال شده یکسان بوده جز در مورد پرولین برگ و R/S با همدیگر تفاوت معنی‌دار نشان نمی‌دهد. اثر سرما، گرما، خشکی، شوری و PH بر جوانه‌زنی ارقام زراعی سرداری، سبلان، الموت و زرین بررسی گردید. در دمای 5 درجه سانتیگراد الموت با 100% جوانه‌زنی مقاومترین و زرین با 58% جوانه‌زنی حساسترین ارقام به سرما شناخته شدند. در 40 درجة سانتیگراد الموت با 16% جوانه‌زنی مقاومترین و زرین با صفر درصد جوانه‌زنی حساسترین ارقام به گرما بودند. در پتانسیل اسمزی 22/1- مگاپاسکال رقم سرداری با 75% جوانه‌زنی مقاومترین و زرین‌ با 10% حساسترین رقم به کم آبی و خشکی بودند. در غلظت 10 گرم در لیتر یا 171/0 مولار نمک طعام رقم سبلان با 60% جوانه‌زنی مقاومترین و سرداری با 40% جوانه‌زنی حساسترین رقم به شوری می‌باشند. جوانه‌زنی ارقام در سطوح متفاوت PH نشان داد که PH بهینه جوانه‌زنی در محدودة 9 – 5 بوده، رقم سرداری برای کشت در زمینهای اسیدی مناسب‌تر و رقم زرین حساسترین رقم به محیط‌های اسیدی می‌باشد. مطالعه ترکیبات شیمیایی بذر ارقام، رابطة معنی‌دار بین درصد پروتئین بذر ارقام و مقاومت آنها به خشکی، شوری، سرما و گرما را نشان می‌دهد. سنتیک رشد در مرحلة جوانه‌زدن نشان داد که رقم سرداری با RGR برابر 089/0 سریعترین رشد و سبلان با RGR برابر با 064/0 رشد نسبی کمتری دارد. درصد جوانه‌زنی ارقام در سطوح متفاوت دمائی (C ْ45 تا صفر) با همدیگر مقایسه گردید درصد جوانه‌زنی رقم الموت در دماهای بالا و پایین بطور معنی‌دار بیشتر از رقم زرین می‌باشد. بر این اساس می‌توان رقم الموت را مقاوم و رقم زرین را حساس به سرما و گرما معرفی کرد. در ارقام مقاوم درصد پروتئین بذر بیشتر و درصد نشاسته بذر کمتر از ارقام حساس می‌باشد. با استفاده از طرح آزمایشی بلوکهای کامل تصادفی دانه رستهای 4 روزه را بمدت 24h ، 5h مورد تیمار حرارتی C ْ43 و تیمار سرما C ْ4- قرار دادیم. بعد از این مدت تغییرات پروتئین کل و قندهای محلول و تغییر الگوی الکتروفورز پروتئینهای برگ ارقام گندم را در مقایسه با تیمار شاهد C ْ18 مورد مطالعه قرار دادیم. تیمار سرما (C/24 h ْ4- ) باعث افزایش قندهای محلول برگ در هر دو رقم می‌شود در حالیکه بر میزان پروتئین کل برگ اثر معنی‌دار ندارد. تیمار گرما C ْ43 میزان پروتئین کل و قندهای محلول برگ را در هر دو رقم بطور معنی‌دار افزایش می‌دهد. در تیمار حرارتی فاکتور مدت اعمال تنش ( 5h یا 24h ) اثر معنی‌دار بر میزان پروتئین‌های برگ دارد. الکتروفورز پروتئینهای برگ با روش SDS-PAGE ، تشکیل چهار باند پروتئینی 21، 5/17، 6/14 و 2/10 کیلودالتونی را به هنگام اعمال تیمـــــار حرارتـــی h5/ ْ43 نشان داد که در سایر تیــمارها تشکیل نگردیده‌اند. این پروتئینها همان Heat shock Proteins هستند. بررسی اثر سرما بر فعالیت آلفاآمیلاز نشان داد که فعالیت این آنزیم متاثر از دما بوده و با کاهش دما فعالیت آن کاهش معنی‌دار می‌یابد دو رقم از این نظر تفاوت معنی‌داری نشان ندادند. با کاهش فعالیت آمیلاز در اثر کاهش دما انتظار می‌رود که غلظت قندهای محلول در بخش بذری دانه رستها و گیاهچه‌ها کاهش و غلظت نشاسته افزایش یابد. نتایج نشان داد که غلظت قندهای محلول متناسب با کاهش فعالیت آلفاآمیلاز کاهش نشان می‌دهد ولی این اثر معنی‌دار در مورد غلظت نشاسته مشاهده نشد. تأثیر دما بر فعالیت آمیلاز، غلظت قندهای محلول و نشاسته در بخش بذری گیاهچه‌های دو رقم مورد ارزیابی قرار گرفت، نتایج نشان داد که فعالیت آمیلاز با کاهش دما بطور معنی‌دار کاهش نشان می‌یابد. غلظت قندهای محلول نیز با کاهش دما بطور معنی‌دار کاهش نشان می‌دهد ولی اثر کاهش دما بر میزان نشاسته در بخش بذری گیاهچه‌ها معنی‌دار نیست.
 
 
 
 
 
بررسی اثر تنش شیمیایی ناشی از اسید ارتوکوماریک بر جوانه‌زنی دانه و رشد گیاهچه‌های بذری گندم (رقم زرین) و چگونگی عمل آن در بازداری یا ترغیب بعضی فرآیندهای فیزیولوژیکی یا بیوشیمیایی
نام ارائه کننده : علیرضا منصوریان (کارشناسی ارشد - علوم گياهی )
نام استاد راهنما : دكتر مجید نوجوان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1380
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 مواد آللوشیمیایی تولید شده در گیاهان آللوپاتیک رشد و نمو گیاهان مجاور را کاهش می‌دهند. در این بررسی اثرات اسید ارتوکوماریک که یک مادة آللوشیمیایی است، روی جوانه زنی و رشد بذرهای گندم و مکانیسم عمل این ماده در روند برخی از فرآیندهای فیزیولوژیکی آن مورد بررسی قرار گرفت. اسید ارتوکوماریک درصد جوانه زنی دانه‌های گندم و رشد ریشه چه و اپی کوتیل گندم را کاهش داد. در ضمن بررسی مکانیسم عمل اسید ارتوکوماریک بر برخی فرآیندهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی مشخص شد از جمله مقدار پرولین در ریشه چه و اپی کوتیل افزایش می‌یابد این افزایش پرولین در ریشه چه بیشتر از اپی کوتیل می‌باشد. از طرف دیگر مقدار پروتئین کل نیز افزایش یافت. اثر اسید ارتوکوماریک روی نفوذپذیری غشاهای سلولی بسیار قابل توجه است، زیرا موجب افزایش نشت یون‌های کلسیم و پتاسیم به محیط می‌گردد. همچنین موجب افزایش تیروزین آزاد در سلول‌های گیاهان تیمار یافته می‌شود. اثر اسید ارتوکوماریک بر روی فعالیت آنزیمهای آلفا آمیلاز، پراکسیداز و اکسین اکسیداز مورد بررسی قرار گرفت، که در هر سه مورد با افزایش غلظت اسید ارتوکوماریک میزان فعالیت آنزیم‌های مذکور افزایش می‌یابد. برای کاهش اثر زیان آور اسید ارتوکوماریک از سه دسته مواد در این مطالعه استفاده شد. یکی گلوکز از کربوهیدرات‌ها دیگری اسید آمینه‌های آرژین، لیزین و هیستیدین از دی آمین‌ها و سومی اکسین که از هورمون‌های گیاهی است. گلوکز تا غلظت 10 میلی‌مول تا حدودی اثر زیان آور اسید ارتوکوماریک را کاهش داد، ولی در غلظت‌های بالاتر مؤثر واقع نگردید. از دی آمین‌ها، لیزین اثر مهمی نداشت. آرژین در غلظت‌های پایین اثر بهبود بخشی داشت. ولی در غلظت‌های بالا به صورت بازدارنده رشد عمل کرد. هیستیدین در غلظت‌های پایین تقریباً بدون اثر است، ولی در غلظت‌های بالاتر تا حدی اثر زیان آور اسید ارتوکوماریک کاهش می‌یابد. اکسین نه تنها اثر اسید ارتوکوماریک را کاهش نمی‌یابد، بلکه در غلظت‌های مختلف به صورت سینرژیست با اسید ارتوکوماریک عمل می‌کند.
 
بررسي اثرات ضد ميكروبي گياهان alvia acetabulosa Artemisia vulgaris, Mentha longifolia, Achillea filipendulina Juniperus excelsa به روش In vitro
نام ارائه کننده : احترام ديلمي (کارشناسی ارشد - علوم گياهي - گرايش تاكسونومي ، اكولوژي)
نام استاد راهنما : دكتر مسعود خيامي
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 22/2/79
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 امروزه با پيشرفت تكنولوژي و سنتز داروهاي تركيبي و شيمايي طب سنتي و گياه درماني كم كم نقش خود را از دست داده است و استفاده بيش از حد اين داروها موجب ايجاد مشكل پيچيده اي به نام عوارض جانبي داروها گرديده است . آنتي بيوتيكها نيز از اين قاعده مستثني نبوده و علاوه بر اين استفاده بيش از حد از آنها سبب مقاوم شدن باكتريها نسبت به اين داروها گرديده است . با توجه به اينكه برخي از گياهان داراي خاصيت ضد ميكروبي مي باشند ، مي توان با استفاده از آنها جايگزيني بي‌ضرر بر اي مقابله با باكتريهاي بيماريزا پيدا كرد . در راستاي اين اهداف اثرات ضد ميكروبي عصاره آبي و الكلي حاصل از برگ گياهان Achillea filipendulina.Allemisia vulgaris . juniperus excelsa . salvia acetabulosa . Mentha longifolia روي سه باكتري بيماريزاي انساني ، Escherichia coli . staphlococcus aureus . staphlococcus epdermidis مورد آزامايش قرار گرفت . از آنجائيكه اين گياهان موارد استفاده درماني داشته و داراي بوي تند و نافذي مي باشند ، براي اين پروژه انتخاب شدند . اين گياهان در فصل بهار از دره شهداي اروميه جمع آوري شده و برگهاي آنها بعد از تميز شدن در شرايط طبيعي خشك گرديد و بعد به صورت پودر در آورده شد و از آنها عصاره آبي و الكلي تهيه گرديد . اثرات ضد ميكروبي عصاره‌هاي آبي و الكلي اين گياهان با استفاده از روش انتشار ديسك مورد مطالعه قرار گرفت و با جديدترين آنتي بيوتيكها مقايسه گرديد . از عصاره‌هاي غليظ آبي و الكلي غلظتهاي %75 ، %50 و %25 تهيه گرديد و ديسكهاي كاغذي مدتي در اين عصاره‌ها خيسانده شد و سپس در شرايط آسپتيك قرار گرفت تا اتانول آن كاملاً تبخير گردد . بعد از كشت باكتريها روي محيط كشت مولر هينتون آگار ، ديسكهاي حاوي عصاره را روي آنها در فواصل معين قرار داديم و بعد از 24 ساعت انكوباسيون در دماي 37 درجه سانتيگراد قطر هاله‌ها در صورت تشكيل به وسيله كوليس اندازه‌گيري شد . نتايج حاصل از اين آزمايش نشان مي‌دهد كه عصاره‌هاي الكلي Achillea filipendulina و salvia acetabulosa در مهار رشد باكتري staphlococcus aureus مؤثر واقع گرديد و عصاره‌هاي الكلي Artemisia vulgaris نيز سبب مهار رشد باكتري eschericia coli گرديد . ولي عصاره‌هاي آبي هيچ يك از گياهان همچنين عصاره‌هاي الكلي mentha longifilia juniperus excelsa هيچ گونه اثري روي باكتريهاي مورد آزمايش نداشتند .
 
 
 
 
 
تعیین قرابت و بررسی شیمیوتاکسونومی جندرقم چای Camellia sinensis L. در ایران
نام ارائه کننده : معصومه جمال‌امیدی (کارشناسی ارشد - علوم گياهی گرايش سيستماتيک گياهی )
نام استاد راهنما : دکتر احمد محمودزاده، دکتر رضا حیدری و دکتر عباس صیامی
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1380
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 تحقیق حاضر مطالعه شیمیوتاکسونومی ارقام چای ایران می‌باشد که در آن همزمان چند ویژگی ریختی، خصوصیات شیمیایی (از قبیل پروتئین کل، فنل کل و ...)، الکتروفورز پروتئین‌های ذخیره‌ای بذر، الکتروفورز پروتئین‌های محلول برگ و یک سیستم آنزیمی (استراز، EST) بررسی شد. سپس با استفاده از روش‌های آماری چند متغیره از قبیل تجزیه خوشه‌ای، ارقام مورد مطالعه، مورد مقایسه قرار گرفتند. در بررسی بیوشیمیایی انجام شده درصد پروتئین کل به روش کجلدال، پروتئین محلول به روش لوری و فنل کل به روش کلریمتری (رنگ سنجی) اندازه‌گیری شدند. بیشترین درصد پروتئین کل با 39/26 درصد ماده خشک در رقم 20 و کمترین میزان آن با 23/18 درصد در رقم 100 ملاحظه شد. از لحاظ محتوای فنلی بیشترین مقدار با 74/29 درصد در رقم 19 و کمترین میزان آن با 2/9 درصد در رقم 257B مشاهده شد. کلاستربندی ارقام چای بر اساس هر کدام از ویژگی‌های پروتئن‌های ذخیره‌ای بذر، پروتئن‌های محلول برگ و آنزیم استراز به طور جداگانه صورت گرفت و در نهایت خوشه‌بندی ارقام بر حسب 47 مارکر (19 باند پروتئنی بذر + 12 باند پروتئنی برگ + 16 باند ایزوزیمی) با استفاده از ضریب جفت و جور شدن ساده (Simple matching) و به روش UPGMA انجام شد. ارقام در فاصلة 1/0 تا 5/0 خوشه‌بندی شدند و میانگین فاصلة ژنتیکی آنها 316/0 برآورد شد. برش دندروگرام از نقطه‌ای نزدیک به میانگین، ارقام را به سه کلاس گروه‌بندی می‌نماید. کلاس 1 : ارقام DN، 5/62، 257B، 11 و 24، کلاس 2 : ارقام 10، 14، 19، 20 و 31 و کلاس 3 : رقم 28 و کلون 100. با توجه به منشاء جغرافیایی و خصوصیات مورفولوژیک و زراعی متفاوت ارقام سریلانکایی (DN، 5/62و 257B)، قرار گرفتن آنها در یک کلاستر قابل انتظار است. در خصوص ارقام انتخابی نیز، قرار گرفتن ارقام در یک کلاس حاکی از تشابه آنها و کم بودن فاصلة ژنتیکی‌شان است (همگی هیبرید تیپ چینی هستند). البته در درون این کلاس هم تنوع ژنتیکی واضحی وجود دارد به طوریکه بعضی از ارقام با فواصل ژنتیکی کمتر و بعضی از ارقام در فواصل بالاتر به سایرین پیوسته‌اند.
 
بررسی اثر حرارت و پرتو فرابنفش و تاثیر متقابل آنها در کاهش میکروبی زعفران و بررسی چند فاکتور کیفی آن
نام ارائه کننده : زهرا سیاسی (کارشناسی ارشد - علوم گياهی )
نام استاد راهنما : دکتر ژیرایر کاراپتیان و دکتر مهدی رضوی روحانی
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه :
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 زعفران (Crocus sativus) گیاهی پایا و از تیره Iridaceae می باشد. زعفران گرانبهاترین محصول کشاورزی و ارزشمندترین ادویة جهان است. زعفران بعلت رنگدانه‌ها، اسانس‌ها و ترکیبات با ارزش دیگر که در کلاله‌های گل موجود می‌باشند بطور گسترده در صنایع غذایی در رنگرزی و دارویی کاربرد دارد. رنگ زعفران مربوط به نوعی رنگدانه است از گروه گلوکوزیدهای کارتنوئیدی بنام کروسین می‌باشد که دارای اهمیت زیادی است. طعم زعفران مربوط به گلوکوزیدی بیرنگ بنام یکروکروسین و عطر آن مربوط به اسانس‌های فرار (سافرانال) می‌باشد. عمده ترین کشورهای تولیدکننده زعفران ایران، اسپانیا، هندوستان، فرانسه، یونان و ایتالیا و آلمان و ترکیه می‌باشند. بیشترین تولید زعفران ایران مربوط به استان خراسان می‌باشد. زعفران دارای یک جنس Crocus و چندین گونه می‌باشد. 8 گونه زعفران در ایران شناسایی شده است که مهمترین آن Crocus sativus می‌باشد. مرحله برداشت زعفران که دشوارترین مرحلة زراعت زعفران می‌باشد، بیشتر به شکل سنتی انجام می‌گیرد. زعفران به دلیل شرایط خاص برداشت و فرآوری چون مستقیماً با دست و خاک در ارتباط می‌باشد در مراحل اولیه پس از برداشت و فرآوری شدیداً دچار آلودگی میکروبی می‌شود. بر اساس آزمایشاتی که انجام گرفت، بدنبال روشی جهت کاهش آلودگی میکروبی زعفران بودیم. به این ترتیب از فاکتورهای اشعه uv و حرارت و تاثیر متقابل آنها جهت کاهش آلودگی میکروبی استفاده کردیم. به این منظور طی هر آزمایش از 2 نمونه 10 گرمی A وB پس از اعمال فاکتور مربوطه جهت کشت میکروبی استفاده می‌شد. نمونه شاهد هم در شرایط معمولی اتاق و دمای 25 درجه سانتیگراد نگهداری می‌شد. نحوه اعمال فاکتورهای مربوطه به این ترتیب بود که هنگامی که از فاکتور حرارت استفاده می‌کردیم نمونه‌های A و B را به مدت 10 دقیقه در حرارت مورد نظر در آونی که از قبل به دمای مطلوب رسیده بود قرار می‌دادیم. برای اعمال فاکتور اشعه uv ، نمونه‌ها را در محفظه‌ای که حاوی لامپ uv بود در مدت زمان مورد نظر قرار می‌دادیم. هنگام استفاده از حرارت و اشعه به طور همزمان ، ابتدا نمونه‌ها را به مدت 10 دقیقه در حرارت مورد نظر در آن قرار داده، سپس نمونه‌ها را از آون خارج کرده و در مقابل اشعه uv در مدت زمان معین قرار می‌دادیم. در مرحله بعدی نمونه‌ها را به اتاق کشت منتقل کرده و بر روی محیط کشت V.R.B.A. که از قبل آماده کرده بودیم ، کشت می‌نمودیم. پس از 48 ساعت نمونه‌ها را از انکوباتور با دمای 36 درجه سانتیگراد خارج کرده و کلنی‌های کلیفرم را شمارش نموده و با مقایسه تعداد کلنی‌های نمونه‌های A و B با نمونه شاهد تاثیر فاکتور مربوطه را مشخص می‌کردیم. البته قابل ذکر است که قدرت رنگی زعفران که یک ویژگی مهم آن محسوب می‌شود مورد بررسی قرار گرفت تا کیفیت زعفران در ضمن آزمایشات بررسی شود. نتایج حاصل از این آزمایشات نشان می‌دهد که هر یک از فاکتورهای اعمال شده با کاهش آلودگی میکروبی رابطه مستقیم دارند ولی بیشترین تاثیر هنگام استفاده از اشعه و حرارت به طور همزمان می‌باشد. در بخش دوم آزمایشات، تاثیر گذشت زمان (12ماه) بر روی چند فاکتور کیفی زعفران بررسی شد. این فاکتورها عبارت بودند از 1- قدرت رنگی 2- عطر 3- طعم (تلخی) 4- خاکستر نامحلول در HCL 5- خاکستر کل 6- ازت تام 7- رطوبت مرحله آزمایشات تعیین قدرت رنگی، عطر (سافرانال) و طعم (تلخی) دقیقاً مشابه به یکدیگر بوده فقط در مرحله‌ای که توسط دستگاه اسپکتروفتومتر میزان جذب نمونه را تعیین می‌کردیم طول موجهای مربوط به هر فاکتور متفاوت بود. به طوریکه طول موج مربوط به قدرت رنگی nm440 و تلخی nm257 و سافرانال nm330 می‌باشد جهت تعیین رطوبت زعفران، حدود 5/2 گرم نمونه را به مدت 16 ساعت در آون با دمای 103 درجه سانتیگراد قرار داده سپس با داشتن وزن اولیه نمونه زعفران و وزن ثانویه (پس از حرارت) و قرار دادن اعداد در فرمول مربوطه میزان رطوبت تعیین می‌شد. همچنین برای تعیین خاکستر کل، ابتدا 2 گرم زعفران را خوب سائیده سپس گرد زعفران را به اتاق افزوده و حرارت داده تا اتانل آن از بین برود سپس کپسول حاوی نمونه زعفران را در کوره با دمای 550 درجه سانتیگراد قرار داده تا نمونه کاملاً بسوزد پس از تکرار این عملیات و صاف کردن آن ، خاکستر حاصل را در دیسیکاتور سرد نموده و در آخرین مرحله خاکستررا وزن می‌نمودیم. برای خاکستر نامحلول به جای آب، از HCL جهت نگهداری خاکستر استفاده می‌شد. سپس اطلاعات بدست آمده را در فرمول مربوطه قرار داده و میزان خاکستر کل و خاکستر نامحلول را تعیین می‌نمودیم. آخرین فاکتور مورد بررسی ازت تام می‌باشد که نمونه زعفران را تحت آزمایشات هضم و تقطیر قرار داده و نهایتاً اطلاعات حاصل را در فرمول مربوطه قرار می‌دادیم تا میزان ازت را تعیین نماییم. نتایج حاصل از این آزمایشات نشان می‌دهد که رطوبت با گذشت زمان کاهش یافته، به همین دلیل زعفران شکننده و ترد می‌شود، قدرت رنگی زعفران کم می‌شود زیرا رنگدانه کروسین زعفران به مواد معطر تجزیه شده به همین دلیل عطر زعفران با گذشت زمان افزایش می‌یابد. خاکستر کل و خاکستر نامحلول را در HCL ، با قدرت رنگی زعفران رابطة عکس دارند. ولی ازت تام با قدرت رنگی زعفران، ارتباط مستقیم دارد، پس می‌توان گفت با گذشت زمان، اگر شرایط نگهداری و بسته‌بندی زعفران مناسب نباشد، از کیفیت و مرغوبیت این محصول با ارزش کاسته می‌شود.
 
 
 
اثر تنش شوری (کلرید سدیم) بر روی برخی شاخصهای یبوشیمیایی و فعالیت پیروفسفاتاز تونولاستی سلولهای ریشه در دو گیاه کتان و ذرت
نام ارائه کننده : آنوشا بکایی (کارشناسی ارشد - علوم گياهی گرايش فيزيولويی گياهی )
نام استاد راهنما : دکتر رضا حیدری و دکتر مجید نوجوان و دکتر مه لقا قربانلی
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1380
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 دکتر رضا حیدری و دکتر مجید نوجوان و دکتر مه لقا قربانلی
 
بررسی اثرات آللوپاتیکی کافئین و مکانیسم عمل آن بر جوانه‌زنی دانه و رشد گیاهچه‌های بذری ذرت (Zea mays L.)
نام ارائه کننده : فاطمه رحمانی (کارشناسی ارشد - علوم گياهی گرتيش فيزيولوژی گياهی)
نام استاد راهنما : دکتر مجید نوجوان و دكتر رضا حیدری
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 22/4/1379
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 رشد و نمو گیاهان معمولاً در اثر مواد آللوشیمیایی کاهش می‌یابد. در این مطالعه اثرات کافئین که یک مادة آللوشیمیایی است بر جوانه‌زنی و رشد دانه‌رست‌های ذرت (Zea mays L.) و مکانیسم عمل آن بر بعضی فرآیندهای فیزیولوژیکی آن مورد بررسی قرار گرفت. کافئین درصد جوانه‌زنی بذور ذرت و رشد دانه‌رستهای آن را کاهش داد. موضوع جالب توجه این بود که کافئین اثر متمایزی بر رشد ریشه‌چه و اپی‌کوتیل ذرت نشان داد. در حالیکه رشد ریشه‌چه بیش از اپی‌کوتیل کاهش یافت. در این بررسی رشد طولی کاهش و رشد قطری افزایش یافت که دست اندرکار بودن اتیلن را پیشنهاد می‌نماید. بررسیهای میکروسکوپی حاکی از مهار شدن پلاسمودیرز توسط کافئین بود، که منجر به تشکیل سلولهای دوهسته‌ای و چهارهسته‌ای در ناحیه مریستم انتهایی ریشه ذرت گردید که می‌تواند بهترین دلیل برای کاهش رشد ریشه‌چه و اپی‌کوتیل باشد. بررسی مکانیسم عمل کافئین بر برخی فرآیندهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی از اهداف دیگر این تحقیق بود. در این رابطه اثر توام اسید جیبرلیک و کافئین بر رشد دانه رست‌های ذرت مورد بررسی قرار گرفت. اسید جیبرلیک در غلظتهای پایین و در حدود 5/12 الی 50 پی‌پی‌ام بطور نسبی بر اثر کاهنده کافئین غلبه کرده و سبب افزایش رشد ریشه‌چه و اپی‌کوتیل ذرت گردید. ولی در غلظتهای بالاتر از 50 پی‌پی‌ام بصورت بازدارنده عمل نموده و سبب کاهش رشد ریشه‌چه و اپی‌کوتیل گردید. کافئین از فعالیت آنزیم آلفاآمیلاز در دانه‌های ذرت ممانعت بعمل آورده و در این مورد همبستگی خطی منفی بین غلظت‌های کافئین و فعالیت آنزیم آلفاآمیلاز وجود داشت، یعنی با افزایش غلظت کافئین از فعالیت آنزیم کاسته شد. در اثر کاهش فعالیت آنزیم آلفاآمیلاز نشاسته به مولکولهای ساده قند تبدیل نشده و انرژی متابولیکی برای رشد بافتهای جنینی فراهم نمی‌گردد. در شرایط کمبود انرژی، غشاهای سلولی به مواد درون سلولی تراوا می‌گردند. برای بررسی این موضوع، نشت یونهای پتاسیم و کلسیم از بذور در حال جوانه‌زنی ذرت مورد مطالعه قرار گرفت. یکنوع همبستگی خطی مثبت در این مورد بدست آمد. یعنی هر قدر به غلظت کافئین اضافه گردید، میزان نشت کلسیم و پتاسیم نیز افزایش یافت. این یافته کمبود تولید انرژی را در سلولها نشان داد. با توجه به این یافته، تنفس هوازی که مهمترین فرآیند تولید انرژی در موقع جوانه‌زنی بذور می‌باشد، مورد بررسی قرار گرفت. در این مورد رابطه خطی معکوسی وجود داشت. یعنی با افزایش غلظت کافئین، از شدت تنفس کاسته شد. در اثر کافئین میزان اسید آمینه پرولین در بافت اپی‌کوتیل بصورت خطی افزایش یافت. این یافته بیانگر آن است که اپی‌کوتیل ذرت در اثر استرس شیمیایی ناشی از کافئین، پرولین تولید می‌کند. این عمل برای سازگار شدن در شرایط استرس شیمیایی صورت می‌گیرد. اندزه‌گیری میزان قندهای محلول نشان داد که کافئین بر میزان قندها در ریشه‌چه و اپی‌کوتیل تأثیر معنی‌دار دارد. در ریشه‌چه میزان قندها در رابطه با غلظت کافئین یک رابطه درجة 2 نشان داد. یعنی میزان قند ابتدا در غلظتهای پایین کافئین کاهش و در غلظتهای بالای آن افزایش نشان داد. در حالی که در اپی‌کوتیل همبستگی منفی بصورت خطی وجود داشت. یعنی با افزایش غلظت کافئین از میزان قندهای محلول کاسته شد. کافئین اثر معنی‌داری بر سنتز پروتئین و محتوای آبی نسبی بافتهای دانه رست‌های ذرت نداشت.
 
 
 
اثر سمّیت سلنیوم بر برخی از خصوصیات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی سه واریته جو زراعی در مرحله جوانه زنی در تاریکی
نام ارائه کننده : مسعود خان محمدی ینگجه (کارشناسی ارشد- علوم گیاهی گرایش فیزیولوژی گیاهی)
نام استاد راهنما : دکتر ژیرایر کاراپتیان، دكتر مجید نوجوان و دکتر رضا حیدری
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : بهار 1380
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 در سال 1957 سلنیوم به عنوان یک عنصر کم نیاز ضروری شناخته شد. بسیاری از غلاتی که در خاک‌های غنی از سلنیوم می‌رویند، مقداری از سلنیوم را جمع نموده و آن را در آمینواسیدها به جای گوگرد جایگزین می‌نمایند. اگر حیوانات اهلی از این گیاهان تغذیه نمایند، از سمّیت سلنیوم در رنج خواهند بود. این تحقیق تلاشی است برای مطالعة اثرات سمّیت سلنیوم در گیاه جو و اثرات غلظت‌هایی از سلنیت سدیم بر روی برخی از خصوصیات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی دانه رست های 6 روزة سه واریتة جو زراعی (توکاک، والفجر و ماکوئی). این بررسی در مرحلة جوانه زنی در تاریکی طی یک آزمایش فاکتوریل دو عاملی با طرح پایة بلوک‌های کامل تصادفی مطالعه گردید. در این بررسی فعالیت آلفا آمیلاز و محتوای پرولین آزاد، و پروتئین کل و میزان سدیم بافت تر ریشه و تغییرات پروتئین‌های محلول برگ‌های جوان به روش ژل الکتروفورز (SDS – PAGE) مطالعه گردید. دانه رست‌ها به مدت 6 روز در پنج غلظت (0 ,0.1 ,1 ,10 ,100 ppm) در محیط کشت سلنیت سدیم خالص رویانیده شدند. غلظت 100 ppm سلنیت تنها برای آزمایش پرولین آزاد و فعالیت آلفا آمیلاز بکار برده شد. با استفاده از آزمون دانکن، نتایج نشان داد که واریته‌های ماکوئی و توتاک از لحاظ فعالیت آلفا آمیلاز با همدیگر در سطح 05/0α = اختلاف معنی‌داری ندارند. ولی هر دو واریته با واریتة والفجر اختلاف معنی‌داری دارند. واریتة ماکوئی حداکثر فعالیت آلفا آمیلاز را در غلظت 1 ppm و توتاک حداکثر فعالیت آلفا آمیلاز را در غلظت 0.1 ppm نشان داد ولی والفجر حداکثر فعالیت آلفا آمیلاز را در محیط فاقد سلنیوم نشان داد. نتایج نشان داد که محتوای پرولین دانه رست‌های هر سه واریته نیز با افزایش غلظت سلنیت در محیط کشت، افزایش می‌یابد و این افزایش بعد از غلظت 10 ppm سلنیت به خوبی قابل مشاهده است. نتایج همچنین نشان داد که تغییرات پروتئین کل نیز برای هر سه واریته از لحاظ آماری بی‌معنی است و تغییرات چندان زیادی مشاهده نشد. تغییرات محتوای سدیم بافت تر ریشه نیز کاهش مقدار سدیم را در مقایسه با نمونه‌های شاهد برای هر سه واریته، نشان داد که یک مکانیسم ترشح سدیم به محیط ریشه را بر علیه سمّیت سلنیوم پیشنهاد می‌نمود. بررسی تغییرات پروتئین‌های محلول برگ‌های جوان دانه رست‌ها به روش PAGE – SDS نشان داد که هر سه واریته در غلظت 10 ppm که آستانة سمّیت برای هر سه واریته محسوب می‌شود، کاهش سنتز پروتئین‌های 27/107 و 444/17 کیلو دالتون دارند. پروتئین 943/79 کیلو دالتون که تنها در غلظت‌های 1 , 10 ppm سلنیت در واریته‌های والفجر و ماکوئی ساخته می‌شود، در تمامی غلظت‌های سلنیت برای واریته توکاک از ابتدا موجود است. بنابراین یک پروتئین مقاوم کنندة گیاه در برابر اثرات سمّی عناصر سنگین نظیر سلنیوم است. پروتئین‌هایی با جرم مولکولی 95/151 و 914/64 کیلو دالتون که تنها در غلظت 10 ppm برای هر سه واریته سنتز می‌شود، نشان می‌دهد که پروتئین‌های استرسی در شرایط سمّیت هستند.
 
 
 
 
 
شناسایی علف‌های هرز و دانه رست (Seedling) آنها در مزارع گندم آبی اطراف ارومیه
نام ارائه کننده : فاطمه حیدریان نائینی (کارشناسی ارشد - علوم گياهی )
نام استاد راهنما : دکتر محمد‌علی رجامند
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 1380
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 گسترش سریع استفاده از روش‌های شیمیایی کنترل علف‌های هرز گیاهان زراعی، ضرورت شناسایی و تشخیص آنها را خصوصاً قبل از این که از مرحله گیاهچه‌ای پا فراتر نهند، ایجاب کرده است، این امر به این دلیل است که در این مرحله، علف‌های هرز به سهولت کنترل می‌شوند. از آنجائی که در شهرستان ارومیه، گندم از مهم‌ترین محصولات زراعی می‌باشد، در این پژوهش تلاش شده است تا علف‌های هرز این محصول زراعی مهم، شناسایی و کلیدهایی برای دانه رست آنها تهیه شود. همچنین، میزان تراکم، فراوانی و درجة غالبیت و اهمیت آنها مشخص گردد. بدین منظور چند مزرعه گندم در اطراف شهرستان ارومیه انتخاب و در هر مزرعه 5 پلات 1 مترمربعی در مرحله بعد از ساقه دهی گندم انداخته شد. در نهایت 55 گونه علف هرز متعلق به 21 خانواده گیاهی شناسایی شدند و شرح گیاه‌شناسی همراه با شکل آنها تهیه شد. با تعیین میزان حضور هر یک از این گونه‌ها درجه غالبیت و اهمیت آنها مشخص گردید. در بین این خانواده‌ها شب‌بو (Cruciferae) و میخک (Caryophyllaceae) بیشترین علف هرز منطقه را تشکیل دادند و جنس و گونه Chenopodium album L. ، خطرناکترین علف هرز منطقه (100% فراوانی) گزارش شد. پس از جمع‌آوری علف‌های هرز و شناسایی آنها، بذرهای رسیده هریک در شرایط کنترل شده کشت شد و دانه رست‌ها در مرحله 6 برگی مورد مطالعه قرار گرفت. در پایان، ویژگی‌های دانه رست‌ها در مرحله 6 برگی مانند شکل برگ، حاشیه برگ، طرز قرارگیری برگ روی ساقه، نوک برگ، رگبندی و وجود یا عدم وجود کرک، مبنای تفکیک آنها قرار گرفت و بر اساس ویژگی‌های ذکر شده کلیدهایی برای شناسایی دانه رست‌ها تهیه گردید و از هریک از دانه رست‌ها یک شمای کلی طراحی شد.
 
بررسی اثر تیمارهای مختلف فیزیکی و شیمیایی در شکستن خواب و جوانه‌زنی دانه گونه‌های Amaranthus retroflexus Datura stramonium , Melilotus officinalis
نام ارائه کننده : زهرا باقری (کارشناسی ارشد - علوم گياهی گرایش تاکسونومی)
نام استاد راهنما : دکتر احمد محمودزاده و دكتر مجید نوجوان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 27/6/79
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 بررسی اثر تیمارهای مختلف فیزیکی و شیمیایی در شکستن خواب و جوانه‌زنی دانه‌های گونه‌های: Amaranthus retroflexus , Datura stramonium , Melilotus officinalis تاج خروس وحشی، تاتوره و یونجه زرد جزء علفهای هرز به شمار می‌روند که یونجه زرد و تاتوره دارای خواص دارویی بوده و یونجه زرد یک گیاه مرتعی نیز به شمار می‌رود و هر سه دارای دانه‌های در حال خواب هستند. خواب دانه در مبارزه با علفهای هرز و کشت گیاهان مرتعی مشکلاتی را فراهم می‌کند که پژوهش حاضر سعی در یافتن روشهای مؤثر در شکستن خواب دانه‌ها و تحریک جوانه‌زنی آنها دارد. در این مطالعه، تیمارهای زیر بررسی شده‌اند: تیمارهای خراشدهی با اسید سولفوریک 98% و 70%، کاغذ سنباده، برش با اسکالپل، سوراخ کردن با سوزن، سابیدن بین دو سنگ مرمر، آب جوش خیساندن دانه‌ها در غلظتهای مختلف نیترات پتانسیم، اسید جیبرلیک، اتانول، متانول، استون، پراکسید هیدروژن، ازاید سدیم، آبشویی، قرار دادن در آب راکد، کشت جنین، چینه سرمایی، چینه سرمایی همراه با اسید سولفوریک 98%، اثر اتیلن. در مورد تاج خروس وحشی اکثر تیمارها مؤثر بودند، تیمارهای چینه سرمایی به مدت 34 روز در 2 درجه سانتی‌گراد، خراش‌دهی با کاغذ سنباده، خیساندن به مدت 24 ساعت در غلظتهای 01/0 و 001/0 مول ازاید سدیم، تیمار با غلظتهای مختلف پراکسید هیدروژن، اتانول و استون، اسید سولفوریک 70% به مدت 2 و 10 دقیقه و اتیلن بسیار موثر بودند. در مورد یونجه زرد، تیمارهای اسید سولفوریک 98% به مدت 30 دقیقه، چینه سرمایی همراه با اسید سولفوریک غلیظ به مدت 15 و 20 و 30 دقیقه و خراشیدگی با اسکالپل موثرترین تیمارها بودند ( 100 درصدجوانه‌زنی ). تیمارهای 10 و 15 دقیقه در اسید سولفوریک 98%، چینه سرمایی همراه با 5 و 10 دقیقه در اسید سولفوریک 98%، خراشیدگی با کاغذ سنباده و سنگ مرمر نیز موثر بودند. در مورد تاتوره، آزمایشات در دو شرایط دمای ثابت 25 درجه سانتی‌گراد و تاریکی، دمای متناوب 30 درجه، 20 درجه و نور انجام شده است. در دمای متناوب تنها تیمارهای کشت جنین و اسکالپل موثر بودند و تیمار کشت جنین باعث صددرصد جوانه‌زنی شد. در شرایط دمای ثابت، تیمارهای 1/0 مول آزاید سدیم و ppm 400 اسید جیبرلیک نیز موثر بودند. تیمار کشت جنین 53% جوانه‌زنی را باعث شده بود و در مجموع دمای متناوب موثرتر از دمای ثابت بود.
 
 
 
 
 
بررسي اثرات ضد ميكروبي hirrtfolium.Allium . kharputens . و Allium . chrysantherum از خانواده Alliceae به روش انتشار ديسك
نام ارائه کننده : امير برجيان (کارشناسی ارشد علوم گياهی گرايش سيستماتيك)
نام استاد راهنما : دكتر مسعود خيامي
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 7/8/78
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 امروزه با پيشرفت علم و تكنولوژي و ساخت داروهاي متنوع خصوصاً آنتي بيوتيكها توجه كمتري به داروهاي گياهي كه منبع و سرچشمه طبيعي دارند مي شود . همين امر باعث شده كه استفاده بيش از حد آنتي بيوتيكها باعث مقاومت روز افزون باكتريهاي عامل بيماري به اين داروها گردد . با توجه به اين امر كه برخي از گياهان خاصيت ضد ميكروبي از خود بروز مي دهند ، مي توان از آنها براي مقابله با ميكروبهاي بيماريزاي خاص استفاده كرد و جايگزيني بي ضرر براي داروهاي ينتتيك خصوصاً آنتي بيوتيكها پيدا نمود . در راستاي اين اهــــــداف اثرات ضد ميكـــروبي عصاره آبــتي و الكـلي پياز سه گـــونه hirrtfolium Allium. وAllium . kharputens و chrysantherum. Allium روي سه باكتري، بيماريزاي انساني مورد آزمايش و بررسي قرار گرفت . دو گياه A. hirtifolium وA.kharputens از دره شهداي اروميه و نيبز از اطراف شهر مهاباد جمع آوري گرديد و گياه A. chrysantherum ، از ناحيه سردشت استان آذربايجان غربي جمع آوري گرديد . از آنجائيكه اين سه گياه ، مورد مصرف غذايي دارند و نيز از لحاظ خصوصيات ، مشابه گياه سير مي باشند براي اين پروژه انتخاب شدند . پيازهاي اين گياهان بعد از جمع آوري و تميز كردن در شرايت طبيعي خشك گرديد و بعد بصورت پو‌در درآورده شد و از آنها عصاره الكلي و عصاره آبي تهيه كرديم . اثرات ضدميكروبي عصاره‌هاي آبي و الكلي هر سه گياه توسط انتشار ديسك مطالعه و با جديدترين آنتي‌بيوتيكها مقايسه گرديد . از عصاره‌هاي غليظ آبي و الكلي ، غلظتهاي %75 و %50 و %25 تهيه شد . و از ديسكهاي كاغذي براي جذب عصاره‌ها استفاده كرديم . ديسكها را در شرايط آسپتيك قرار داده تا اتانول آن تبخير شود و تنها ديسكها حاوي عصاره باشند . بعد از كشت باكتريها روي محيط كشت مولر هينتون آگار ، ديسكهاي حاوي عصاره را روي آنها در فواصل معين قرار داديم . بعد از 24 ساعت انكوباسيون در 37 درجه سانتي گراد قطر هاله‌ها در صورت تشكيل باكوليس اندازه شد . نتايج حاصل از اين آزمايش ، نشان مي‌دهد كه عصاره‌هاي آبي و الكلي دو گياه A.chrysantherum و A.kharputens هيچگونه اثري روي باكتريهاي كشت شده نداشته است ولي عصاره آبي و الكلي پياز گياه A.hirtifolium ( موسير ) در مهار رشد باكتريها بسيار مؤثر واقع شده است .
 
 
 
 
 
بررسي مرفولوژيكي و شيموتاكسونوميكي چند گونه از جنس لوط (Quercus) استان آذربايجان غربي
نام ارائه کننده : مليحه شاهيان جهرمي (کارشناسی ارشد - علوم گياهی گرايش سيستماتيك)
نام استاد راهنما : دكتر عباس صيامي
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 9/4/78
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 تدوين سيستمهاي رده بندي و پيگيري سلسله انسابي گياهان شواهد و مدارك تاكسونوميكي كافي خواستار است . مدارك لازم را مي توان از مطالعات ريخت شناسي ، گرده شناسي ، سينولوژيكي شيميايي بدست آورد كه اينها اخيراً باعث تكميل سيستم رده بنديهاي جديد گياهي شده‌اند در اين تحقيق چند گونه ، زير گونه و ورايته بلوط استان آذربايجان غربي مورد مطالعه قرار گرفته‌اند و نقش ريخت شناسي و تركيبات شيميايي در تعين قرابت و خويشاوندي ، بين آنها مورد بررسي قرار گرفته است . نمونه برداري از گياهان مورد مطالعه ، از مناطق استان آذربايجان غربي انجام شده است كه بيشترين بسامد پوشش جنگلي استان را به خود اختصاص مي دهند . اين مناطق شامل ، سردشت ، زمزيران ، پيرانشهر و نزديك مرز تركيه منطقه مارميشو مي باشد . در بررسي صفات ريخت شناسي نمونه‌ها ، شكل برگ ، ميوه ، پياله و كركهاي موجود در سطح برگ مورد توجه قرار گرفته‌اند . نتايج حاصله نشان مي دهد كه جهت تشخيص گونه و تقسيمات زير گونه بر مبناي صفاتي مثل شكل برگ ميوه و پياله هميشه عملي نيستند و در اين خصوص تنها صفت ثابت ، شكل كركهاست كه در گونه ها و زير تقسيمات آن در نمونه‌هاي بررسي شده اختلاف داشت . در بررسي مؤلفه‌هاي شيميايي در تعين قرابت تاكسونها در رده‌بندي ، به دليل اهميت تركيبات فنلي ، پروتئينها در تاكسونومي ، ميزان كل فنلها و تاننها به عنوان دسته‌اي از تركيبات فنلي از روش كلريمتري ( رنگ سنجي ) و مقدار پروتئين توسط روش كجلدال اندازه‌گيري گرديد . همچنين تيمارهاي مورد آزمايش از نظر تعداد باندهاي پروتئيني ( از طريق شمارش باندهاي تشكيل يافته روي ژل اكريلاميد در تكنيك الكتروفورز ) بررسي شد . تجزيه واريانس مشاهدات حاصل كه بصورت طرح كاملاً تصادفي (CRD) انجام گرفت ، نشان داد كه در سطح احتمال (05/0 a=) بين ژنوتيپ ها در مقدار كل فنل‌ها و انواع تاننها و پروتئينها اختلاف معني‌دار آماري وجود دارد . اما پس از مقايسه ميانگين‌ها به كمك Mean SEمشخص گرديد كه فقط مقدار فنل در كليه تيمارها و مقدار تانن متراكم در حد گونه اختلاف معني دار آماري را نشان مي‌دهند در حالي كه مقدار تانن قابل هيدروليز و مقدار پروتئين در تمام تيمارها اين اختلاف را نشان نمي‌دهند، نتايج حاصله نشان داد كه از بين تركيبات شيميايي مورد بررسي ، فنل در تفكيك گونه‌ها و زير تقسيمات گونه در تيمارهاي مورد بررسي و تانن متراكم در تفكيك گونه‌هاي مورد بررسي نقش داشته و مي توان از آنها به عنوان تركيبات شيميايي مهم در تاكزونومي مدرن نام برد . جهت بررسي جايگاه هر تاكسون بر اساس معيارهاي مورد نظر از برنامه كامپسيوتري Cluster 4 استفاده شد و كلادوگرام مربوط به آن ترسيم گرديد . بدين ترتيب 7 تاكسون مورد بررسي در 3 گروه قرار گرفتند بطوريكه تاكسونهاي شماره 1 و 2 و 3 و در يك گروه ، تاكسونهاي شماره 4 و 6 و 7 در يك گروه و تاكسون شماره 5 يك گروه جداگانه‌اي را تشكيل مي دهند .
 
 
 
 
 
بررسي كاريو سيستماتيك و بيوشيميايي سه گونه از جنس پياز
نام ارائه کننده : جلال پرنيان (کارشناسی ارشد - علوم گياهی گرايش سيستماتيك)
نام استاد راهنما : دكتر عباس صيامي و دكتر رضا حيدري
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 30/4/78
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 اين پابان نامه شامل دو فصل است. فصل اول به تهيه كاريوتيپ سه گونه وحشي پياز در آذر بايجان مربوط مي شود. پياز موسير(A. hirtifolium ) داراي عدد كروموزومي 16n= 2 است . كروموزوم ها اغلب متاسانتريك هستند . در ميان 8 جفت كروموزوم در اين گونه ، 7 جفت متلاسانتريك يك جفت ساب متاسانتريك هستند. كاريوتيپ اين گونه به خاطر حضور بيشتر كرموزومهاي متاسانتريك و تعداد كمي كروموزومهاي ساب متاسانتريك، همگن است . در اين گونه كروموزوم ساتليت‌دار در جفت شمارة 7 مشاهده مي شود . پياز كراده (A. Schoenoprasum) دومين گونه‌اي است كه مورد مطالعه قرار گرفت. اين گونه داراي عدد كروموزومي است . در ميان اين كروموزومها ، 7 جفت متاسانتريك و يك جفت ساب متاسانتريك است . در اين گونه مثل موسير يك جفت كروموزوم ساتليت دار ( شماره يك ) وجود دارد . لوشه ( A.Chrysantherum) داراي عدد كروموزومي است . ميان اين كروموزومها ، 5 جفت متاسانتريك و 2 جفت ساب متاسانتريك است . در اين گونه مثل دو گونه قبلي ، يك جفت كروموزوم ساتليت دار ( شماره 2 ) وجود دارد . علاوه بر 7 جفت كروموزوم اين گونه يك كروموزوم B دارد . در فصل دوم اين پايان نامه مقدار پروتئين و چربي برگها در گونه هاي پياز در آذربايجان غربي بررسي شدند . گياهان آناليز شده ، موسير ، لوشه ، كراده و تره (A. porrum ) هستند . برگها از گياهان فوق گرفته شدند و براي آزمايش خشك و پودر شدند . در اين بررسي چربي و پروتئين برگها بوسيله سوكسله با استفاده از تركيب كلروفرم – متانول بعنوان حلال و اتوكجلدال 1030 آنالايزر ، تعيين شدند و پروتئين برگها بوسيلة روش الكترو فورز روي ژل پلي آكريل‌آميد مورد مطالعه قرار گرفت . نتايج بدست آمده در اين بررسي نشان داد كه مقادير روغن و پروتئين برگها در موسير 12/0 و 55/10 درصد ، كراده 2/0 و 18/19 درصد ، در لوشه 25/0 و 05/25 در صد و در تره 56/0 و 95/28 در صد است . نتايج بدست آمده اختلاف معني داري را ميان مقادير روغن و پروتئين اين گياهان با توجه به اينكه اين گياهان به يك جنس تعلق دارند ، نشان مي دهد . نتايج حاصل از الكتروفورز پروتئين برگ نشان داد كه نوع و تعداد پروتئين هاي موجود در برگهاي گياهان مورد بررسي با هم متفاوت هستند . با استفاده از پروتئين هاي استاندارد و با محاسبة Rm باندها ، وزن مولكولي رشته هاي پلي‌پيتيدي مشخص شد . از روي Rm گونه ها اقدام به تعيين درجه قرابت بين گونه ها گرديد كه براي اين كار از برنامة كامپيوتري Cluster4 استفاده شد . دندروگرام حاصل سه گروه مجزا را نشان مي دهد كه در گروه اول كراده و موسير قرار مي گيرند و تره در گروه دوم و لوشه در گروه سوم قرار مي‌گيرند .
 
 
 
 
 
بررسي مواد معطره دو گونه از يك جنس از خانواده نعناع و يك گونه از خانواده كمپوزيته
نام ارائه کننده : حسين لشني (کارشناسی ارشد - علوم گياهی )
نام استاد راهنما : دكتر عباس صيامي ، دكتر رضا حيدري ، دكتر كاراپتيان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 16/2/78
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 گياهان phlomis rigida و phlomis olivieri از خانواده نعناع و Erigeron pulchellus جزء خانواده كمپوزيته مي باشند . اين گياهان در استان آذربايجان غربي در نواحي دره قاسملو و سردشت كه جزء مناطق كوهستاني هستند رشد مي كنند و جزء گياهان معطر و خوشبو مي‌باشند . اين نوع گياهان بخاطر اسانسي كه دارند مي توانند در صنايع مختلف دارويي – بهداشتي – كشاورزي – اقتصادي و داروهاي سنتي مورد استفاده قرار گيرند گياهان مورد مطالعه به محيط آزمايشگاه انتقال داده شد و شناسايي آنها از نظر سيستماتيكي و مواد معطره صورت گرفت و كميت و كيفيت آنها تعيين گرديد . براي بدست آوردن اسانس از دستگاه تقطير با آب ، سري يك ، TYPC E.S.V شماره 7901 ، ساخت شركت inter smat استفاده شده است . دماي مورد استفاده در اين دستگاه جهت تهيه اسانس روي 35 تنظيم شد . با استفاده از اين روش ميزان اسانس در phlomis rigida به مقدار 1/2% ، درolivieri phlomis 6/1 % و در Erigeron pulchellus 9/1 % تعيين گرديد . جهت بررسي كيفي از دستگاه گاز كروماتوگرافي مدل 2068 تيپ DFL 120 ، ساخت شركت inter smat استفاده شد كه داراي ستـــون تمام استيل به طول 8 متــــــر و قطر داخـــــلي اينج بود كه با Hallcomid m-80 L 1% و %5 Carbowix 400 بر روي كرومو سرب WAW بامش پرشده است. در اسانس phlomis rigida ، يك تركيب 17 ماده اي ديده مي شود كه مهمترين آنها شامل : كامفن ، سابينن ، بتاپتنين ، ليمونن ، گاما ترپينن و كامفور . در اسانس Erigeron pulchellus، پ تركيب شامل 11 ماده است كه از مهمترين آنها : P- سيمن ، لينالول ، كامفور ، سيناما آلدهيد و اوژنول مي باشد . در اسانس olivieri phlomis تركيب شامل 15 ماده است كه مهمترين آنها كامفن ، سابينن ، بتاپينن ، ليمونن و گاما ترپينن مي باشد .
 
اثرات آللوپاتيك ترشك ( Rumex Crispus L . ) بر جوانه زني و رشد گياهچه هاي چند گونه گياهي
نام ارائه کننده : اكبر نورسته نيا (کارشناسی ارشد- زيست گياهي – گرايش علوم گياهي )
نام استاد راهنما : دكتر مسعود خيامي
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 15/2/78
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 خواص آللوپاتيك گياه ترشك (Rumex crispus ) و مكانيسم عمل مواد بازدارنده موجود در آن مورد بررسي قرار گرفت . مواد آللوشيميايي موجود در برگ ترشك از جوانه زني بذوز سس ، شاهدانه ، گوجه فرنگي و تربچه جلوگيري نمود ، در حاليكه عصاره ريشه تأثير معني‌داري روي جوانه زني بذور مزبور نداشت . از طرف ديگر عصاره برگ مو نيز تأثيري بر جوانه‌زني بذور گونه‌هاي فوق نداشت . اين مطلب حاكي از آنست كه موارد غيرآللوپاتيك موجود در برگها و ساير اندامهاي گياهي تأثير منفي بر جوانه‌زني و رشد ندارند . مواد آللوشيميايي موجود در برگ ترشك ، از رشد و نمو گياهچه هاي آزمايشي در خاك جلوگيري نمود . بنابر اين ترشك يك گياه آللوپاتيك مي باشد و مواد آللوشيميايي موجود در برگها پس از تجزيه و پوسيده شدن وارد فاز مايع خاك شده و در آن حركت كرده و جذب ريشه گياهان حساس شده و از رشد آنها جلوگيري مي كند . از طرف ديگر عكس العمل گونه‌ها در برابر ماده بازدارنده يكسان نبوده و اين موضوع نشان مي‌دهد كه ماده بازدارنده خاصيت انتخابي دارد . با توجه به نتايج فوق اين اميدواري وجود دارد كه در آينده بتوان از اين موارد بازدارنده براي كنترل رشد و نمو گياهان استفاده به عمل آورد . بررسي مكانيسم عمل مواد آللوشيميايي هدف ديگر اين تحقيق بود . لذا اثر مواد بازدارنده بر بعضي فراينده هاي بيوشيميايي و فيزيولوژيكي مورد مطالعه قرار گرفت . مواد بازدارنده برگ ترشك از سنتز كلروفيل a و b جلوگيري نمود . در اين مورد همبستگي خطي منفي بين غلظت مواد آللوشيميايي و مقدار كلروفيل هاي a و b بدست آمد . يعني هر قدر غلظت مواد بازدارنده اضافه شود . از ميزان كلروفيل كاسته مي شود . اين مطلب اثر منفي بر فتوسنتز خالص در گياهان حساس دارد . تاثير منفي ماده بازدارنده بر سنتز كلروفيل a بيشتر از كلروفيلb بود . جذب عناصر سديم . پتاسيم ، كلسيم ، منزيم و آهن در گياهان شاهد و تيمار يافته مورد بررسي قرار گرفت . عكس‌العمل گياهان آزمايشي در اثر مواد آللوشيميايي از نظر جذب عناصر فوق يكسان نبود . در شاهدانه جذب پتاسيم در رابطه با غلظت مواد بازدارنده بصورت خطي افزايش مي‌يابد در حاليكه در گوجه فرنگي و تربچه كاهش مي يابد . در مورد جذب سديم عكس‌العمل گونه‌ها كاملاً‌ مشابه بوده و هر سه گونه كاهش جذب را بصورت خطي در رابطه با غلظت ماده بازدارنده نشان مي‌دهند . جذب كلسيم نيز در هر سه گونه يكسان بود و با افزايش غلظت مواد آللوشيميايي از ميزان جذب كلسيم كاسته مي‌شود . گونه هاي آزمايشي براي جذب آهن نيز عكس العمل هاي متفاوت نشان دادند . ميزان جذب آهن در شاهدانه و گوجه فرنگي در رابطه با افزايش غلظت ماده بازدارنده افزايش يافت در حاليكه در تربچه كاهش يافت . جذب منيزيم توسط گياهان مورد آزمايش تفاوت معني داري را نشان نداد و عكس العمل هر سه گونه يكسان بود. سنتز پروتئين ها تحت تأثير مواد آللوشيميايي برگ ترشك تغيير مي كند و عكس العمل گياهان آزمايشي يكسان نبود . سنتز پروتئين كل در شاهدانه در رابطه با افزايش استرس شيميايي افزايش مي يابد كه احتمال دارد نوعي مكانيسم دفاعي باشد . در حاليكه در گوجه فرنگي بصورت خطي كاهش مي يابد . بررسي اثر مواد آللوشيميايي موجود در برگ ترشك بر فعاليت آنزيم كاتالاز و پراكسيداز نشان داد كه با افزايش غلظت مواد بازدارنده از فعاليت هر دو آنزيم بصورت خطي كاسته مي‌شود . بازداري فعاليت اين دو آنزيم سبب افزايش و تجمع آب اكسيژنه در سلولها مي شود . آب اكسيژنه اثر تخريبي شديد بر مولكولهاي رنگيزه‌هايي مثل كلروفيل‌ها ، كاروتن‌ها و گزانتوفيل‌ها دارد . اين موضوع مي‌تواند يكي از دلايل كاهش رشد در گياهان آزمايشي باشد.
 
 
 
 
 
بررسي امكان كنترل شيميايي علف هرز شيرين بيان در مزارع ديم كرمانشاه
نام ارائه کننده : مژگان ويسي (کارشناسی ارشد- علوم گياهی گرايش فيزيولوژي)
نام استاد راهنما : دكتر مجيد نوجوان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 22/4/78
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 شيرين بيان (Glycyrrhiza glabra L . ) يكي از علفهاي هرز چند ساله غالب در مزارع مختلف ، بخصوص گندم و نخود در استان كرمانشاه مي باشد . در اين مطالعه تأثير علفكشهاي مختلف سيستميك و مخلوط با خاك در كنترل اين شيرين بيان ، همچنين امكان كنترل آن در سال زراعي بعدي يا به عبارتي ديگر رويش مجدد آن مورد بررسي قرار گرفت . تأثير تيمارهاي مختلف علفكش ها در ميزان پروتئين و قند و ريشه نيز بررسي شد . از طرف ديگر مناسبترين مدت زمان تيماردهي بذر شيرين بيان با اسيد سولفوريك غليظ و درجه حرارت بهينه براي جوانه زني آن معين گرديد. در پايان نمودار رشد گياه بر حسب ارتفاع بوته تعيين شد. نتايج حاصل نشان داد كه مخلوط علفكش توفوردي + ام‌سي‌پي‌آ 2 و 3 كيلو گرم ماده مؤثر در هكتار ، صد در صد شيرين بيان را در گلخانه كنترل نمودند . همين تيمارها به ميزان 2/98 و 100 در صد در رويش مجدد اين گياه را كنترل نمودند . در اين بررسي ها گليفوسيت 3 و توفوردي + ام‌سي‌پي‌آ 3 و 2 و 1 و رشد جوانه ها بر روي ريشه را به طور معني دار كنترل نمودند . توفوردي + ام‌سي‌پي‌آ 3 و 2 و 1 كيلو گرم ماده مؤثره بر هكتار نيز همگي از افزايش وزن ريشه جلوگيري نمودند . مخلوط گليفوسيت و سولفات آمونيوم نيز به ميزان ( 1+5/1 ) كيلو گرم مادة مؤثره در هكتار از نظر كنترل وزن خشك ، رويش مجدد و افزايش وزن ريشه بسيار عالي مي باشد. از نظر كنترل تعداد جوانه تيمار هاي مخلوط گليفو سيت و سولفات آمونيم بميزان (1+5/1) و (1/0+5/1) كيلوگرم ماده موثردر هكتارنيز تاثير مطلوبي داشته است. در مزرعه آيش مناسب ترين تيمار ها براي كنترل تعداد بوته و وزن خشك توفوردي + ام‌سي‌پي‌آ به نسبت هاي 3 ، ( 5/1 + 5/1 ) ، 5 ، ( 5/2 + 5/2 ) كيلوگرم مادة مؤثره در هكتار ، مخلوط ترفوردي + ام‌سي‌پي‌آ و گلفوسيت به نسبت ( 5/1+ 5/2 ) و مخلوط گلفوسيت و سولفات آمونيوم به نسبت ( 3 + 4 ) كيلوگرم مادة مؤثره در هكتار باشند . در رويش مجدد شيرين بيان در سال زراعي بعد ، تيمارهاي توفوردي + ام‌سي‌پي‌آ به نسبتهاي 3 ، ( 5/1 + 5/1 ) ، 5 و ( 5/2 +5/2 ) كيلو گرم مادة مؤثره در هكتار به ترتيب 2/98 ، 65/98 ، 75/97 ، 1/99 در صد شيرين بيان را كنترل نمودند . در بررسي تأثير علفكشهاي مخلوط با خاك بر جوانه زني بذر شيرين بيان ، تيمارهاي لينورون 2 و 5/2 ، اتال فلورالين 4 و 5/4 تريفلورالين 4 و 5/4 تريفلورالين 2 و 5/2 گرم مادة مؤثره در ليتر جوانه زدن دانه را بسيار خوب كنترل نمودند . در بررسي طول ريشه چه در گياهچه هاي بذري شيرين بيان تيمارتريفلورالين 5/2 گرم مادة مؤثره در ليتر با 23/88 در صد كنترل بسيار مؤثر بود . بهترين علفكش خاك كاربرد براي كنترل وزن خشك بوته شيرين بيان در گلخانه ، تيمارهاي تريفلورالين 4/2 كيلوگرم مادة مؤثر در هكتار و اراديكان 3/3 و 5/6 كيلو گرم مادة مؤثره و اتال فلورالين 2 كيلوگرم مادة مؤثره در هكتار بودند . بررسي تأثير اسيد سولفوريك غليظ بر در صد جوانه‌زني بذر شيرين‌بيان نشان داد كه بيشترين جوانه‌زني در تيمار زماني 30 دقيقه با ميانگين در صد جوانه زني 100 در صد صورت مي‌گيرد . از طرف ديگر درجه حرارت بهينه جهت حوانه زني شيرين بيان بين 20 تا 30 درجه سانتي‌گراد مي باشد. بررسي مقدار پروتئين در ريشه شيرين‌بيان نشان داد كه توفوردي + ام‌سي‌پي‌آ در ميزان‌هاي پايين باعث افزايش پروتئين و در ميزان‌هاي بالا باعث كاهش آن شده است. گليفوسيت نيز در ميزان هاي بالا تاثير كاهندگي بر پروتئين ريشه دارد پائين ترين ميزان قند در ريشه هايي كه با تيمار گليفوسيت 3 و 2 كيلو گرم ماده مؤثره بر هكتار و توفوردي + ام‌سي‌پي‌آ 3 و 2 كيلو گرم مادة مؤثره بر هكتار در آزمايش اول و تيمار مخلوط گليفوسيت و سولفات آمونيوم بميزان ( 1+5/1 ) كيلو گرم مادة مؤثره در هكتار در آزمايش دوم مشاهده شد . منحني رشد شيرين‌بيان بر حسب ارتفاع بوته نسبت به زمان نشان مي دهد كه رشد رويشي آن از 20 فروردين شروع و تا 30 خرداد به پايان مي رسد .
 
 
 
بررسي فلور دره شهدا اروميه
نام ارائه کننده : يعقوب علي حقي (کارشناسی ارشد- علوم گياهی گرايش تاگزونومي)
نام استاد راهنما : دكتر محمد علي رجامند و دكتر والي ا... مظفريان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 4/8/78
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 پوشش گياهي ايران تنوع اكولوژيك وغناي گونه اي زيادي را داراست . پوشش گياهي دره شهدا اروميه از تنوع گونه‌اي فراواني يرخوردار است وگونه‌هاي آن بطور كامل شناسائي نشده‌است. تعــــدادي از نمونه هاي جمع‌آوري شده ازاين منطقه در هر باريم دانشكده علوم دانشگاه اروميه موجود مي‌باشد. در اين تحقيق با استفاده از روش فلورستيك ( Floristic ) با شناسائي گياهان منطقه پرداختيم . در اين روش پس از جمع آوري وخشك نمودن نمونه‌ها ، براي شناسائي نام گونه ، هر نمونه گياهي ، ابتدا با گياهان نام گذاري شده موجود در هرباريم دانشكده علوم دانشگاه اروميه و هر باريم مركز تحقيقات منابع طبيعي اروميه ، مقايسه شدند. برهمين اساس تعدادي از گياهان شناسائي شدند بقيه گياهان تا حد امكان با استفاده از فلورايرانيكا ، فلور تركيه ، فلور ايران ، فلور گياهان آوندي ، فلور آذربايجان ، فلور شوروي و...... شناسائي شدند. در تركيب گونه اي دره شهدا اروميه 58 خانواده ، 186 جنس و215 گونه گياهي مشخص گرديد . پس از شناسائي تيره‌ها وگونه‌هاي گياهي منطقه فيتوكورياي آنها نيز مورد بررسي قرارگرفت و مشخص گرديد كه 3 درصد گياهان منطقه را عناصر مديترانه‌اي ، 10 درصد اروپا – سيبري و87 درصد آنرا عناصر ايران – توراني تشكيل مي‌دهند .
 
اثر تنش خشكي بر روي تغييرات پروتئين كل و قندهاي محلول در 9 رقم از گونه عدس زراعي
نام ارائه کننده : رضا شكسته بند (کارشناسی ارشد علوم گياهی)
نام استاد راهنما : دكتر رضا حيدري و دكتر مجيد نوجوان
اسامی اساتید مشاور :
تاریخ ارائه : 14/7/1378
 
 
 
کلمات کلیدی :
چکیده:
 اين پروژه شامل دو قسمت مي باشد : 1 – در قسمت اول اثرتنش خشكي بر روي برخي تغييرات بيوشيميائي از جمله، تغييرات ميزان پروتئين كل، الكتروفورز پروتئين‌ها و تغييرات قند‌هاي محلول، در دانه هاي 9 رقم از گونه عدس زراعي مورد بررسي و آناليز آماري قرار گرفت. نتايج حاصل نشان داد كه ميزان پروتئين كل متناسب با افزايش سطح تنش كاهش يافته است . الكتروفورز پروتئين‌ها قبل و بعد از تنش نشان داد كه غلظت چند نوع پلي‌پپتيد با وزن‌هاي مولكولي 15 – 60 كيلو دالتون بعد از اعمال تنش خشكي در همه ارقام كاهش يافته است و در دو رقم ILL 590 و ILL 6212 يك پلي پپتيد 80 كيلو دالتوني بطور تازه سنتز شده است . از طرف ديگر ميزان قندهاي محلول در اثر تنش خشكي افزايش يافته كه اين افزايش متناسب با سطح تنش نبوده ودر سطح چهارم استرس اندكي كاهش يافته است . تغييرات ميزان پروتئين كل وقندهاي محلول درچهاررقم ILL975-ILL707-ILL590 وILL6212 بالاتر از بقيه ارقام بود وباتوجه به نتايج الكتروفورز احتمالا اين ارقام نسبت به بقيه ارقام مورد مطالعه در مقابل خشكي مقاومت بيشتري از خود نشان بدهند. 2- در قسمت دوم تفاوتهاي 9 رقم مورد مطالعه با استفاده از الكتروفورز پروتئين كل وپروتئين محلول در نمك ( گلوبولين‌ها ) دانه‌هاي اين ارقام مورد بررسي قرار گرفت . در هر دو حالت باندهاي حاصل از پروتئين هاي ذخيره‌دانه ارقام مشابه بوده بنابراين نمي‌توان از اين دو روش براي شناسائي وگروه بندي اين ارقام استفاده كرد.